تبليغاتX
محسن رنجبران
همايش وبلاگ نويسان حامي احمدي نژاد

سلام

در همايش وبلاگ نويسان حامي احمدي نژاد شرکت نمودم.

مباحث خوبی مطرح شد سخنران مراسم دکتر عباسی بود.

در پایان متن تشکر آمیز دکتر احمدي نژاد از وبلاگ نویسان قرائت شد.

آقای مشاعی استاد دانشگاه محل تحصیل گفته بود

به مهندس ثمره هاشمی سلام برسان و بگو پناه بر خدا

ماهم سلام رساندیم و ایشان هم گفتند در جواب بگو واقعا پناه بر خدا

یک سری نظراتم را هم به مهندس ثمره هاشمی گفتم

به امیذ پیروزی قاطع دکتر عزیز

 

 

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 18:1 |

 

 

 



 

 

 

 

 



 

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه هشتم خرداد 1388 و ساعت 14:43 |

مراسم حامیان اینترنتی دکتر احمدی نژاد

به لطف و رحمت الهی در اين دوره از انقلاب اسلامي كه همان عدالت خواهي و مهر ورزی است، توفیق یافتیم تا مجددا در صحنه فعالیت و انتخابات حاضر شده تا بار دیگر شعار "ما می توانیم" را زمزمه و "ما توانستیم" را به رخ مدعیان واهی ثابت کنیم.به همین منظور همایش سراسری فعالان اینترنت و وبلاگ نویسان حامی این گفتمان را با همراهی و یاری شما بزرگواران برگزار خواهیم کرد.
سخنرانان: دکتر حسن عباسی - مهندس سید مجتبی ثمره هاشمی
زمان: یکشنبه 10 خرداد 1388 از ساعت 17 الی 19
مکان : سالن سید الشهدا (ع) – میدان هفتم تیر – ابتدای خیابان مفتح جنوبی.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه هشتم خرداد 1388 و ساعت 14:5 |

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فحاشي و تهمت دختر هاشمي عليه دولت و ملت

همايش بزرگداشت دوم خرداد امروز با حاشيه هايي با طعم دروغ و تهمت همراه بود به گونه اي که فائزه هاشمي در جايي از سخنراني خود گفت: اگر بر اثر خطاهاي ما دولت نهم دوباره بر روي کار بيايد بعيد نيست اين دفعه امر برايش مشتبه شود و خود را امام زمان بداند .

به گزارش "حدا نیوز"به نقل از، همايش بزرگداشت دوم خرداد و هجمه به دولت نهم امروز برگزار شد .

همايشي بود از جنس تخريب و تخريبي بود از جنس نامردي. آناني که اخيرا در سخنراني هاي طويل خود صحبت از مردانگي و عدالت مي زدند امروز مردانگي را با تخريب رقيب خويش به خوبي به نمايش گذاردند.

دعوت از مهمانان رنگارنگ ، استفاده از رنگ هاي مختلف، استفاده از آهنگهاي هيجاني ، نمايش حرکات ناموزون نظير رقص و آواز، تجمع دختران و پسران در ميان هم و پاي کوبيدن و به قول خود شادي کردن در دست به دست هم، از جمله مواردي بود که به گفته فائزه هاشمي، جريان اصلاحات به دنبالش است.

امروز شاهد نامردي از جنس خطر، جهل و عوام فريبي بوديم آن هم يک طرفه و کسي نبود تا از ذره اي زحماتي که هيچ وقت قدر دانسته نشد دفاع کند.

در اين همايش برخي را از جنس باران خواندند اما نگفتند که اين باران اگر باران ذلال بود حداقل کسي را در نبودش تخريب نمي کرد پس شايد بتوان از آن باران گل آلود نام برد.

در اين همايش در خصوص معنويت و بازگرداندنش به جامعه شعارهاي زيادي داده شد اما معنويتي که در آن نه حجاب ، نه عدالت ، نه برادري و نه حفظ حريم ها باشد چه معنويتي است، نمي دانم !

بشنويد از داستان نابرابري و عوام فريبي...

ساعت 14 و دوم خرداد سال88 است اتوبوس ها آماده حرکت از ميادين بزرگ تهران به سمت ورزشگاه آزادي هستند و جمعيت جوان براي شرکت در اين همايش به راه افتاده است. با برخي از آنها که صحبت مي کني مي بيني که او را با شعار آزادي به اين راه کشانده اند شعاري که دوم خرداد 76 هم سر دادند تا جوانان را به سمت خود بکشانند.

به ورزشگاه که مي رسي مي بيني که شال و پيراهن و دستبندهاي سبز به شرکت کنندگان مي دهند تا سالن وزرشگاه يک دست سبز شود.

سيستم صوتي به گونه اي تعبيه شده بود که به محض ورود به سالن گوش خود را مي گرفتي که مبادا پرده گوشت پاره شود و شاهد اين همه نامردي نباشي . موسيقي هاي آرماني که تمام شرکت کنندگان را به هيجان آورده بود و باعث شده بود که حرکات ناموزون انجام دهند.

در بين شرکت کنندگان هنرمنداني از جمله بهاره رهنما ، پگاه آهنگراني ، ليلي رشيدي،کيومرث پور احمد ، حامد حاکان ، طناز طباطبائي، کامبوزيا پرتو و چندين تن ديگر به چشم مي خورند.

تماشاگران سبز رنگ براي بهاره رهنما دائما جيغ و سوت مي کشيدند و او هم با تعظيم و برخي حرکات ديگر علاقه خود را به آنها ابراز مي کرد.

اوايل برنامه ويدئو کلوپ هايي پخش شد که از ابتداي رفتن شاه از کشورجمهوري اسلامي گرفته تا سخنان امام خميني (ره) و مصدق و شريعتي و حتي فوت بنيان گذار جمهوري اسلامي و در نهايت آزادي خرمشهر و نخست وزيري ميرحسين موسوي و سخنراني خاتمي ، همه را در برداشت.

نکته قابل توجهي که نظر همه را به خود جلب کرد پوشش خبري رسانه هاي خارجي به طور وسيع بود.

بهاره رهنما بازيگر سينما و تلويزيون در جايگاه هنرمندان دائما با پوستر هاي ميرحسين موسوي موشک درست کرده و از جايگاه آنها را به پائين پرتاب مي کرد البته در اين ابراز علاقه آن هم به روش موشکي پگاه آهنگراني هم مشارکت داشت.

حال بشنويد از سخنراني هاي که هيچ شباهتي به ميدان نامردي نداشت...

ابتدا عضو ارشد ستاد انتخاباتي موسوي سخنراني کرد و او آغازگر هجمه هايي بود که به دولت نهم نسبت داد او اولين سخنران بود، که در همان ابتدا عملکرد صداوسيما را مورد تخريب قرار داد.

و ما در حالي سخنان او را مي شنيديم که طي روزهاي گذشته احمدي نژاد از صدا وسيما درخواست کرده بود که چند سفر استاني هيأت دولت در روزهاي قبل از شروع تبليغات رسمي نامزدهاي دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري، را پوشش خبري ندهند که نکند زماني بي عدالتي صورت بگيرد اما عدالت از زبان احمدي نژاد کجا و حاميان اصلاحات کجا !!!!

عدالت اصلاحات به وضوح در کلام آنها در اين همايش پيدا بود....

امين زاده گفت: صداوسيما رسانه در اختيار رقيب ميرحسين و خاتمي است از ساخت فيلم هاي جعلي گرفته تا دروغ و تهمت از هيچ کوششي دريغ نمي کند.

"در اين ميان حضار با فريادهاي بسيار شعار مي دادند که بيست و سي حيا کن اصلاحات رو رها کن !"

وي ادامه داد: هم اکنون بيش از هر زمان ديگري دروغ گفته مي شود(با دست و سوت حضار همراه است)

امين زاده باز هم ادامه داد که از ثروت ملي ايران براي فعاليت هاي انتخاباتي سوء استفاده مي شود(باز هم با سوت و کف همراه بود)

"در اين زمان سبزپوشان شعار دادند دولت سيب زميني نمي خوايم نمي خوايم"

عضو ارشد ستاد ميرحسين موسوي باز هم ادامه داد: " مي گويند که کشور تهديد نشده است کشوري که در اوج افتخار و اقتدار تحويل گرفته و آن را در معرض تحريم، تهديد و انزواي بي سابقه قرارداده اند.

او همچنين باز هم گله کرد که تلاش کرديم جاي بزرگتري بگيريم اما ندادند و اجازه نداند که ستاد اصلاح طلبان راه سازماندهي شود !

بعد از سخنان امين زاده نوبت به سخنراني همسر شهيد رجايي رسيد.

"راه شهيد رجايي همواره در دلهاي مردم زنده خواهد ماند" اين جمله اي است که احمدي نژاد در سخنراني اش در قزوين بيان کرد.

وي مي گويد مي خواهم راه رجايي را زنده نگاه دارم و او را الگوي خودم کنم اما هيچ گاه نگفته است که من شبيه به رجايي هستم.

احمدي نژاد معتقد است که هيچ کس همانند رجايي نخواهد آمد اما باز هم خود را شبيه او عنوان نکرده و تنها خود را وسيله اي مي داند که بتواند راه او را زنده نگاه دارد.

اما بشنويد از شبيه سازي هايي که در اين همايش صورت گرفت.

همسر شهيد رجايي که به گفته حاميان ميرحسين موسوي مهره آس آنها بود گفت: ملت ما ملتي آگاه و با شعور اس و فهيم از مصداق ها است اگرچه ميرحسين مستقل و برجسته است اما اگر قرار باشد به اينکه رجايي به عنوان الگوي برجسته شبيه سازي شود نزديکترين فرد از نظر شخصيتي، مديريت، بينش سياسي، اقتصادي و ... ميرحسين موسوي است او مثل رجايي است.

وي ادامه داد: نمي خواهم از بدي هاي کسي سخن بگويم اما به هرحال تجربه هاي بدي را پشت سر گذاشتيم حتي در زمان حضرت امام (ره(.

همسر شهيد رجايي که تشکيل کميته صيانت از آراء را کميته سياست از آراء عنوان مي کرد مشخص بود که معرفي کنندگان ين طرح به همسر اين شهيد بزرگوار به خوبي از کارشان برنيامدند و اين کميته را به خوبي براي وي تشريح نکرده بودند.

همسر شهيد رجايي گفت که اميدوارم مردوم هوشيار باشند و با حضور حراکثري خود در حوزه هاي انتخابيه حضور مستمر داشته باشند.

و اين سخنان در حالي گفته مي شود که در گذشته نزديک مقام معظم رهبري تاکيد بر عدم تخريب و سياه نمايي کرده بودند.

فائزه هاشمي دختر رئيس دولت سازندگي سخنران بعدي بود که تمام زحمات دولت نهم را به باد ناسزا گرفت واخلاق را که به گفته خودشان در دولت اصلاحات بسيار مهم است حتي به اندازه ناچيزي رعايت نکرد.

وي براي سبزپوشاني که به صورت بسيار نامناسب خود و موها و لباس هاي خود را آراسته بودند اينگونه تعريف کرد که " يادم است در دوم خرداد 76 به هر سفر استاني و يا سخنراني و يا داشنگاه و مسجدي که مي رفتم بر اين نکته تاکيد داشتم که مردم کسي را انتخاب کنند که ادامه راه دوره سازندگي باشد زيرا مي خواستم زحمات دولت سازندگي از خاطره ها نرود اما الان شرايط کاملا برعکس است مشکلات و شرايطي که در اين دولت به سر مي بريم شرايط نکبت، خفت و خواري است که نصيب ملت ايران شده است پس از ملت مي خواهم تلاش کنند تا اين چهار سال دوباره تکرار نشود و دوباره برنگردد"

وي ادامه داد: نمي خواهم با پند هاي نامناسب شادي امروز شما را خراب کنم اما بد نيست که بدانيد اگر بر اثر خطاهاي ما اين دولت دوباره بر روي کار بيايد بعيد نيست اين دفعه امر برايش مشتبه شود و خود را امام زمان بداند و خطاهاي گذشته با قدرت بيشتري ادامه پيدا کند.

هاشمي گفت: به عنوان يک شهرونداز مير حسين و کروبي مي خواهم تا ارزيابي کنند و ببينند هرکدام که رايش بيشتر است ديگري به نفع او کناره گيري کند.

پس از اتمام سخنراني هاي فائزه هاشمي کليپ هايي پخش شد که برخي از حاضرين که در کف ورزشگاه قرارداشتند شروع به رقص ترکي کردند

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه چهارم خرداد 1388 و ساعت 20:5 |

با سلام

نویسنده این وبلاگ نیز بزودی در ستاد حامیان جوان دولت اسلامی حضور خواهد یافت

 به امید پیروزی قاطع دکتر احمدی نژاد در حماسه ۲۲ خرداد

وب سایت حامیان جوان دولت اسلامی

با عنایت به ثبت نام جناب آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور مکتبی و مردمی جمهوری اسلامی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و نظر به اینکه همواره جوانان پیشگام حرکت های حق محور و عدالت خواه بودند و در عرصه های مختلف نظیر پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با ایثار و رشادت های بی مثال، حماسه آفرین بودند، اینک نیز در آزمون انتخابی دیگر عزم خود را برای حمایت از علمدار عدالت، خادم محرومان و ملت، یاور ولایت جناب آقای دکتر احمدی نژاد جزم نمودیم و اگر چه ستادهای اصلی وی در قلب های جوانان علوی و فاطمی این مرز و بوم خیلی پیش از اینها شکل گرفته است اما برای همدلی هرچه بیشتر با دلدادگان زمینه سازان تشکیل دولت اسلامی که به طور قطع با ظهور دولت حجت این آرمان نیز به حقیقت کامل می پیوندد، نشانی ستاد حامیان جوان دولت اسلامی جهت همکاری جوانان پرشور و انقلابی به شرح ذیل اعلام می گردد:

تهران- میدان انقلاب- خیابان کارگر شمالی ـ خیابان نصرت – نرسیده به جمالزاده – نبش کوچه پیام آوران - پلاک  16

شماره تماس: 66935118-021

همچنین فعالان اینترنتی می‏توانند با ثبت نام در پایگاه اطلاع رسانی حامیان جوان دولت اسلامی به آدرس www.hamiyan.ir به جمع فعالین این ستاد بپیوندند.  

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:57 |

سلام

۱-اول از همه از هر کسی که به وبلاگ من سر می زند می خواهم برای من دعا کند چون در تیر  ماه یک اتفاق کاری در میان هست که ممکن هست زندگی من را به نابودی به کشاند... حتما دعایمان فرمایید حتما ... به حرمت آقا امام زمان دعایمان فرمایید..

۲- این روزها نام بذرپاش مجددا و بیشتر از گذشته بر سر زبانها افتاده است ولی من دوست نداشتم نام ایشان اکنون و در زمان انتخابات بر سر زبانها بیفتد! چون انسانهای کم ظرفیت همه چیز را با فعل معکوس برره ای می خوانند!!!

ظاهرا آقای احمدی نژاد از ایشان خواسته اند که در صدر شستا "شورای سیاستگذاری تامین اجتماعی"قرار گیرند البته برابر اخبار رسانه ها،من  با همراه برادر مهرداد تماس گرفته ام چند بار، تا ضمن بیان برخی مطالب در مورد روزنامه ،انتخابات و... به خود ایشان صحت و سقم مسئله را جویا شوم که متاسفانه پاسخی به موبایلشان نداده و به علت کسرت کار رد تماس را بر وصل تماس ترجیح می دهند تا ببینیم کی جواب می دهند!

اگر ایشان به شستا بروند و نروند سیاست آقای احمدی نژاد در واگذاری مدیریت به جوانان گویای موفقیت این نظریه  است و من یقین دارم در صورت تصدی مسئولیت شستا از سوی برادر بذرپاش تغییر و تحولی اساسی و جدی در برنامه های این سازمان صورت خواهد گرفت که سود آن یقینا به مردم خواهد رسید.

گفتنی است از مهم‌ترین اقدامات برادر مهندس مهرداد  بذرپاش در سایپا می‌توان به ارائه فیس‌لیفت جدید تندر 90، تولید مینیاتور، اجرای طرح‌های 30 گانه در یک سال، افتتاح خط تولید مگان، افزایش قراردادهای این گروه خودروسازی با وزارتخانه‌های مختلف از جمله آموزش و پرورش را نام برد.

واگذاری بیشتر از 100 هزار دستگاه خودرو با شرایط ویژه به فرهنگیان، فروش اینترنتی تمامی محصولات سایپا، تولید پراید مجهز به ترمز ABS و کمربند اصلاح شده، افتتاح خط تولید موتور تندر 90، طرح توسعه شیشه‌نشکن، گسترش خدمات امدادی و توسعه امداد خودرو سایپا، راه‌اندازی امداد هوایی، افتتاح طرح تولید رنگ‌های خودرو پایه آب، رونمایی از خودرو زانتیا 2، راه‌اندازی خط تولید خودرو میدلام، افتتاح نمایندگی سایپا در شمال آفریقا (الجزایر)، رونمایی از 4 نوع خودروی ویژه معلولان، تولید وانت دوگانه‌سوز شوکا، امضای تفاهم‌نامه با شرکت پروتون، افتتاح خط تولید تراکتور 299 دو دیفرانسیل، رونمایی از 2 مینی‌بوس مهسان و کمپرسی FM9، افتتاح 60 نمایندگی جدید در کشور، تولید موتور دوگانه‌سوز انژکتوری، افتتاح طرح سرویس خدمات در محل مشتری سایپا، تولید انبوه پراید صبا با موتور دوگانه‌سوز انژکتوری و تولید موتور پایه گازسوز از اقدامات مهندس بذرپاش اعلام شده است.

همچنین افتتاح کارخانه فنرسازی در گلپایگان، افتتاح ورزشگاه پارس‌خودرو، بهره‌برداری از کارت خدمات خودرو، توسعه خدمات گارانتی قطعات فروخته شده، طرح استانداردسازی نمای نمایندگی‌ها با هدف زیباسازی محیط شهری، رونمایی از ریو با گیربکس اتوماتیک، رونمایی از سه مدل تراکتور در شرکت تراکتورسازی ایران، رونمایی از مینی‌بوس آذر، رونمایی از موتور تماماً ایرانی ساخت سایپا، رشد 15 درصدی تولید گروه از 550 هزار دستگاه در سال 86 به 630 هزار دستگاه در سال 87، رشد 5/29 درصدی در سهم فروش، بازده 4/17 درصدی در مقابل بازده 5/0 درصدی کل بورس، پرطرفدارترین سهم بازار سرمایه در 2 سال اخیر، آماده‌سازی مقدمات راه‌اندازی بانک سایپا، برگزاری جشنواره برترین‌های رسانه در حوزه صنعت خودرو، توسعه ناوگان تاکسیرانی کشور و طراحی، از جمله اقدامات گروه خودروسازی سایپا در دوران مدیریت مهندس بذرپاش بوده است.

۳ - احمدی نژاد و انتخابات...

دکتر برایت دعا می کنیم و تا آخرین لحظه با تو هستیم

به محض آغاز فعالیتها در کنار شما هستیم تا آخر آخر...

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:56 |
دل ما خراب عشقه ، احمدی نژاد و عشقه!

احمدی نژاد میمونه ، چون که همه میدونن

کارهایی که اون کرده ، ملت و بیدار کرده

تو راه پر پیچ و خم ،کنار هر سنگ و غم

اون مثل مرد وایساده،چون عاشق مردمه

چون عاشق خدمته،خدمت صادقانه

با کمترین هیاهو ،کارهایی که اون کرده

هر که بخواد بدونه،با صداقت ببینه

۳۰ سال انقلاب رو دوباره احیا کرده

راه رو گم کرده بودن ،بگم کیا

نه همه خوب می دونن

همونهایی که هر جا هر لحظه بی تفکر

دنبال هتک حرمت دنبال هوای قدرت

دنبال راه های ناصواب

تا میگفتی چرا میگفتند از ما خلاف

ولی همه دونستند کی عاشق دل زنده است

کی مرد و همیشه برنده است

محمود احمدی نژاد و الان همه میشناسن

همه اینو میدونن

اصلح ترین کدومه

صادق ترین کدومه

لایق ترین کدومه

ما دوباره نذز کردیم مثل ۴ سال پیش

وقتی تو مسجد هستیم

با شیرینی و شربت

با شوق و وصف نامش

با یکصدای غرا فریاد سر دهیم که

پیروزی ات مبارک

خادم با صداقت

صاحب دلان بدانند

این است ندای ملت

اصلح ترین تو هستی

صادق با ولایت

دل ما خراب عشقه احمدی نژاد و عشقه...

 

 

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 18:34 |

همه هستیم

10 ارديبهشت ماه

همايش دانشجويان حامي دكتر احمدي نژاد برگزار مي شود

همايش دانشجويان حامي دكتر محمود احمدي نژاد در انتخابات آينده، عصر روز پنج شنبه، 10 ارديبهشت ماه برگزار خواهد شد.

به گزارش منابع موثق، ستاد مردمي و اقشاري دکتر احمدي نژاد همايشي را ساعت 15:30پنج شنبه، 10 ارديبهشت مصادف با ولادت حضرت زينب(س) در ميدان بسيج روبروي شهرداري منطقه 15 برگزار خواهد كرد.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 13:37 |
 اولين همايش خودجوش دانشجويي حاميان محمود احمدي‌نژاد در انتخابات رياست‌جمهوري آتي دیروز در سالن سيد‌الشهدا تهران برگزار شد.
 اولين همايش خودجوش دانشجويي حاميان محمود احمدي‌نژاد با حضور گسترده دانشجويان دانشگاه‌هاي كشور و نمايندگان تشكل‌هاي دانشجويي بعدازظهر امروز چهارشنبه و از ساعت 16:30 در سالن سيدالشهدا(ع) واقع در ميدان هفت‌تير ابتداي خيابان مفتح برگزار شد كه با حاشيه‌هايي نيز همراه بود.
اين همايش با پخش كليپي از سفرهاي استاني احمدي‌نژاد آغاز شد و در ادامه تعدادي از دانشجويان در سخناني حمايت خود را از محمود احمدي‌نژاد اعلام كردند.
در ابتداي مراسم مجيد بذرافكن دانشجوي دكتراي دانشگاه تهران، با اشاره به اين سخن امام كه "تا شرك و كفر است مبارزه هم است، تا مبارزه هست ما هم هستيم " اضافه كرد: ما براي گرفتن مسئوليت با كسي دعوايي نداريم و بايد توجه كرد كه جهان امروز تشنه فرهنگ ناب محمدي است.
اين فعال دانشجويي در ادامه با بيان اينكه همه ما فرزندان معنوي خميني(ره) هسيتم، تصريح كرد: ما عاشقان ولايت و شهادتيم و براي رسيدن به شهادت روز شماري مي‌كنيم.
بذرافكن با اشاره به اينكه شكست دشمنان اسلام و منافقين كه آرزوي ماست، تاكيد كرد: هيچ شيريني بالاتر از اين نيست كه شاهد سقوط اركان و كنگره ثروت و قدرت باشيم.
وي در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اينكه هيچ شيريني بالاتر از اين نيست كه ريشه سلطان حسين‌‌ها و مفسدان خشكيده است، گفت: ملت عزيز ما ملتي مبارز است و مبارزه با رفاه‌طلبي سازگار نيست و آنان كه تصور مي‌كنند مبارزه و عدالتخواهي با رفاه‌طلبي منافاتي ندارد، سخت در اشتباهند.
اين فعال دانشجويي فقرا و بي‌بضاعتان را برپاكنندگان واقعي انقلاب دانست و خاطرنشان كرد: مردم ايران تحمل بسياري از مشكلات را داشته و ثابت كرده‌اند تحمل گرسنگي و تشنگي را دارند ولي تحمل ظلم را ندارند.
بذرافكن در پايان سخنانش قسمتي از نامه يك دانشجوي ايراني مقيم كانادا را كه خطاب به احمدي‌نژاد نوشته بود و وي را به دليل كارنامه مثبت دولت نهم ستوده بود، قرائت كرد.
محمد مهدي تهراني دانشجوي دانشگاه قزوين نيز در ادامه اين مراسم در خصوص عملكرد دولت نهم گفت: رويكرد دانشجويان در حمايت از دولت نهم، حمايت از گفتمان اين دولت است و تا زماني كه احمدي‌نژاد پرچمدار گفتمان عدالتخواهي است از او حمايت مي‌كنند.
وي فضاي رسانه‌اي كشور نسبت به دولت نهم را فضايي يك طرفه و به ضرر دولت دانست و تصريح كرد: در اين جلسه هر چند ناچيز به كارنامه اقتصادي دولت مي‌پردازيم.
در ادامه جلسه تهراني با پخش اسلايد كارنامه اقتصادي دولت را بررسي كرد.
همچنين در ادامه اين مراسم حسين يكتا رئيس ستاد راهيان نور با بيان اينكه كار من روايت‌گري است و حرف سياسي نمي‌زنم، با اشاره به عمليات كربلاي 4 و غرور حاكم بر رزمندگان ايران، ادامه داد: من نمي‌دانم كه هر كس با چه انگيزه‌اي به اين ستاد آمده اما بدانيد كساني كه در دوره قبل از احمدي‌نژاد حمايت مي‌كردند در فضاي توسل بودند.
يكتا با بيان اينكه نبايد غرور كربلاي 4 گريبانگير افراد حاضر در ستاد احمدي‌نژاد شود، تاكيد كرد: بايد در اين ستادها به جاي غيبت كردن به چله نشيني پرداخت و توجه كنيد در ستادي كه غيبت كانديداي ديگري مي‌شود، امام زمان به آنجا نمي‌رود.
رئيس ستاد راهيان نور با بيان خاطره‌اي از شهيد مصطفي خميني، تاكيد كرد: در اين جا حرفي از مسئوليت و پست و مقام نيست.
وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: اگر دوشنبه و پنج شنبه در ستادها روزه گرفتيد اميدورا باشيد خبري شود و اگر جمعه زيارت عاشورا خوانديد اميد موفقيت را داشته باشيد. اگر از جيب براي تبليغ هزينه كرديد اميد داشته باشيد.
رئيس ستاد راهيان نور با اشاره به سفري كه با احمدي‌نژاد در مناطق جنگي داشتند، خاطرنشان كرد:‌ حال احمدي‌نژاد از روز اول رياست‌جمهور هيچ تفاوتي نكرده و بايد از خودمان بپرسيم كه آيا حال ما نيز تفاوتي نكرده است؟
** حاشيه‌ها

* در ابتداي اين مراسم برگه‌هايي براي عضويت در ستاد خود جوش دانشجويي حمايت از احمدي‌نژاد پخش شد كه با استقبال حاضرين مواجه شده و دانشجويان حاضر در مراسم اين فرم‌ها را پر كردند.

* در اين مراسم نمايندگان تشكل‌هاي مختلف دانشجويي نيز حضور داشتند.

* پيش از شروع مراسم تعدادي از دانشجويان كه تعدادشان به ده‌ها نفر مي‌رسيد با سر دادن شعار "احمدي احمدي، رجايي زمانه " به ابراز احساسات پرداختند.

* بعد از گذشت دقايقي از آغاز مراسم ظرفيت سالن تكميل شده و تعدادي از حاضرين ايستاده برنامه را دنبال مي‌كردند و به مرور و بعد از گذشت تقريبا نيمي از زمان مراسم، جمعيت به حدي زياد شد كه تعدادي از دانشجويان روي سن رفته و آنجا مستقر شدند.

* در اواسط برنامه و هنگامي كه يكي از فيلم‌هاي سفرهاي استاني احمدي‌نژاد پخش مي‌شد، حاضرين با ديدن بخشي از اين فيلم كه شركت كنندگان در يكي از سخنراني‌هاي احمدي‌نژاد مي‌گفتند "ما از مسئولان شهرمان راضي نيستيم " و احمدي‌نژاد در جوابشان گفت "گوش مسئولان را مي‌پيچانم "، حاضرين در سالن احمدي‌نژاد را به شدت تشويق كرده و به ابراز احساسات پرداختند.

* در اين مراسم يكي از دانشجويان به قرائت شعر طنزي كه خود سروده بود پرداخت. قرائت اين شعر كه در آن به مسائل مختلف اعم از مسئله هسته‌اي و باخت تيم ملي فوتبال، دست ندادن با زنان خارجي و ... اشاره شده بود، با استقبال و تشويق گسترده دانشجويان همراه بود.

* در ادامه اين مراسم نامه يكي از دانشجويان خارج كشور در تقدير از احمدي‌نژاد و كارهاي انجام شده توسط وي توسط يكي از دانشجويان قرائت شد.
+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 13:19 |
سلام

شنيده ها از منبعي بسيار موثق حاكيست:

مدير عامل شركت پارس خودرو جوان مستعد و پر تلاش مهرداد بذرپاش با انجام برنامه ريزيهاي اصولي و منطقي و در نظر داشتن اهداف كوتاه،ميان و يلند مدت توانسته وضعيت شركت خودروسازي پارس خودرو را نسيت به مدت مشابه در ساليان اخير به نحو قابل توجهي افزايش دهد.

توجه خاص به مجموعه نيروي انساني اعمال مديريت منطقي ارزش آفريني در توليدات ،مشتري مداري و توجه به مقام مشتري در فرايندهاي آن نشان داد كه جوان متعهد و مومن مانند سالهاي انقلاب و جنگ در هر صحنه اي موفق مي ماند.

اين نكته را بايد به دوم خردادي ها و افرادي كه با هوچي گري در ابتداي امسال و پس از انتصاب ايشان قصد وارونه نمايي داشتند  گفت كه در اكثر سايتها جوابشان را داده ام.

نكته اخر

اينكه بدخواهان اصولگرايان در حال سوختن هستند و ما از سوختن آنها خوشحاليم چون چشم ديدن موفقيت مومنين و متعهدين را ندارند.

لعنت بر دوم خرداد !!!

تكبير

 

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:40 |

با نقل از برادر بسيجي حاج آقا رنجبران خبرنگار متعهد و مومن رسانه:

یکی از نزدیکان رییس جمهور تعریف می کرد بعد از اینکه پرکاری بسیار اقای احمدی نژاد را به مقام معظم رهبری گزارش و از به خطر افتادن سلامتی رییس جمهور ابراز نگرانی کردند حضرت اقا از دکتر خواستند بیش از ساعتی خاص در دفتر کارش نماند و رییس جمهور هم برای اینکه هیچ گاه خلاف خواست اقا عمل نکرده باشد از ان موقع یکسره چشمش به ساعت است و تنظیم می کند برخی کارهای دیگررا که میشود بعد ازاین ساعت ودر خارج از دفتر انجام دهد تابه حداقل خواست رهبری دراین زمینه به نوعی عمل کرده باشد.

 

دكتر عزير خدا حفظت كند انشاالله

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:29 |

مستند به مطلب منتشر شده در سايت دكتر قديري ابيانيه:

انتشار اسناد دوران صدام، 60 سال دیگر!!!!

انتشار اسناد دوران صدام، 60 سال دیگر!

خبرگزاري انتخاب : با انحلال کمیسیون بازرسی و تحقیق و نظارت عراق ( انموویک ) وابسته به سازمان ملل متحد ، اسناد و مدارک بدست آمده درباره خلع سلاحهای کشتار جمعی عراق در دوران صدام ، 60 سال دیگرفاش خواهد شد.

خبرگزاري انتخاب : دی ماه ۱۳۸۶   

با انحلال کمیسیون بازرسی و تحقیق و نظارت عراق ( انموویک ) وابسته به سازمان ملل متحد ، اسناد و مدارک بدست آمده درباره خلع سلاحهای کشتار جمعی عراق در دوران صدام ، 60 سال دیگرفاش خواهد شد.
 
با صدور قطعنامه 1762 شورای امنیت در ژوئن گذشته و قطعنامه 1790 شورای امنیت که این هفته صادر شد ، کمیسیون انموویک ویژه عراق منحل و به مرحله مهمی از تاریخ این کشور پایان داده شد.

کمیسیون انموویک در منطقه منهتن نیویورک دفاتر زیادی نداشت و در ورودی دفتر انموویک نیز یک قطعه موتور روسی موشک اسکاد عراقی قرار داده شده بود .

یوان بو کانان سخنگوی رسمی سابق کمیسیون انموویک گفت : حدود ده سال در این کمیسیون کار کرده و در این مدت روزهای خوش و تلخ زیادی را دیده اما همه این روزها جنجال برانگیز بوده است.

کانان افزود : ما از اینکه به این شیوه به کار انموویک پایان داده شد ناراحت هستیم.

شورای امنیت سازمان ملل متحد اخیرا از بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد خواسته است اسناد کمیسیون انموویک به جای 30 سال ، شصت دیگر منتشر شود.

این اسناد ، تجهیزات و مواد ارسال شده به حکومت سابق صدام و تصاویر ماهواره ای و هواپیماهای جاسوسی یو 2 را شامل می شود.

پیتر بروسر رئیس سابق بازرسان برنامه های میکروبی گفت : ما به آرشیو خودمان به عنوان یک میراث زنده که در آینده مفید خواهد بود نگاه می کنیم .

براین مالادی رئیس آموزش و پشتیبانی فنی کمیسیون انموویک می گوید ماموریت کنونی اش رهایی از تجهیزات یا فروش آن است مانند موتور موشک ضد هواپیمای سام دو.

انموویک دسامبر سال 1999 میلادی تاسیس شد .

کمیسیون انموویک به شناسایی و منحل کردن تعدادی از برنامه های تسلیحاتی عراق کمک کرد .

شکایت کمیسیون انموویک مبنی بر اینکه حکومت صدام گاهی اوقات با آن همکاری نمی کند به حمله به بغداد منجر شد و ملت عراق را با فاجعه جنگ ویرانگر گرفتار کرد.

محتوای دفاتر انموویک اوت گذشته در نیویورک به علت احتمال وجود لوله هایی که حامل نوعی گاز کشنده است جنجال برانگیز شد.

هزینه این کمیسیون ماهانه حدود دو میلیون دلار بود.

 

سازمان ملل متحد از طریق کمیسیون منحل شده انموویک توانست فهرست اسامی بیش از سیصدو پنجاه کارشناس سلاحهای کشتار جمعی از بیش از شصت کشور را تهیه کند که ممکن است در آینده از این کارشناسان برای جلوگیری از گسترش چنین سلاحهایی استفاده شود.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 21:20 |
انتشار کتاب "هدیه مسیح" (سیری در زندگی ادواردو آنیلی) هدیه مسیح(سیری در زندگی ادواردو آنیلی) در دنیای امروز ، ثروت و رسانه دو پایه اصلی نردبان قدرت و سلطه هستند و استحكام پله های نردبان ، به مقاومت آن دو پایه مرتبط است . در این دنیا ، كمتر كسی پیدا می شود كه این پایه ها را به تمامی در اختیار داشته باشد و در عین حال ، « مال را زینت حیات دنیا » نپندارد و جدا معتقد باشد كه " والاخره خیر و ابقی " تفكر مدرن غربی كه امروزه بر تمام اركان حیات جوامع غرب و شرق حكم می راند ، این طرز تفكر را مالیخولیایی و ناشی از عقل معیوب و نسنجیده ، معرفی می كند و نه تنها آن را ارزشمند نمی داند و ضد آن را تبلیغ می كند ، بلكه اصولا منكر آن است كه چنین تفكری در عمل و در عالم واقع ، قابلیت اجرایی داشته باشد . سؤال اینجاست كه اگر علیرغم تمام تبلیغات صورت گرفته در این راستا ، كسی چنین كاری را كرد ، چه نامی و عنوانی برازنده و شایسته اوست ؟! در دنیای امروز ، انسان ها چنان آموزش داده می شوند كه اگر به مال و مكنت و مقام و قدرتی دست یافتند ، آن را در راستای اهداف خاصی كه تبلیغ می شود ، به كار اندازند : خور و خواب و خشم و شهوت . در دنیای امروز ، عملا نحوه ی حاكمیت در جنگل برای حكومت بر انسان ها ، تئوریزه می شود ! آن قدر باید حریص ، خودبین و خودخواه شد كه اگر فرصتی برای ابراز قدرت و سلطه ایجاد شد ، با حرص ، خودبینی و خودخواهی عجین شود . حال اگر كسی علیرغم داشتن تمامی ابزار قدرت و سلطه ، با افرادی از پست ترین رده های اجتماعی (!) حشر و نشر داشته باشد و به حرف دلشان گوش دهد ؛ اگر تمام غمش این باشد كه چرا ملاك ارزش گذاری انسان ها ، حساب بانكی شان است ؛ اگر تمام خوشبختی هایی كه هر روز با رسانه ها به مردم القا می شوند ، حالش را به هم زد ؛ اگر تمام دردش این بود كه چرا مردم از هم دورند و از هم فراری اند ؟ و اگر ... ؟ چه نامی و چه عنوانی برازنده و شایسته اوست ؟! شهید مهدی ( ادواردو ) آنیلی ، فرزند سناتور سرشناس ایتالیایی جیووانی آنیلی بوده است . خاندان آنیلی ، هم اكنون ، مالك مجموعه ی عظیم فیات هستند كه كارخانه ی اتومبیل سازی فیات نیز بخشی از آن مجموعه به حساب می آید . مالكیت باشگاه یوونتوس و روزنامه های لاستامپا و كوریره دلاسرا ، تنها گوشه ای از اموال این خاندان است . آنها سالانه دست كم ، 60 میلیارد دلار ( بیش از درآمد نفتی سالانه ی كشورمان ) درآمد دارند و همین ثروت و قدرت رسانه ای ، آنها را به خاندان سلطه در ایتالیا بدل كرده كه حتی رئیس جمهور نیز از آنها حرف شنوی دارد ! شهید مهدی ، تنها پسر این خاندان و بالطبع ، وارث اصلی ثروت و قدرت سناتور آنیلی ، محسوب می شده است . خداوند مقدر كرده بود كه در این خاندان ، كسی متولد شود كه به واسطه ی تشرف به اسلام شیعی و تبلیغ آن در بین خانواده و نزدیكان ، مصائبی مسیحایی را متحمل گردد . كسی كه با تشرف به اسلام به تمام ارزش ها و خوشبختی هایی كه از سوی رسانه های پدرش به مردم القا می شد ، پشت پا زد و به همین دلیل طرد شد ؛ كسی كه به محض تشرف به اسلام ، مغضوب یهودیان و مسیحیان صهیونیست قرار گرفت ؛ كسی كه به جرم عشق به حضرت روح الله (ره) و انقلاب اسلامی ایران ، ناجوانمردانه و به دست صهیونیست ها ، به شهادت رسید . مرحوم فخرالدین حجازی او را " هدیه ی مسیح " به محمد ( صلی الله علیه و آله ) نامیده بود ! كتاب هدیه مسیح(سیری در زندگی ادواردو آنیلی) دفتر دیگری است از مجموعه " دانستنی های انقلاب برای جوانان " كه به همت گروه هنر و ادبیات مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است . این كتاب در برگیرنده ی نگارشی شیوا و جذاب از تشرف ادوارد و آنیلی به اسلام تا شهادت او و بررسی بازتاب و حواشی رویدادهای منجر به شهادتش می باشد
+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 23:29 |

هراس از حضور ایران در آمریکای لاتین

منبع:وب سایت اینترنتی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه
http://www.ghadiri.org/archives/002437.html#more

منبع: ترینچرا د لا نوتیسیا[1] نیکاراگوئه http://www.ghadiri.org/archives/002440.html

جمعه 28 سپتامبر 2007

یک کارشناس گفت: "آمریکا در خاور میانه و ایران در آمریکای لاتین"

اورتگا گفت که حمله به ایران به معنای "حمله به جهان" است.

مطبوعات ایالات متحده آمریکا در حالی از حضور ایران در آمریکای لاتین بشدت انتقاد می کنند که ایالات متحده تا گردن در خاورمیانه فرو رفته است. موج هراس از حضور ایران در آمریکای لاتین همزمان با اظهارات دانیل اورتگا در نیویورک مبنی بر اینکه حمله به ایران، حمله به جهان است، بالا گرفت. 

 محمود احمدی نژاد دیروز پیش از سفربه ونزوئلا جهت ملاقات با اوگو چاوس شود، سفری پنج ساعته به بولیوی داشت.

 عکس العمل ها درلا پاس در قبال این سفر بلافاصله نمایان شدند. فیلیپ گلد برگ، سفیر ایلات متحده در پرو ابراز داشت که ما ایران را کشوری حامی تروریسم در جهان می دانیم.

 آقای محمد حسن قدیری، سفیر ایران در مکزیک اظهار داشت که امیدواریم در آینده شاهد سفر رئیس جمهور کالدرون به تهران و همچنین سفر رئیس جمهوراحمدی نژاد به مکزیک باشیم.

 آقای آلبرتو گاریدو، نویسنده و کارشناس ونزوئلایی مسایل سیاسی گفت که سیاست ایران مبنی بر حضور در آمریکای لاتین یعنی حیات خلوت آمریکا در واقع پاسخی به حضور آمریکا در خاورمیانه است.

 خانم یامیلت بونیا رئیس کمیسیون خارجی مجلس ملی (نیکاراگوئه. م) دیروز طی جلسه رسمی این مجلس به قرائت اعلامیه ای که در آن بیش از نیمی از نمایندگان پارلمان سخنرانی اورتگا در سازمان ملل را محکوم کرده بودند، پرداخت. 

 نگرانی بواسطه روند رو به رشد روابط میان ایران و گروه اقلیتی از کشورهای آمریکای لاتین موجب شده است که احزاب مخالف در ونزوئلا و نیکاراگوئه نیز زنگ خطر را به صدا در آورند. نماینده جمهوری خواه فلوریدا در کنگره گفت که این وضعیت او را به یاد روابط فیدل کاسترو با روسیه می اندازد.

 این عضو کنگره گفت که دولت بوش بایستی هر چه زودتر منطقه آمریکای لاتین را که پس ار 11 سپتامبر فراموش کرده، مورد توجه قرار دهد.

 مشکل بر سر راه حمایت

 جهت مرتفع نمودن این نگرانیها نمایندگان جمهوری خواه و دموکرات طرح قانونی را برای تامین اعتبار به ارزش 5/2 بیلیون دلار برای حمایت از منطقه آمریکای لاتین در 10 سال آینده ارائه کردند.

اهداف این طرح شامل فقر زدایی و رشد طبقه متوسط آمریکای لاتین است و اعتبار آن از محل شرکتها و ارگانهای غیر دولتی تامین می شود.

بر اساس اظهارات باب منندس، سناتور دموکرات شهر نیو جرسی که یکی از حامیان اصلی این طرح دموکرات/جمهوری خواه می باشد، این طرح رهبری ایالات متحده در نیمکره را از طریق کمک به توسعه آن مجددا برقرارمی نماید. 

 با این وجود، در حالیکه اعتبار پیش بینی شده برای این طرح 5/2 بیلیون دلار در یک دوره ده ساله می باشد، رئیس جمهور اوگو چاوس بیش از 8/8 بیلیون دلار بشکل کمک و سرمایه گذاری در بخشهای انرژی و نفت در اختیار متحدان خود در منطقه قرار داده است.

به این مبلغ کمک ونزوئلا به منطقه بایستی کمکهای ایرانیها را نیز بیافزاییم. از سال 2001 ایران و ونزوئلا قراردادهایی به ارزش بیست بیلیون دلار در سرمایه گذاریهای مشترک بامضا رسانده اند. اتومبیل سازی، تراکتور سازی و تولید پلاستیک برخی از برنامه های مشترک دو کشور را تشکیل می دهند.

در هر دو کشور برنامه ساخت و ساز مسکن مردمی توسعه می یابد و نیکاراگوئه نیز در این برنامه مشارکت خواهد داشت.

رئیس جمهور اورتگا و همتای ایرانی او قرار دادی برای ساختن 10 هزار خانه مردمی و تحویل چهار هزار تراکتورعلاوه بر تاسیس کارخانجات تولید لبنیات، سوپاپ و مونتاژ قطعات ماشین های کشاورزی امضا نمودند.

در عوض دولت نیکاراگوئه متعهد به فروش قهوه، گوشت و موز به ایران شد. 

 احمدی نژاد در دیدار دیروزخود قراردادی با اوو مورالس بولیوایی به ارزش یک بیلیون دلار برای توسعه سرمایه گذاری در زمینه انرژی، معادن و بخش روستایی منعقد نمود.

کریستوفر گارمن مدیر گروه اروپا/آسیای آمریکای لاتین در نیویورک گفت: "مستقر شدن در حیاط خلوت ایالات متحده برای ایران بسیار نافع است. به نظر من این کار بیش از آنکه یک رویکرد سیاسی باشد، برقرای روابط مستقل اقتصادی است."

 بازتاب سفر

اسوشیتدپرس اعلام کرد که رئیس جمهور ایران پس از سفر های سال گذشته خود به اکوادر و نیکاراگوئه برای شرکت در مراسم تحلیف روسای جمهور این دو کشور که به سفربه ونزوئلا نیز انجامید، در مناقشه با آمریکا و اسرائیل، کشورهای آمریکای لاتین را برای دفاع دیپلماتیک خود برگزیده است.

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران گفت که این سفر شروع گسترش هر چه بیشتر روابط میان دولتها و ملتهای دوست می باشد.

رئیس جمهور ایران با هواپیمای ونزوئلایی از نیویورک به بولیوی آمده بود تا با همتای خود اوو مورالس دیدار کند. در این دیدار دو طرف قراردادی به ارزش یک میلیارد و صد میلیون دلار برای ساختن خط لوله گاز بامضا رساندند.

اوو مورالس رئیس جمهور بولیوی اظهار داشت: با تکریم و احترام فراوان از رئیس جمهور ایران استقبال می کنیم و از این تاریخ به بعد ملتهای دو کشور دوش به دوش یکدیگربرای اعتلای زندگی و بشریت کار می کنند. رئیس جمهور خوش آمدید.

آقای محمد حسن قدیری، سفیر ایران در مکزیک گفت که امیدواریم در آینده آقای رئیس جمهور کالدرون بتواند به تهران سفر کند و آقای رئیس جمهوراحمدی نژاد از مکزیک دیدار کند.

 [1] Trinchera de la noticia

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 15:14 |

سلام

مهندس مهرداد بذرپاش:

با تغيير و تحولى كه در وزارت صنايع و معادن انجام شده به نظر مى رسد مسير براى ادغام شركت هاى خودروساز هموارتر شده است.
مهرداد بذرپاش، مديرعامل پارس خودرو با بيان اين مطلب افزود: تحولاتى كه در وزارت صنايع و معادن انجام شده براى ما خيلى مهم بود و فعلاً پيشنهاد اين طرح را داده ايم و سياستگذاران بايد درباره آن تصميم گيرى كنند.
وى خاطرنشان كرد: طرح ادغام شركت هاى خودروساز، آماده و ۸ نمونه اين طرح كه تجربه آن در جهان بوده و انجام شده موجود است و فقط بايد مدلى را ترازيابى و انجام دهيم كه كمترين مخاطره و حداقل مقاومت را براى صنعت خودروى كشورمان داشته باشد.
بذرپاش، فعال شدن شركت گسترش و نوسازى صنايع را نخستين گام در جهت بحث ادغام دانست و گفت: در حال حاضر كشمكش ها روى طرح ادغام شركت هاى خودروساز اين است كه كدام گروه خودروساز مى خواهد گروه ديگر را تملك كند؛ البته اين مسأله در فاز هاى بعدى طرح مطرح است.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 21:23 |

انحراف خطرناک در ایران خودرو با طرح تولید خودروهای دیزلی

انحراف خطرناک در ایران خودرو با طرح تولید خودروهای دیزلی

به قلم دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

کارشناس مدیریت استراتژیک

www.ghadiri.org

17/5/1386

با مطرح شدن فاجعه مصرف بنزین در کشور بر اثر یارانه ای بودن ینزین در کشور و در نتیجه سهمیه بندی بنزین، مدیر عامل ایران خودرو به فکر تولید ماشین های دیزلی افتاه است که گازوئیل مصرف می نماید. این در حالی است که مصرف گازوئیل در کشور خود یک معضل بزرگ است و میزان یارانه آن هم بیشتر است. در حالی که در حال حاضر نفت خام بشکه ای بیش از 70 دلار و ارزش هر بشکه گازوئیل حدود 100 دلار است، ایران با تقبل هزینه حمل و نقل و توزیع، گازوئیل را بشکه ای 3 دلار عرضه می نماید.

مدیرعامل ایران خودرو حالا که ایران تلاش میکند از وضعیت اسفبار مصرف بنزین رها شود و به اصطلاح از چاله خارج گردد، این است که ایران را به چاه ویل مصرف گازوئیل برای خودروهای شخصی گرفتار نماید.

آیا در ایران خودرو یک نفر نیست که به این آقایان هشدار دهد و آنها را از برنامه ای که در پیش دارند باز دارد!!

باید جلوی این ابتکارات هوشمندانه !! ایران خودرو گرفته شود. آنها ظاهرا با منافع ملی و مسائل کلان کشور نا آشنا هستند.

توجه شما را به خبری در این ارتباط جلب می نمایم:


مديرعامل ايران خودرو در گفت و گو با فارس خبرداد

برنامه 3 ساله ايران خودرو براي توليد خودروهاي ديزلي

خبرگزاري فارس 17 مرداد: مديرعامل گروه ايران خودرو گفت: اين شركت طرحي را براي توليد خودروهاي ديزلي ظرف 3 سال در دست بررسي دارد.

منوچهر منطقي در گفت و گو با خبرنگار اقتصادي فارس در خصوص محدوديت‌هاي توليد خودروهاي ديزلي در كشور اظهار داشت: زماني براي ممنوعيت توليد خودروهاي ديزلي در كشور قانون تصويب شد و در حال حاضر نيز براي توليد اين خودروها با موانعي رو به رو هستيم كه اگر آنها را حل كنيم در توليد خودروهاي ديزلي مشكلي نخواهيم داشت.
منطقي گفت: اولين مشكل اين است كه درصد گوگرد موجود در گازوئيل توليدي كشور بسيار بالاست و اين سوخت براي خودروهاي ديزلي مناسب نيست.
وي اضافه كرد: پالايشگاه هاي ما در حال انجام اصلاحاتي در نحوه توليد خود هستند و قرار است تا سال 1390 حدود 57 ميليون ليتر گازوئيلي را توليد كنند كه متناسب با استانداردهاي موجود دنيا است و مي توان آن را در خودروهاي ديزلي استفاده كرد.
منطقي افزود: اگر محاسبه كنيم ارزش افزوده توليد گازوئيل به ميزان 36 درصد از بنزين كمتر است، به عبارتي 64درصد ليتر گازوئيل معادل يك ليتر بنزين قدرت پيش برندگي ايجاد مي كنند و مقرون به صرفه است كه بين بنزين و گازوئيل، گازوئيل را انتخاب كنيم.
وي گفت: طرح توليد خودروهاي ديزلي مطرح است و قطعا نيز مصوب خواهد شد.
منطقي تصريح كرد: ايران خودرو طرحي را براي توليد خودروهاي ديزلي داراي تكنولوژي روز در دستور كار خود دارد تا ظرف 3 سال آينده داراي موتورهاي ديزلي واجد شرايط باشيم.
وي گفت: هم اكنون نيز براي صادرات خودرو به خودروهاي ديزلي نياز داريم كه قرار است در فاز اول اين موتورها را از دارندگان آنها تأمين كنيم در فاز دوم نيز همين موتور را توليد كنيم.
وي تأكيد كرد: به عنوان مثال در خودرو 206
SD اگر موتور ديزلي نصب شود، صادرات آن از 25 هزار دستگاه به بيش از 32 هزار دستگاه خواهد رسيد و براي تبديل 206 SD به ديزلي نيز در حال كار هستيم.
مطقي در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگار فارس كه پرسيد، گفته مي شود امكان تامين مواد اوليه براي توليد مخازن گاز خودرو وجود ندارد، اظهار داشت: در بحث توليد مخازن چند محدوديت وجود دارد، اولين محدوديت مربوط به ماشينهايي است كه در توليد اين مخازن كاربرد دارند و در واقع اين ماشينها هستند كه كاربرد دوگانه دارند.
وي ادامه داد: البته بخشي از مواد اوليه نيز داراي كاربرد دوگانه هستند كه راهكارهايي براي توليد اين مخازن وجود دارد.

  http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8605160141

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:43 |

 عضو ستاد رایحه خوش خدمت از فعال شدن ستاد رایحه خوش خدمت در سال 86 خبر داد و این موضوع را ناشی از «ایجاد جهش در امر خدمت رسانی به مردم و نشر گفتمان عدالت در كشور با ظهور آبادگران و تثبیت این گفتمان» دانست.
حامد زرگر دبیر كمیته اطلاع رسانی ائتلاف رایحه خوش خدمت كه با «مهر» گفت وگو می‌كرد، متذكر شد: اصولگرایان برای انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در حال رایزنی هستند و در مسیر اتحاد به افق‌ها‌ی روشنی نیز دست یافته اند.
وی خاطرنشان كرد «اصولگرایان با اتحاد و برنامه ای مناسب در انتخابات آتی مجلس وارد عرصه خواهند شد». این فعال سیاسی با تاكید بر این كه ظهور آبادگران سبب ایجاد جهش در امر خدمت رسانی به مردم و نشر گفتمان عدالت در كشور شد، اظهار داشت: در سال جاری «آبادگران جدید» برای «تثبیت گفتمان عدالت و خدمت» به صحنه خواهند آمد.

با ارزوی موفقیت همه ی بچه های رایحه خوش خدمت

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 19:45 |

بوش: پس از آنكه كار عراق تمام شد، قصد داريم به سراغ پاكستان و عربستان برويم

«اريك مارگوليس» يك خبرنگار غربي كه اخيراً با پرويز مشرف مصاحبه اي داشته از قول وي نوشته است كه آمريكايي ها من و ملك عبدالله (پادشاه عربستان) را تهديد كرده اند كه اگر فكري براي طلاب مسلح نكنيد ناچار به دخالت نظامي هستيم. مشرف در اين مصاحبه به «گوليس» يادآور شده است كه: «اطلاعاتي از دفتر نخست وزيري انگلستان سه ماه پيش از حمله به عراق به دست آمده كه فاش مي كند بوش به بلر در مذاكرات خود گفته بود پس از آنكه كار عراق تمام شد، قصد داريم به سراغ پاكستان و عربستان برويم.»

http://www.kayhannews.ir/860420/14.htm#other14

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 19:22 |
 
 
 
مهرداد بذرپاش، رئيس ائتلاف رايحه خوش خدمت در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، درباره ائتلاف اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم، گفت: يكي از آفت‌هاي ائتلاف، مصاحبه‌هاي بي‌مورد و ژست‌هاي اطلاع از اخبار اختصاصي است كه متاسفانه در تمام جناح‌هاي كشور وجود دارد.
وي افزود: اكنون يك فهرست 10، 15 نفره از سياسيون اصولگرا و اصلاح‌طلب هستند كه به نظر مي‌رسد به شدت اشتياق به مصاحبه و حرف زدن درباره موضوعاتي دارند كه چيزي از آن نمي‌دادند.
بذرپاش ادامه داد: در كنار افراد بي‌اطلاع، اصولگرايان و اصلاح‌طلبان همواره از اين موضوع نيز رنج برده‌اند كه اشخاصي كه ظرفيت سياسي آنها كم است، اخبار درون جريانات را در گفتگو با رسانه‌ها بيان مي‌كنند و بعضاً تلاش‌هاي چند ماهه‌اي كه براي ائتلاف صورت گرفته را از بين مي‌برند.
وي تقواي سخن و صبر را از جمله شاخصه‌هاي مهم فعاليت سياسي دانست و اظهار داشت: ‌اگر در عرصه سياست، تقوا در سخن نباشد، چگونه مي توان در عمل نيز پرهيزگار بود و اگر صبر نباشد، چگونه مي‌توان در انتظار رسيدن ميوه‌هاي تلاش و كوشش در عرصه تعامل و دوستي بود. مطمئناً بي‌صبري باعث چيدن ميوه‌هاي كال و نارس خواهد شد.
بذرپاش گفت: آفت اشتياق به مصاحبه به طور نسبي از آن اصلاح‌طلبان بود، اما مدتي است كه متاسفانه گريبانگير تعداد معدودي از اصولگرايان هم شده است.
وي افزود: اكنون اصلاح‌طلبان درخلوت خود با تشديد شيطنت‌آميز اشتياق اين افراد به حرف زدن، نظاره‌گر خروجي خوشحال‌كننده رسانه‌ها هستند.
رئيس ائتلاف رايحه خوش خدمت تصريح كرد: اصلاح‌طلبان سعي مي‌كنند كه از خودشان خبري به بيرون درز پيدا نكند و در مقابل، مي‌بينيم كه تصميمات جلسات اصولگرايان، فرداي جلسات، به روي رسانه‌هاي محافل معلوم و مجهول است.
بذرپاش در پايان تاكيد كرد: در انتخابات مجلس هشتم نيز اين مردم هستند كه سرنوشت انتخابات را رقم مي‌زنند و اينگونه بازي‌هاي سياسي اصلاح‌طلبان همانگونه كه ثابت شده به بازگشت آبروي از دست رفته آنان كمك نخواهد كرد
.
+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 19:44 |
خيلي‌ها نام او را همزمان با شهردار شدن دكتر احمدي‌نژاد شنيدند. او به شهرداري آمده بود تا براي اولين‌بار پاي جوان‌ها را به آنجا باز كند. قرار بود گروهي را رهبري كند با عنوان مشاوران جوان شهردار. دانشجوي ديروز دانشگاه صنعتي شريف و فارغ‌التحصيل آن روزهاي رشته مهندسي صنايع كه سابقه مسووليت بسيج دانشجويي اين دانشگاه و عضويت در شوراي مركزي بسيج دانشجويي دانشگاه‌هاي سراسر كشور را به عهده داشت حالا آمده بود تا در سنگري جديد همراه با عده‌اي جوان سراسر نشاط و آرمانخواهي گام‌هاي بلند بردارد و كارهاي بزرگ را به سرانجام برساند.
مهندس بذرپاش كه متولد سال 1359 تهران است، فرزند بزرگي است از شهداي هشت سال دفاع مقدس. شهيد منصور بذرپاش كه در سال 1361 شربت شهادت نوشيد تا مهرداد فقط نزديك به 2 سال با پدر بودن را تجربه كند و پس از آن زير سايه مادر زندگي بگذراند.
بذرپاش كه حالا كارشناس ارشد مديريت اجرايي از دانشگاه علامه‌طباطبايي را در پرونده تحصيلي ‌اش دارد مسووليت‌هايي مثل مشاوري شهردار تهران در سال‌هاي 82 و 83، رياست فرهنگسراي جوان را تجربه كرد و همزمان با آغاز رقابت‌هاي انتخاباتي رياست‌جمهوري به صف حاميان دكتر احمدي‌نژاد پيوست تا او را در راه رسيدن به رياست جمهوري ياري دهد. پس از انتخابات مهندس بذرپاش به عنوان جوان‌ترين عضو هيات دولت پس از پيروزي انقلاب اسلامي در جلسات هيات‌وزيران شركت كرد و همزمان به عنوان مشاور رئيس‌جمهور، رئيس حوزه مشاوران جوان رئيس‌جمهور و عضو شوراي عالي جوانان فعاليت كرد.

اقا مهرداد سال گذشته برای شرکت در انتخابات شورای شهر تهران از سمت مشاورت رییس جمهور استعفا نمود  بعلت تبلیغات کم و فضای شدید تخریب در گروههای مختلف بر علیه رایحه خوش خدمت توفیق نشد و به ناحق ایشان نتوانستند به شورا بروند.

اکنون آقا مهرداد مدیرعامل شرکت پارس خودرو هستند،شايد گزاف نباشد اگر بگوييم مهرداد بذرپاش نماد شكست حلقه مديران سنتي در ايران اسلامي است. به دعاي همه شما و دعاي پدر شهيدش و شهدايي كه در راه آنها گام برمي‌دارد و در هواي عدالتخواهي، آرمان‌گرايي و صداقت و پاكي آنها تنفس مي‌كند. موفق و موید باشد.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 19:20 |
مهرد اد بذرپاش هنوز هم پر نشاط و فعال است:

مدت زیادی بود آقا مهرداد رو از نزدیک ندیده بودم حضور در مراسم بزرگداشت حماسه سوم تیر توفیق داد و خاطره دیدن ایشان در ایام انتخابات را در ذهنم تداعی کرد.

سال ۱۳۸۴ بود و در یکی از مساجد تهران اتفاقی برای نماز رفته بودیم..

ایام تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری بود و همه جا سخنرانی و ...

آقا مهرداد هم اون شب اونجا سخنران بودند.

بعد از مراسم

یقینم یقین تر شد و در انتخاب احمدی نژاد شکی نداشتم.

حرف های مهرداد و شرح وضعیت کشور و موارد مدیریتی و ... رنگ و بوی خاصی داشت.

بخوبی می تونستم اخلاص و عشق حزب اللهی بودن را در چهره ایشان ببینم.

از نزدیک هم حرفی به ایشان زدم که خندیدند.

چند روزی را خودجوش با چند تا از دوستان مشغول تبلیغ بودیم و ... خلاصه خاطره آن روزها هنوز هم به یاد ماندنی است:

ایشان را که ۲ سال بعد از انتخابات دیدم

با داشتن مسئولیت های مهمی مشاور رییس جمهور و مدیر شرکت پارس خودرو

هنوز همان اخلاص تواضع و رفتار خاص حزب اللهی را داشتند

یاد حرفهایی از حضرت امام(ره)در مراسم تنفیذ حکم بنی صدر خائین افتادم:

"سعی کنید قبل و بعد از مسئولیت تفاوتی نداشته باشید ... ... مسئولیت یک روز می آید و یک روز هم می رود اعمال و رفتار و خود انسان است که می ماند..."

خیلی خوشحالم که آقا مهرداد هنوز مثل همان روزها پرنشاط است و رفتارش مثل همان روزها است و برخی مواقع که با ایشان تماس دارم همان مهرداد قبل از انتخابات است  و خدمت را مانند پدر بزرگوار شهیدش به انقلاب سر لوحه دارد.

"آقا مهرداد مثل همان روزها است مثل ایام قبل از انتخابات"

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 19:50 |

آیا می دانید که در ارتباط با صادرات نفت خام، سهم هر کویتی بیش از 25 برابر، هر تبعه عربستان 12 برابر و هر اماراتی 80 برابر سهم هر ایرانی است؟

صادرات نفت کویت روزانه یک میلیون 97 هزار بشکه و جمعیت آن حدود 5/2 (دو و نیم) میلیون نفر می باشد. بنابراین سهم هر کویتی از صادرات نفت حدود 287 بشکه در سال می باشد.

ایران با جمعیت 70 میلیون نفری روزانه حدود 2/2 میلیون بشکه در روز صادرات نفتی دارد. به عبارت دیگر سهم هر ایرانی از صادرات نفت هر سال معادل 11 و نیم بشکه و هر ماه کمتر از یک بشکه است.

 بنابراین سهم هر کویتی از صادرات نفت بیش از 25 بر ابر سهم هر ایرانی است.

ضمنا سهم هر تبعه عربستان از صادرات نفت 12 برابر سهم هر ایرانی و سهم هر اماراتی 80 برابر هر ایرانی است.

جمعیت بومی امارات متحده عربی 957133 نفر و صادرات نفت خام این کشور دو و نیم میلیون بشکه در روز است.

جمعیت بومی عربستان سعودی  20841423 نفر و صادرات نفت خام آن روزانه 7 میلیون و 920 هزار بشکه در روز است.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 21:13 |

آیا می دانید که سود قاچاق بنزین بیش از سود قاچاق مواد مخدر است؟!

آیا می دانید که سود قاچاق بنزین بیش از سود قاچاق مواد مخدر است؟!

در ایران بنزین به قیمت 80 تومان در هر لیتر ارائه می گردد. هر بشکه بنزین صادراتی 158 لیتر و 91 صدم لیتر می باشد. بنابراین قیمت عرضه هر بشکه بنزین در ایران 12712 تومان می باشد که با احتساب هر دلار 917 تومان معادل کمتر از 14 دلار می شود. حال آنکه قیمت عمده جهانی آن در خلیج فارس حدود بشکه ای 95 دلار است که در کشورهای همجوار با اخذ مالیات بر مصرف به قیمت حدود 800 تا 2000 تومان ارائه می گردد.

بنابراین اگر با قیمت عمده (فوب خلیج فارس) مقایسه شود قاچاق بنزین  حدود 6 برابر سود نصیب قاچاقچیان خواهد کرد. اما اگر قیمت بنزین در کشورهای همسایه ملاک محاسبه قرار گیرد. سود قاچاق بنزین به نسبت قیمت عرضه در هر کشور افزایش می یابد. در ترکیه هر لیتر بنزین حدود 2000 تومان یعنی 25 برابر قیمت ایران است. بنابراین قاچاقچیانی که بنزین را به ترکیه قاچاق می کند 24 برابر سود می کنند یعنی 4 برابر سود قاچاق مواد مخدر.

قیمت هر لیتر بنزین وارداتی بدون هزینه حمل و نقل حدود 550 تومان در هر لیتر است که با احتساب هزینه حمل و نقل و توزیع و انبار آن بیش از 600 تومان در لیتر تمام می شود.

قیمت هر کیلو تریاک در افغانستان 120 هزار تومان و در تهران 800 هزار تومان است. لذا سود قاچاق مواد مخدر 6 برابر قیمت آن در مبدآ است.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 21:10 |

خاطرات 57 (قسمت اول) : نوفل لوشاتو، زير درخت سيب !



 

 

گرچه خيلي دلم مي‏خواست در نوفل لوشاتو در كنار حضرت امام (ره) و با بودن در كنار آن حضرت، از لذّت ديدار ايشان در زير درخت سيب بهره‏مند شوم، ليكن احساس مي‏كردم، در آن شرايط در ايتاليا مي‏توانم بيشتر به اسلام و انقلاب اسلامي خدمت كرده و در خدمت آرمان‏هاي حضرت امام(ره)باشم. تصميم سختي بود. تصميم بين ميل باطني از يك طرف و احساس وظيفه از سوي ديگر. در نهايت بر ميل باطني خويش غلبه كردم و با اين اعتقاد كه ترك حضرت امام (ره) نيز يك نوع فداكاري در

 

 

راه اسلام است نوفل لوشاتو را به قصد ايتاليا ترك نمودم. گرچه محل تحصيلم شهر فلورانس بود، ليكن چند سالي مي‏شد كه توانسته بودم در رم چند نفر از دانشجويان مسلمان را شناخته و هسته يك انجمن اسلامي را پايه ريزي كنم. ديگر لازم نبود مثل گذشته، وقتي براي تماسي با احزاب و روزنامه كه از فلورانس به رم مي‏آمدم. شب را در اطاق انتظار مسافرين يا روي صندلي پارك‏ها بخوابم يا شب را درون كيوسك تلفن چمباته بزنم. هميشه تلاش مي‏كردم كه سفر چهار ساعته فلورانس تا رم را در قطار باشم تا شب را بتوانم در قطار بخوابم. به همين دليل معمولاً ساعت 2 صبح از فلورانس راه مي‏افتادم تا 6 صبح در رم باشم. علت بود كه به عنوان دانشجو، امكان كرايه اطاق در مهمانسراهاي رم را نداشتم. از زماني كه دوستاني در رم يافته بودم شب را مزاحم و مهمان آنها بودم و همچون سالهاي 1353 تا 1356 شبها سرگردان رم نبودم و لذا مي‏توانستم روزهاي بيشتري را در پايتخت سياسي و مطبوعاتي ايتاليا به سر برم. انجمن اسلامي در شهرهاي ديگر نظير پروجا و تورينو، نسبت به شهر رم از تعداد اعضاي بيشتري برخوردار بود و در اين اواخر مجموع نيروهاي انجمن‏هاي اسلامي از هر يك از تشكل‏هاي ديگر قوي‏تر شده بودند. خلاصه در رم بودم و با ساير اعضاي انجمن اسلامي در سراسر ايتاليا مرتبا تماس داشتم، تا شايد بتوانم برنامه تصرف سفارت شاهنشاهي در رم و واتيكان و كنسولگري را كه هر سه در شهر رم بودند تدارك ديده و به مرحله اجرا در آوريم. تعدادمان در رم كفايت نمي‏كرد و براي اينكار دانشجويان مسلمان بايد از سراسر ايتاليا به رم مي‏آمدند و چون جاي مناسب براي اقامت نداشتيم ، بايد برنامه به نحوي تدارك مي‏شد كه از زمان ورود آنان به رم تا زمان اشغال سفارت فاصله زيادي نباشد ، ضمن اينكه، قبلاً چند بار دانشجويان با گرايش‏هاي ديگر، تلاش كرده بودند سفارت را به اشغال خود در آورند. لذا، تدابير شد امنيتي براي پيشگيري از اشغال سفارت اتخاذ شده بود. ورودي سفارت به نحوي بود كه ابتدا، درب نرده‏اي فلزي باز مي‏شد، در حالي كه سه متر آنطرف‌تر درب فلزي نرده‏اي ديگري بسته بود. پس از ورود مراجعين به اين قسمت، ابتدا درب اولي بسته مي‏شود آنگاه درب دوم باز مي شد و اگر ناگهان تعداد زيادي مي‏خواستند وارد شدند، مي‏توانستند درب دوم را باز نكرده و درب اولي را ببندند و مراجعين يا مهاجمين را بين دو در محبوس كنند. اشغال سفارت از طريق تهاجم خيلي مشكل به نظر مي‏رسيد و در صورتيكه موفق به ورود محوطه اصلي سفارت نمي‏شديم، ظرف چند دقيقه توسط پليس محل دستگير مي‏شديم و به همين لحاظ هم بايد كاري مي‏كرديم كه در همين چند دقيقه، عكاسان و فيلم‌برداران و خبرنگاران در محل سفارت حاضر شوند، تا لااقل اين موضوع انعكاس رسانه‏اي نيز داشته باشد و اگر به مطبوعات از قبل اطلاع مي‏داديم، آنها به پليس موضوع را گزارش مي‏كردند و در نتيجه سفارت نيز اطلاع مي‏يافت و در اين صورت اصل برنامه عقيم مي‏ماند. در تدارك برنامه اشغال سفارت بوديم كه اطلاع يافتيم حضرت امام (ره) عازم تهران شده‏اند. احساس عجيبي به من دست داده بود، هم خيلي اميدوار و هم خيلي نگراني آن را داشتم كه جان حضرت امام (ره) به خطر بيافتد، خلاصه تا پيروزي انقلاب و در طول دهه مباركه فجر يك لحظه آرام نداشتم، بقيه اعضاي انجمن اسلامي نيز همين احساس را داشتند و هر كس هر كجا بود تمام وقت را صرف حمايت از انقلاب اسلامي كرد. هر لحظه به فكر اين بودم كه تكليف من در اين لحظه چيست؟ احساس مي‏كردم كه اگر اتفاقي براي حضرت امام(ره) مي‏افتاد و من در انجام وظيفه و تكليف خود، حتي يك لحظه غفلت مي‏كردم، هرگز نمي‏توانستم خودم را ببخشم. حتي يك لحظه غفلت از پشتيباني نهضت اسلامي در رساندن پيام مظلوميت مردم عزيز، نابخشودني بود، لذا جز به اداي تكليف نمي انديشيدم. ديگر هيچ چيز برايم مهم نبود، اينكه مرا دستگير و زنداني و يا از ايتاليا اخراج كنند. اينكه نتوانم تحصيلاتم را كه در مقطع دكتراي معماري، در مرحله انتخاب رساله دكترا بود به اتمام برسانم اهميت خود را از دست داده بود. خلاصه خود را براي همه چيز و هر حادثه‏اي مهيا كرده بودم. انقلاب اسلامي ايران در اوج خود بود. مگر مي‏شد مردم عزيزمان در خون خود بغلتند و من در فكر خودم باشم؟ مگر مي‏شد، رهبر ، مرجع و مقتدايم در معرض خطر باشد و من لحظه‏اي آرام داشته باشم؟ و مگر مي‏شد از انجام تكليف غفلت كرد و شايد يك عمر از اين غفلت و كوتاهي پشيمان بود؟

 

خاطرات 57 (قسمت دوم) : نمايندگي دولت موقتّ



18 بهمن 1357 در رم وقتي شنيدم كه حضرت امام (ره) مهندس بازرگاني را به عنوان نخست وزير موقت مصوب فرمودند، بلافاصله به اين انديشه فرو رفتم كه در اين لحظه تاريخي تكاليف من چيست؟ و چه بايد بكنم؟ يا بلافاصله همه دانشجويان مسلمان را براي سفارت فرا بخوانم؟! يا راه ديگري بايد رفت!؟ تصميم گرفتم از هر انجمني بخواهم سريعاً يك نفر را به عنوان رابط و هماهنگ كنده به رم بفرستم و خودم نيز بلافاصله به سفارت شاهنشاهي مراجعه كرده و خود را نماينده دولت موقت معرفي كنم و بخواهم كه سفارت را تحويل من دهند، به عنوان بنيانگذار اولين انجمن اسلامي دانشجويان ايراني در ايتاليا و عضو اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان ايراني در ايتاليا و به عنوان پيرو حضرت امام (ره) خود و ساير اعضاي انجمن اسلامي را نماينده طبيعي و واقعي انقلاب اسلامي مي‏دانستيم و واقعاً هم چنين بوديم. به يكي از معدود اعضا انجمن اسلامي در رم زنگ زدم و با او در نزديكي سفارت قرار ملاقات فوري گذاشتم و عازم آنجا شدم. به او گفتم من به سفارت مي‏روم و خود را نماينده دولت موقت معرفي مي‏كنم و از آنها مي‏خواهم كه سفارت را تحويل من دهند. او گفت: اگر به درون سفارت بروي، معلوم نيست چه بلايي بر سرت آورند. گفتم، به خدا توكل مي‏كنم، احساس ميكنم تكليف امروز من اين است كه اينكار را بكنم. گفت: نمي‏خواهي با ديگر انجمنها در شهرهاي ديگر مشورت كني؟ گفتم: فرصت اينكار نيست، از او خواستم در آنسوي خيابان، مقابل سفارت مستقر شود و از دور مراقب باشد. ا من داخل سفارت رفتم و باز نگشتم، هر كاري لازم باشد انجام مي‏دهد. قرار شد او سوار اتوبوس و در ايستگاه اتوبوس مقابل سفارت پياده شود و از آنجا اوضاع را تحت نظر داشته باشد من هم مستقيماً عازم سفارت شدم و زنگ در سفارت را به صدا در آوردم، دربان ايتاليايي سفارت از پشت ميكروفن گفت: بله بفرماييد. گفتم: قديري هستم و با سفير كار دارم. گفت: وقت ملاقات داريد؟ گفتم: نه. گفت: قدري صبركنيد. پس از چند لحظه پرسيد چه كسي هستيد و چكار داريد؟ معلوم بود كه موضوع را به مقامات سفارت منتقل كرده است و از او خواسته‏اند كه اين سوال را از من بپرسد. گفتم: قديري هستم، نماينده دولت موقت انقلاب اسلامي ايران و آمده‏ام سفارت را تحويل گرفته و اداره كنم. پيغام را به سفير برسانيد و در را سريعاً باز كنيد ! از سخنان قاطع و اظهاراتم تعجب كرده بود. نمي‏دانست چه بگويد. چاره‏اي نداشت جز اينكه اظهاراتم را منتقل كند. پس از چند دقيقه دو باره از پشت ميكروفن گفت: كه جناب سفير تشريف ندارند. گفتم: پس به نفر دوم بگوييد كه مي‏خواهم او را ببينم و سفارت را تحويل بگيرم ! مانده بود چه كند! چند دقيقه‏اي گذشت. با ترس و لرز پشت در نردها ي سفارت آمد و نگاهي به من و دور و بر انداخت و سپس به اطاق خود رفت و در را محكم از پشت بست و قفل و چفت نمود و سپس از پشت ميكروفن گفت: نفر دوم سفارت هم تشريف ندارند ! گفتم: مي‏خواهم با هر كس كه هست ملاقات كنم. آخر بايد سفارت را هر چه زودتر تحويل من دهند . گفت: صبر كنيد، چند دقيقه‏اي گذشت و اين بار گفت كه: آقا، هيچكس در سفارت نيست! گفتم: خيلي خوب، پيغام مرا به آنها برسان و بگو قديري، نماينده دولت موقت انقلاب آمده بود سفارت را تحويل بگيرد. بگو سفارت را آماده كنند. من بزودي مجدداً مراجعه خواهم كرد. با آن دربان خداحافظي كردم و از خيابان عبور نمودم و به دنبال دوستم كه قرار بود اوضاع را زير نظر بگيرد گشتم، ولي او را نيافتم. ناگهان ديدم يك ماشين پليس به سرعت به سفارت نزديك شد و با يك مانور سريع دور زد و در مقابل من ايستاد. خيلي خونسرد بودم. آنها سريعاً پياده شدند و جلوي من ايستادند: دستشان روي اسلحه‌شان كه به كمرشان بود قرار داشت. يكي از آنها پرسيد: آيا شما به سفارت مراجعه كرده بوديد؟! گفتم: بله گفت: چكار داشتيد؟ گفتم: من نماينده دولت موقت انقلاب اسلامي هستم و آمده‏ام سفارت را از آنها تحويل بگيرم. آنها بايد سفارت را تحويل من دهند. با تعجب به من كه جواني بودم كه تازه وارد 26 سالگي مي‏شدم نگاه كردند و كارت شناسايي مرا خواستند. بدنم را نيز گشتند و طبيعتاً اسلحه‏اي پيدا نكردند. كارت دانشجويي خود را به آنها نشان دادم. شروع كردند آن را با بي سيم براي مركز پليس هجي كردن و منتظر پاسخ آنها ماندند. در اين فاصله براي آنها از انقلاب اسلامي و حضرت امام(ره) و مبارزات مردم و جنايات شاه صحبت كردم و شاه را با موسوليني و رژيم شاه را با فاشيست‏ها مقايسه نمودم. يك ربع ساعت گذشت. دربان سفارت از لاي نرده‏هاي سفارت ما را نگاه مي‏كرد بالاخره بي سيم پليس به صدا در آمد. آنها كارت دانشجويي مرا پس دادند و گفتند آزادي. تشكر كردم و تأكيد كردم كه انقلاب اسلامي بزودي به پيروزي خواهد رسيد و شما مي‏توانيد مطمئن باشيد كه روابط ايران و ايتاليا گسترش خواهديافت. با آنها خداحافظي كردم. دير وقت با همان دوستم كه قرار بود بيرون مراقبت اوضاع باشد تماس گرفتم. خلاصه فهميدم كه در يك ايستگاه ديگر پياده شده بود، قدري نگران شده بود كه اقدام من كاري دست او هم بدهد به روي خود نياوردم.

خاطرات 57 (قسمت سوم) :شكاف در سفارت شاهنشاهي


اقدام روز 18 بهمن 1357 در رفتن به سفارت و معرفي خود به عنوان نماينده دولت موقّت و تأكيد مبني بر اينكه بايد سفارت را تحويل من دهند، تأثير خود را گذاشته بود. خبر اين اقدام من در بين كاركنان سفارت پيچيده بود. آنها نمي‏دانستند كه من بدون هماهنگي با تهران چنين چيزي را مطرح كرده‌ام و تصّور نمي‏كردند كه به تنهايي به سفارت مراجعه كرده باشم. شايد به همين دليل نيز مرا به سفارت راه ندادند وگرنه ممكن بود راه دهند و بلايي به سرم آورند. فرداي آن روز، همان دوستم، كه ظهر به رستوران دانشجويي رفته بود، صحنه‏اي را مشاهده كرد كه شب آن را برايم تعريف كرد. او گفت: يك نفر ساواكي سفارت به رستوران دانشجويي آمده بود و خطاب به دانشجويان كه غالباً نيز كنفدراسيوني (كمونيست) بودند مي‏گفت: من با شما در مبارزه با رژيم شاه اعلام همبستگي مي‏كنم. دانشجويان نيز او را هو كرده بودند و او ناچار شده بود رستوران را ترك كند. دوستم با خنده مي‏گفت: آن فرد ساواكي حسابي جا خورده بود و نمي‏دانست چه كند؟ گفتم: موقعيت خيلي خوبي است. او را هر طور شده پيدا كن و با آنها قرار ملاقات بگذار و بگو كه نماينده دولت موقت مي‏خواهد شما را ببيند. هر جا قرار گذاشتي من حاضر به ملاقات هستم.
فرداي آن روز، دوستم، مجدداً به رستوران دانشجويي رفته و اين فرد را ديده بود كه مورد تمسخر دانشجويان قرار گرفته است. با او قرار ملاقات گذاشت، ملاقات، عصر همان روز در يك قهوه خانه در خيابان معروف وِنتو در رم انجام گرفت. آن فرد كه دانشجويان او را ساواكي خطاب مي‏كردند، همراه با يك همكار ديگرش به ملاقات آمد. هر دو را در آغوش گرفتم و ديده بوسي كردم و به آنها بابت تصميمشان در پيوستن به مردم و همراهي با انقلاب اسلامي تبريك گفتم. خيلي از برخورد من با خود متعجب شده بودند و شايد آنرا با برخورد كمونيست‏ها مقايسه مي‏كردند. گفتم كه ما مي‏خواهيم همه در خدمت مردم باشند و هر كس با انقلاب اسلامي و مردم باشد از او استقبال مي‏كنيم، در ملاقاتمان معلوم شد كه آنها ساواكي نبودند بلكه كارمندان رمز سفارت بودند كه مسئوليت ارتباط رمز و كشف سفارت با وزارت امور خارجه را بر عهده داشتند. با توجه به هدفم در اشغال سفارت، سعي كردم اطلاعاتي در مورد سفارت بگيرم. مي‏گفتند، وضع سفارت به هم ريخته است. سفير ديگر به سفارت نمي‏آيد و نفر دوم سفارت، پرويز زاهدي، پسر عموي اردشير زاهدي معروف، عملاً سفارت را اداره مي‏كند. معلوم شد اقدام من در مراجعه به سفارت به عنوان نماينده دولت موقت و تأكيد بر ضرورت تحويل گرفتن سفارت اثر خود را داشته است و خود آنها به دنبال اين تماس و با مشاهده مبارزات مردم، تصميم گرفته‌اند به مردم بپيوندند. يكي از آنها تعارف كرد براي صرف چاي به منزلش برويم. من هم فوراً پذيرفتم و با هم به منزلش رفتيم، براي من كه در يك اطاق ساده زندگي دانشجويي را مي‏گذراندم، خانه‏اش خيلي شيك و مجلل جلوه كرد و عكس مصدق را روي كتابخانه گذاشته بود و خيلي به او اظهار علاقه و ارادت مي‏نمود. معلوم بود كه از موضع حضرت امام (ره) و نهضت اسلامي نسبت به مصدق اطلاعي نداشت و در حقيقت سعي مي‏كرد. نظر مرا به خود جلب كند! من هم ضمن تشريح انقلاب اسلامي، چيزي را به رخش نياوردم. از او و همكارش خواستم، خودشان را براي همكاري در سفارت جمهوري اسلامي ايران آماده كنند. براي آنها پيشنهاد خيلي خوشايندي بود. خداحافظي كردم و به دنبال كارهاي ديگر رفتم. اميدم براي موفقيت در اشغال سفارت بيشتر شده بود، پيغام دادم كه همه دانشجويان در سرتاسر ايتاليا آماده حركت به سمت رم باشند و بايد همه چيز را با خود بياورند. خودشان بايد همه چيز را براي خود تدارك مي‏ديدند و هزينه‏هاي آن را شخصاً تقبل مي‏كد. همه بايد خود را براي ضرب و شتم و زنداني شدن آماده مي‏نمودند. براي حمايت از انقلاب اسلامي، هر نوع فداكاري لازم بود. اعضاي انجمن‏هاي اسلامي، هر يك در شهر خود به شدت مشغول فعاليت بودند. 23 تا 25 بهمن ماه، زمان مناسب براي اشغال سفارت به نظر مي‏رسيد، ما هم چند روزي را براي تدارك لازم براي فراهم آوردن امكان انعكاس گسترده‏تر عمليات اشغال سفارت در اختيار داشتيم. روز 21 بهمن، سوار بر اتوبوس عازم جلسه‏اي بودم، بنا داشتم به انجمن‏ها پيغام دهم كه به رم عزيمت كنند. يك ايراني مرا ديد و فرياد زد كه راديو آزاد شد. فورا از اتوبوس پياده شدم و از او جزئيات را خواستم. گفت: راديو ايران را گوش مي‏دادم كه ناگهان راديو اعلام كرد كه راديو به دست انقلابيون افتاده است و درگيريها به شدت ادامه دارد و گوينده مرتبا از مجاهدين خلق و فدائيان خلق مي‏خواست كه در دفاع از راديو و تلويزيون به كمك بشتابند، تعجب كردم، فدائيان خلق كه هيچ نقشي در انقلاب نداشتند و با اينكه سازماني چريكي محسوب مي‏شدند نيروي چنداني نداشتند تا كاري از آنها بر آيد. مجاهدين خلق هم كه توسط عناصر مرتد آن تار و مار شده بود و اين نيروها با همكاري ساواك عناصر مؤمن را از بين برده بودند و از اين دو سازمان كاري بر نمي‏آمد. ضمن اينكه هر دو سازمان با انقلاب اسلامي در عمل سر ناسازگاري داشتند. در حقيقت اين مردم مؤمن و مسمان ايران بودند كه به رهبري حضرت امام (ره) انقلاب را تا به اين مرحله رسانده و نيروي اصلي انقلاب را تشكيل مي‏دادند. حدس زدم كه اين اظهارات ناهماهنگ بايد مربوط به نظر شخصي مجري باشد كه بعداً هم معلوم شد كه همينطور بوده است. به فكر فرو رفتم. اين سوال برايم مطرح بود كه الان چه كاري بايد كرد و تكليف من در اين لحظه چيست؟ تصميم خود را گرفتم. سريعاً به سفارت مي‏رويم و اداره سفارت را به هر نحو شده به دست مي‏گيريم. تماس با اعضاي انجمن اسلامي ممكن نبود. هر كس مشغول كاري بود و طبيعتاً هنوز به منزل بر نگشته بودند. تصميم گرفتم به تنهايي به سفارت بروم و همچون سه روز قبل خود را نماينده دولت موقت معرفي كرده بخواهم اداره سفارت را به من بسپارند. به طرف سفارت به راه افتادم ...

خاطرات 57 (قسمت چهارم) : فتح سفارت بدون درگيري


وقتي شنيدم كه راديو ايران آزاد شده است و درگيري‏ها در اطراف آن به شدت ادامه دارد، ديگر فرصت را براي عزيمت دانشجويان مسلمان از سراسر ايتاليا به رم براي اشغال سفارت كافي ندانستم و احساس كردم بايد بلافاصله به سفارت بروم و با معرفي خود به عنوان نماينده دولت موقت اداره سفارت را بعهده بگيرم و هر خطري را در اين راه استقبال كنم. خون من كه رنگين‏تر از خون مردم مسلمان و مؤمن كشورمان نيست كه اين روزها با شعار الله و اكبر به فرمان رهبر و مولايشان به مقابله با دژخيم‏ترين و سفاك‏ترين رژيم زمانه و حاميان جهاني آن پرداخته‌اند. به طرف سفارت به راه افتادم و در راه به آنچه بايد كرد مي‏انديشيدم. نزديك سفارت از اتوبوس پياده شدم و يك بار به منزل محل تجمع زنگ زدم. يكي از دوستان انجمن اسلامي شهر فلورانس بنام محمد جلالي كه برادرش در شهر رم فرش فروشي داشت، آپارتماني را در اختيار ما گذاشه بود. او كه نقاش و خطاط ماهري هم بود به منزل برگشته بود. از او خواستم كه عكس حضرت امام(ره) را روي پارچه بزرگي بكشد تا موقع اشغال و در حقيقت آزاد سازي سفارت روي درب ورودي سفارت نصب شود. قرار شد متني هم تحت عنوان سفارت جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا به فارسي و ايتاليايي نوشته شود تا بتوان آن را روي تابلو سفارت شاهنشاهي نصب كرد. او به سرعت اين كارها را انجام داد. محمد جلالي اكنون استاد رشته معماري دانشگاه شهيد بهشتي تهران است. تلفن بعدي به همان مأمور رمز بود. به او گفتم كه من عازم سفارت هستم و از او خواستم سريعاً خود را برساند. هوا تاريك شده بود و نم نم باران مي‏باريد. زير باران خود را به سفارت رساندم، اين دفعه يك ايراني ارمني به نام آرام كه منزلش در سفارت بود به دم در آمد و از پشت ميله‏هاي درب دوم سفارت با من صحبت كرد. به او گفتم: من قديري، نماينده دولت موقت انقلاب اسلامي هستم و آمده‏ام سفارت را تحويل بگيرم. گفت: آقا من اينجا هيچ كاره هستم. من نگهبان سفارت هستم و هيچ مسئولي هم در سفارت نيست و شما لطفا فردا مراجعه بفرماييد. گفتم: الان من مسئول سفارت هستم و شما بايد به دستورات من عمل كرده و آن را اجرا كنيد. مگر نشنيدي كه راديو هم آزاد شده است. فت: شنيدم، ولي من چنين اختياري ندارم و ضمناً كليدهاي ساختمان سفارت نيز در اختيار من نيست. منزل من در گوشه از حياط سفارت است. گفتم: چه كسي اختيار سفارت را دارد؟ گفت، كار دار سفارت آقاي پرويز زاهدي كه اكنون در اقامتگاه (رزيدانس) است و در سفارت نيست. سفارت تعطيل است و هيچكس جز من و خانواده‏ام در سفارت حضور ندارد. گفتم: خيلي خوب: مي‏آيم توي سفارت و به او تلفن مي‏زنم تا بيايد سفارت را تحويل من دهد. گفت: لطفاً از بيرون زنگ بزنيد. گفتم: نه، مي‏خواهم از داخل سفارت زنگ بزنم. گفت: من اجازه ندارم شما را و هيچكس ديگر را به سفارت راه دهم. قدري خود را ناراحت نشان دادم و با قاطعيت گفتم: مثل اينكه شما نمي‌خواهي در سفارت، به كارت ادامه دهي، اگر در را باز نكني از حالا به فكر ترك سفارت باش و يادت باشد كه همكاري نكردي. قدري جا خود و به فكر فرو رفت. در اين لحظه مأمور رمز سفارت كه روز قبل با ما اعلام همبستگي كرده بود به سفارت رسيد و او هم از آن دربان خواست كه در را باز كند و گفت كه ديگر اوضاع فرق كرده و رژيم شاه تمام شده است. از امروز آقاي قديري رئيس سفارت است. كاري نكن كه نتواني به همكاري با سفارت ادامه دهي. او قدري سست شد و گفت: پس لطفاً بعد از اينكه تلفن زديد، سفارت را ترك كنيد. گفتم: نمي‏گذارم براي شما مشكلي پيش بيايد. وارد حياط سفارت شده و به خانه او كه گوشه سفارت بود رفتم، همسرش نيز مثل او گيج شده بود. به او سلام كردم. آقاي آرام مرا به عنوان نماينده دولت موقت معرفي كرد. نگران آينده خود بود. به او گفتم: اگر همكاري كنيد به كارتان ادامه خواهيد داد. كنار تلفن نشستم. آقاي آرام تلفن كاردار را گرفت و با كار دار سفارت آقاي پرويز زاهدي صحبت كرد و گفت: آقاي قديري، نماينده دولت موقت اينجا هستند و مي‏خواهند با شما صحبت كنند. كار دار پرويز زاهدي، پسر عموي اردشير زاهدي بود. ظاهراً از 18 بهمن كه با سفارت تماس گرفته بودم و خود را نماينده دولت موقت معرفي كرده بودم. سفير كه انصاري نام داشت و الان از فعالان ضد انقلاب خارج از كشور است، مفقودالاثر شده بود. گوشي را گرفتم و سلام كردم. مهلت نداد و گفت، قربان سلام عرض مي‏كنم. من نوكر و چاكر شما هستم و چه امر بفرمائيد اطاعت مي‏كنم!!! گفتم: همين الان به سفارت بيائيد و در را باز كرده و سفارت را تحويل ما دهيد. گفت: هر چه امر بفرمائيد. من هم اطاعت خود را از شما و دولت موقت اعلام مي‏كنم و افزود: اگر اجازه دهيد من فردا اول وقت در سفارت حاضر شده و كليد را تحويل خواهم داد و خود و همكاران در خدمت شما خواهيم بود. در حقيقت سفارت فتح شده بود. همه چيز مثل موم در دست ما بود و سفارت را در اختيار داشتيم. دير وقت بود و بايد به فكر برنامه‌هاي فردا مي‌بوديم. با در خواست او موافقت كردم و گفتم: بسيار خوب، فردا ساعت 7 صبح اينجا باشيد. اما وارد ساختمان نشويد، با حضور من بايد در سفارت باز شود و فردا خواهم گفت كه چه بايد كرد و ضمناً فردا جز كاركنان سفارت و آنهايي كه من مي‏گويم هيچكس حق ندارد وارد سفارت شود. گفت: اطاعت قربان هر چه بفرمائيد. با چند بار نوكرم، چاكرم گفتن خداحافظي كرد. خيال من راحت شد كه ديگر از بابت كاركنان سفارت مشكلي نخواهيم داشت. آقاي آرام، نگهبان ارمني سفارت كه صداي كاردار سفارت و لحن او را از تلفن شنيده بود كاملاً تغيير حالت داده بود. از اينكه در سفارت را به روي ما باز كرده بود و اجازه داده بود تا ما از خانه‏اش تلفن كنيم، خوشحال بود و تعارف كرد تا شام را در منزلش بخوريم، اما من تشكر كردم و لب به چيزي نزدم. به او گفتم: بدون اجازه من هيچكس حتي خود كار دار و كاركنان سفارت و خود شما هم حق ورود به ساختمان سفارت را نداريد. من فردا صبح زود مي‏آيم و آنچه بايد انجام گيرد را مي‏گويم. به او تأكيد كردم كه كاركنان سفارت فقط وارد محوطه حيات سفارت شوند و هيچ ايراني و غير ايراني را نيز به درون محوطه سفارت و حياط هم راه نمي‏دهيد. تابلوي سفارت شاهنشاهي را با كاغذ يا پارچه بپوشانيد، تا فردا تابلوي جديد نصب كنيم. اطمينان داد كه تمام موارد فوق را رعايت خواهد كرد. من هم قول ادامه حضور او را در سفارت دادم و از همكاري او تشكر كردم. از صحبتهاي من هم او و هم همسرش خوشحال شدند. با مأمور رمز از سفارت بيرون آمدم. مأمور رمز هم از نتيجه كار راضي و به آينده خود اميد وار بود. آن نگهبان ارمني سالهاي سال در سفارت به همكاري ادامه داد. و از پرتلاش‏ترين كارمندان سفارت بود. كارمند رمز مورد اشاره نيز در وزارت خارجه باقي ماند و مدتي را نيز تحت مديريت اينجانب در زمان تصدي پست مدير كلي اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه كار كرد، احتمالاً الان بايد بازنشسته شده باشد. پرويز زاهدي، مدتي كاردار بود و سپس وقتي مأموريتش پايان يافت از بازگشت به كشور امتناع نمود و ظاهراً عازم آمريكا شد. 21 بهمن 1357، شب، در حالي كه باران مي‏باريد سفارت را ترك كردم. در حالي كه سفارت به زيبايي فتح شده بود. در حالي سفارت را ترك كردم كه اميد ديدار مجدد حضرت امام (ره) پدر و مادرم و بازگشت به ايران در دلم شادي و شعف ايجاد كرده بود. آخر من از سال 1353 تا پيروزي انقلاب اسلامي يعني به مدّت 5 سال نتوانسته بودم به ايران باز گردم. برادرم فريدون كه دو سال از من كوچكتر است و او هم براي تحصيل در رشته معماري به ايتاليا آمده بود، در تابستان سال 1355 به ايران باز گشت و نتوانست به ايتاليا بازگردد. ساواك او را دستگير و ممنوع‌الخروج كرده بود. ساواك از فعاليتهاي او اطلاعي نداشت و نمي‏دانست كه او هم در بنيانگذار انجمن اسلامي فلورانس كه اولين انجمن در ايتاليا بود، شركت داشت و بسيار هم فعال بود. ليكن از فعاليتهاي اينجانب اطلاعاتي بدست آورده بود. فعاليت انجمن اسلامي فلورانس تا آن زمان مخفي بود. ولي وقتي كه فهميدم كه لو رفته‏ام، فعاليت خود را به صورت علني آغاز كردم و اين امر امكان فعاليت بيشتري را برايم ايجاد كرد. البته اميد به بازگشت به ايران را از دست داده بودم و 5 سال بود از ديدن پدر و مادر و ساير بستگان عزيزم محروم بودم .هوا سرد و باراني بود. به سمت منزل محمد جلالي رفتم و شب را نزد او ماندم. او داشت عكسي از حضرت مام (ره) را كه مشت خود را گره كرده بود روي پارچه‌اي سفيد مي‏كشيد، تا درب سفارت را به آن مزّين كنيم. بقيه هم كم و بيش آمده بودند. ماجراي حضور من در سفارت و گفتگويم با كاردار را برايشان گفتم: هم از آنچه پيش آمده بود خوشحال بوديم. سفارت بدون درگيري فتح شده بود. ما فقط نگران اوضاع در ايران بوديم.

خاطرات 57 (قسمت پنجم) : اولين كنفرانس مطبوعاتي


آخرين ساعات 21 بهمن و اولين ساعات 22 بهمن را در منزل محمد جلالي بوديم. آقاي حسين بنك‌دار هم همراه ما بود. با او در نوفل لوشاتو آشنا شده بودم. سالها در زندانهاي رژيم شاه زير شكنجه به سر مي‏برد. قدّي كوتاه داشت و لاغر اندام بود و آثار دشواري زندگي بر چهره‏اش نمايان بود. آخر او سالها زير شكنجه ساواك زجر كشيده بود. در نوفل لوشاتو با هم خيلي صحبت كرده بوديم. از مجاهدين خلق اطلاعات خوبي داشت. اطلاعاتي را در مورد روند ماركسيست شدن عده‏اي از آنان و التقاطي بودن عمده افراد الباقي و همكاري ماركسيستها و ساواك براي كشتن افراد مؤمن سازمان، اطلاعاتي به من داده بود. وقتي تصميم گرفتم از نوفل لوشاتو به ايتاليا بيايم. از او نيز دعوت كردم با من بيايد و او هم در نهايت دعوت را پذيرفت. چند جلسه بزرگ نيز براي او ترتيب داده بوديم تا او حقايقي را كه در مورد سازمان مجاهدين مي‏داند بيان كند. چپي‏ها سعي كرده بودند جلسات را بهم بريزند. به هر طريقي بود جلسه را اداره مي‏كردم. او ريش پروفسوري داشت و سنش شايد 10 سال از من بزرگتر بود. اگر چه من 18 بهمن، در مراجعه حضوري خود به سفارت، خود را نماينده دولت موقت انقلاب معرفي كرده بودم و خواستار تحويل گرفتن سفارت شده بودم، ليكن احسان كردم، بهتر است او را به عنوان نماينده دولت موقت معرفي كنم. او قدري ترديد داشت و مي‏گفت: آخر ما با تهران هماهنگ نكرده‏ايم! گفتم: اگر تهران بخواهد كسي را به عنوان نماينده معرفي كند، چه كسي بهتر از شما و اعضاي انجمن اسلامي ايتاليا مي‏تواند انتخاب كند. ما فرصت نداريم با تهران هماهنگ كنيم. فرصت‏ها را نبايد از دست داد. دير بجنبيم ممكن است سفارت به دست دانشجويان چپي بيافتد. يا كاركنان سفارت ممكن است اسناد را از بين ببرند و يا اموال را غارت كنند. اين اموال الان ديگر متعلق به جمهوري اسلامي ايران است! او ترديد داشت. به او گفتم تو تلاش كن با تهران تماس بگيري و هماهنگ كن. اگر در نهايت نخواستي به عنوان نماينده دولت موقت معرفي شوي، من خودم را نماينده دولت موقت معرفي مي‏كنم و به شوخي به او گفتم: من دانشجويم وتو پروفسوري. لااقل ريشت پروفسوري است و براي معرفي به عنوان رئيس نمايندگي مناسب‏تر هستي. ضمن اينكه چون او مدتها در زندان و زير شكنجه بود، فكر مي‏كردم كه بهتر است او را به عنوان نماينده دولت موقت معرفي كنم. به او گفتم نگران نباشد، چون من عملاً سفارت را اداره خواهم كرد ولي تو رسماً رئيس باش. از او خواستم خود را براي برگزاري يك كنفرانس مطبوعاتي در روز 22 بهمن در محل سفارت آماده كند و افزودم كه فردا بايد كاري كنيم كه كاركنان سفارت اطلاعيه‏اي را امضاء نموده و حمايت خود را از انقلاب اسلامي و دولت موقت اعلام دارند و خبر آن را روي تلكس‏هاي خبري بفرستيم. در مورد آنچه بايد در كنفرانس مطبوعاتي گفته شود هم هماهنگي شد. او با يك نفر در تهران تماس گرفته و موضوع را مطرح كرده بود و بالاخره قبول كرد كه به عنوان نماينده دولت موقت معرفي شود و گفت: به آنها اطلاع دادم تا لااقل تكذيب نكنند. حدود ساعت 5 صبح با پارچه مزّين به عكس حضرت امام (ره) عازم سفارت شديم. آن ارمني كه نام مستعارش آرام بود، در را برايمان باز كرد، هنوز هيچكس نيامده بود. عكس حضرت امام را در قسمت بالاي در ورودي سفارت كه مشرف به خيابان بود نصب كرديم و تابلوي سفارت جمهوري اسلامي ايران را روي تابلوي سفارت شاهنشاهي كه از شب قبل روي آن پوشانده شده بود نصب نموديم. آقاي آرام (نگهبان) در ساختمان سفارت را در حضور من بازكرد. روز قبل ادعا كرده بود كه كليد ساختمان را ندارد، ولي ديگر فهميده بود كه رژيم شاه ماندني نيست و همكاري را آغاز كرده بود، همكاري‏اي كه سالها به طول انجاميد. دقايقي بعد از اينكه وارد ساختمان سفارت شدم، چند نفر از اعضاي انجمن اسلامي به سفارت رسيدند به آنها گفتم: الان در خاك جمهوري اسلامي ايران هستيد و اينجا به اسلام تعلق دارد و اموالش هم مال مردم است. طبق قواعد ديپلماتيك سفارت هر كشوري خاك كشور آن سفارت محسوب مي‏گردد. از آنها خواستم مراقب باشند به هيچ چيز آسيبي نرسد و گفتم: عكس‏هاي شاه و فرح و هر گاو و خر ديگر را از قاب‏ها در آورند، و به قاب آن آسيب نرسانند. آن عكس‏ها را هم بايد جمع كرده و طي مراسمي به آتش بكشيم. در زيرزمين سفارت يك كتابخانه قرار داشت. تعدادي صندلي پشت هم قرار داشت و محل مناسبي براي برگزاري كنفرانس مطبوعاتي بود. گفتم هيچكدام از كاركنان حق ندارند به طبقات ديگر وارد شوند. همه كاركنان به كتابخانه كه در زير زمين است بروند و تا تعيين تكليف آنجا بمانند. ساعت 7 صبح، پرويز زاهدي (كاردار سفارت) آمد و ديد ما سفارت را در اختيار داريم. تعظيم كرد و نوكرم چاكرم راه انداخت. كاركنان سفارت يكي بعد از ديگري وارد سفارت شده، طبق برنامه به كتابخانه مي‏رفتند. در جمع كاركنان سفارت كه كاردار نيز در بين آنها بود حضور يافتيم و در مورد انقلاب اسلامي، امام خميني (ره) رژيم سفاك شاهنشاهي صحبت كردم و گفتم كه اگر كسي مرتكب جنايت نشده باشد، در صورت همكاري صادقانه مي‏تواند به كار خود ادامه دهد. خيلي از اين جمله خوشحال به نظر مي‏رسيدند. گفتم اولين گام اين است كه متني تهيه شود و نظر خود را در مورد دولت موقت بنويسيد. چند نفري بلند شدند و در حمايت از حضرت امام (ره) و دولت موقت صحبت مختصري كردند. متني مبني بر انزجار از رژيم شاهنشاهي و جنايات آن و حمايت از انقلاب اسلامي، حضرت امام(ره) و دولت موقت به امضاء همگي رسيد و خبر آن در اختيار رسانه‏هاي گروهي قرار گرفت و براي تهران نيز مخابره شد. كاركنان سفارت، با نام من كم و بيش آشنا بودند. شايد قبلاً مصاحبه‏هاي تلويزيوني مرا به عنوان سخنگوي انجمن اسلامي ايتاليا ديده بودند. در يك مصاحبه تلويزيوني كه هنگام انتصاب بختيار به نخست وزيري انجام شد و از برنامه خبر شبكه 2 تلويزيون پخش شده بود، گفته بودم كه بختيار هم همچون ازهاري خواهد رفت و انقلاب اسلامي پيروز و جمهوري اسلامي برقرار خواهد گرديد. در آن مصاحبه از من سوال شده بود كه: آيا شما (نهضت اسلامي ايران) با گروههاي كمونيست ايراني ضد رژيم شاه همكاري مي‏كنيد؟ گفته بودم كه ما هيچ همكاري با آنها نداريم و راهمان جدا از راه آنهاست. سوال شده بود كه ولي آنها عليه رژيم شاه فعاليت مي‏كنند و من جواب داده بودم كه: ضد رژيم شاه فعاليت مي‏كنند. ولي در اين انقلاب كه انقلاب اسلامي است و براي حاكميت اسلام است هيچ نقشي و حضوري نداشته و بين مردم جايگاهي ندارند. تأكيد من بر عدم حضور كمونيست‏ها در انقلاب و نداشتن پايگاهي در بين مردم و عدم همكاري مسلمانان با آنان خشم چپي‏ها را برانگيخته بود و مورد تهديد آنها قرار گرفته بودم. كاركنان سفارت مي‏دانستند كه من چند روز قبل، يعني 18 بهمن، به تنهايي به سفارت مراجعه كرده و خود را نماينده دولت موقت معرفي كرده بودم و الان نيز مي‏بينند كه محور هماهنگي امور هستم و به همين دليل نيز از اينكه آقاي حسين بنك‌دار را به عنوان نماينده دولت موقت معرفي كردم، متعجب به نظر مي‏رسيدند. ولي تمكين كرده بودند. ساعت 9 صبح جمعيت زيادي از گروههاي چپي ايراني جلوي سفارت جمع شده بودند و آمده بودند تا سفارت را به اشغال خود در آورند كه با عكس حضرت امام (ره) و تابلوي سفارت جمهوري اسلامي ايران مواجه شده بودند. پيغام دادند كه ما هم مي‏خواهيم بياييم به شما كمك كنيم. به دوستانم گفتم نبايد بگذاريم كه داخل بيايند. فرصت درگير شدن هم نداريم، بايد با سياست ردشان كنيم تا امور قدري سامان بيابد. از طرفي قرار بود تا دو ساعت ديگر كنفرانس مطبوعاتي برگزار شود. به بيرون سفارت رفتم و شروع كردم براي آنها سخنراني كردن. آنها را بدون توجه به عضويتشان در گروهها، به عنوان ايراني مقيم رم مخاطب قرار دادم. ابتدا پيروزي انقلاب اسلامي را به همه تبريك گفتم و از اينكه اين جا جمع شده‏اند تشكر كردم! گفتم: الان نياز به كمك نداريم. ولي اگر نياز شد شما را خبر خواهيم كرد. شما برويد منزل و گوش به زنگ باشيد تا اگر لازم شد شما را خبر كنيم. قرار شد چند نفر از افراد محور شوند و همه مرتباً به منازل اينها زنگ بزنند، تا اگر نياز بود و ما آنها را خبر كرده باشيم، بتوانند سريعاً جمع شوند. چند نفر از آنها گفتند. كه هنوز رفراندومي برگزار نشده است كه شما نام سفارت را گذاشته‏ايد "سفارت جمهوري اسلامي ايران". پاسخ دادم. مردم در راهپيمايي‌هاي ميليوني در سراسر كشور با شعار خود استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، در حقيقت راي خود را داده‌اند و با خون خود آن را امضاء كرده‏اند و از نظر ما همين قدر كفايت مي‏كند. ليكن، وقتي رفراندوم برگزار شد، اگر مردم راي ديگري دادند آن را تغيير خواهيم داد. آنها رفتند و مرتباً با آن چند نفر تماس مي‏گرفتند و آنها نيز مرتبا به سفارت زنگ مي‏زدند كه چه شد؟ طبيعتا هرگز آنها را به كمك فرا نخوانديم. هم چون نيازي به همكاري آنها نداشتيم و هم بدليل اينكه كساني را كه اعتقادي به خدا نداشتند شايسته همكاري نمي‏دانستيم و همكاري با آنان را بر خود حرام مي‏دانستيم .آنها رفتند و خبرنگاران يكي بعد از ديگري براي كنفرانس مطبوعاتي مي‏آمدند. كنفرانس مطبوعاتي برگزار شد. آقاي بنك‌دار، طبق قرار قبلي، مطالبي را گفت و من هم مدير يت كنفرانس و ترجمه آن را بر عهده گرفتم و گاهي هم خودم به سوالات پاسخ مي‏دادم. اين اولين كنفرانس مطبوعاتي بود كه در دوران جمهوري اسلامي ايران برگزار مي‏كردم. در ظهر روز 22 بهمن سال 1357 خبر آزاد سازي سفارت، حمايت كاركنان سفارت از دولت موقت و كنفرانس مطبوعاتي مثل توپ در ايتاليا صدا كرد. عملاً عمده اخبار شبكه‏هاي راديو تلويزيوني به اخبار ايران اختصاص داشت و اخبار مربوط به سفارت نيز در كنار آن منعكس مي‏شد. صبح 23بهمن، خبر پيروزي انقلاب اسلامي، تير اصلي تمام روزنامه‏ها را تشكيل مي‏داد و اخبار مربوط به سفارت هم در همه روزنامه‏ها منتشر شد. مطلبي كه روزنامه ايل مساجرو در مورد اقدام ما در رم نوشته بود، خيلي به مذاقم شيرين جلوه كرد. اين روزنامه عكس سر در سفارت را كه عكس حضرت امام (ره) با مشت گره كرده روي آن نصب شده بود را چاپ كرد و اين تير را براي آن انتخاب كرده بود "انقلاب اسلامي در رم هم به پيروزي رسيد".

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 20:45 |

سلام خسته نباشی!خیلی دوست دارم !خیلی آقایی ... خدا باهات و دعای هزاران قلب خالص بدرقه اخلاص و تواضعت

یا علی خستگی ناپذیر

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:40 |
اخيرا نمايشگاهى محرمانه از سوی وزارت اطلاعات در مورد مفاسد اقتصادى برپا شد. آن چه در پی می آید یادداشت های پراکنده یکی از بازدید کنندگان این نمایشگاه است.

خيلى از فسادها ناشى از قانون تجارت و قانون محاسبات عمومى اعلام شده و تغيير و اصلاح در اين قوانين ضرورى اعلام گرديده است.
 سيستم گردش كالا در كشور نظم و ثبت ندارد. اعلام وضعيت انبارها و جابجايى كالاها جزء قانون است، اما اجرا نمى‏شود. يكى از مشكلات اين است كه هر فرد مى‏تواند به تعداد شعب بانك حساب باز كند. در هيچ كجاى دنيا چنين امكانى وجود ندارد. افراد بايد ملزم به ثبت صحيح همه فعاليت هاى اقتصادى خود شوند. زمين خوارى با جعل و سندسازى توسط عوامل ... صورت مى‏گيرد. سيستم سنتى ثبت، قائل به اشخاص بوده و قديمى است و هيچ تحولى در آن ايجاد نشده است. قريب 15 سال از طرح كاداستر مى‏گذرد و 920 ميليارد ريال هزينه شده، ولى اين طرح هنوز آماده نيست.
زمين خواران ابتدا زمين ها را با عنوان كارهاى خيريه و عام المنفعه مى‏گيرند و بعدها در قالب مسكونى آنها را مى‏فروشند.
خريد زمين توسط شيوخ كشورهاى عربى ممنوعيت دارد. براى همين شركت هايى درست كرده و نمايندگانى از اتباع ايرانى به استخدام گرفته‏اند و زمين هاى شمال را خريدارى مى‏كنند. هم اكنون براى هر 45000 هكتار تنها يك نيروى حفاظت منابع وجود دارد.
رشد قارچ گونه مشاورين املاك در شمال و تغيير كاربردى اراضى از شالى، مركبات، كشاورزى و تفكيك و قطعه سازى و خشكاندن، باعث شده است تا قيمت زمين در مواردى از هر متر مربع 2000 به صد هزار تومان و در مواردى به 500 هزار تومان افزايش يافته است. در ... 1959 هكتار تغيير كاربرى داده شده و زمين خوارى صورت گرفته است.
137 هكتار از اراضى بنياد مستضعفان و جانبازان تصرف عدوانى شده و به فروش رفته است.
95 درصد ساحل درياى خزر در اختیار دستگاه ها و شركتهاى دولتى مى‏باشد.
يكى از كارشناسان نمايشگاه درباره زمين خوارى گفته است: «در مباحث مربوط به زمين خوارى غافل شديم» وقتى زمين يك دستگاه خورده مى‏شود، ابتدا بايد دستگاه ها هزينه كارشناسى را واريز كنند كه به پرونده آنها رسيدگى شود و چون اين هزينه بالا است، دستگاه ها آن را نمى‏پردازند و در نتيجه پرونده‏ها مورد رسيدگى قرار نمى‏گيرد و زمين خوار با آسودگى زمين‏ها را قطعه بندى كرده و مى‏فروشد. زمين خوارى در عسلويه به شدت رايج شده است.
15 شركت ظرف سه سال 64 ميليون تومان ماليات پرداخت كرده بودند كه با بررسي هاى انجام شده ميزان ماليات واقعى آنها 8 ميليارد تومان تشخيص و وصول شد.
30 درصد فولاد كشور در اختيار يك فرد اصفهانى است كه با اسامى افراد مختلف فولاد را معامله مى‏كند و خود را به ظاهر به عنوان فرد ورشكسته جا انداخته است.
بخشى از كالاهاى قاچاق از طريق اينترنت كالا به ايران وارد مى‏شود. مثلا تلويزيون هايى كه واردات آن ها از طريق قانونى مقرون به صرفه نيست از طريق كانتينرهاى در بسته و پلمپ شده وارد ايران شده و تخليه مى‏گردد و مجددا كالاهاى يارانه‏اى از قبيل آرد و دارو بارگيرى شده و پلمپ تقلبى آن مجددا الصاق و به كشورهاى مقصد ترانزيت ارسال مى‏شود.
در كل كشور تنها يك دستگاه ايكس - رى (X-RAY) وجود دارد كه قادر است بدون باز كردن پلمپ، داخل محتويات كانتينرها را شناسايى كند. در حالى كه ساير نقاط كانتينر ترانزيتى وارد يا خارج مى‏شود. طبق قوانين بين المللى اجازه باز كردن پلمپ ها را نداريم.
هم اكنون 43 بازارچه مرزى، 110 اسكله فاقد نظارت، 319 تعاونى مرزنشين، 163 تا 167 گمرك، 24 منطقه ويژه اقتصادى وجود دارد كه از كاركردهاى اصلى خود خارج شده و مورد سوءاستفاده قاچاق چيان قرار مى‏گيرد. اين واحدها پوششى براى قاچاق هستند و بعضا با اسناد جعلى آنها كالاهاى قاچاق وارد كشور مى‏شود. به دليل منافعى كه بازارچه‏هاى مرزى و تعاوني هاى مرز نشين براى مقام هاى محلى دارد، احداث اين واحدها به نقاط دريايى نيز كشيده شده است. آمار كشفيات قاچاق تنها 5 تا 20 درصد كل قاچاق است. ميزان قاچاق كالا سالانه 4 تا 7 ميليارد دلار برآورد مى‏شود.
طى سال هاى‏ 72 تا 77 بالغ بر ۱/۶۶۲۱ فقره واردات موقت صورت گرفته كه 1697 فقره آن به ارزش 230 ميليارد ريال منجر به تخلف شده است. 1704 فقره بلاتكليف و در جريان رسيدگى است.
كيش از نظر قاچاق سالم است. جابجايى كالا بيشتر از خورها صورت مى‏گيرد. 300 تا 400 خور داريم كه هيچ كس نمى‏تواند بر آن نظارت كند. مسيرهاى قاچاق متنوع است. براى مبارزه با قاچاق در قشم بايد كل آن منطقه آزاد شود و يا منطقه آزاد آن، لغو گردد.
اسكله‏هاى دستگاه ها مثل فولاد، شيلات و نفت فقط براى ورود كالاى خاص است و نبايد از آن ها براى واردات ساير كالاها استفاده شود.
كنترل تمام مرزها غير ممكن است. شناورها را بايد در دريا كنترل كرد. بايد مبداء، خروج، مقصد و دليل سفر شناورها را مشخص كرد. طرح ساماندهى شناورها بايد اجرا و شناورها صاحب شناسنامه و پلاك روزانه شود.
شبكه قاچاق دوبى علاوه بر داخل به سمت جنوب بصره، سليمانيه، اردبيل، اردن و بندر عقبه و تركيه كشيده شده و از اين طرق به ايران وارد مى‏شود. قاچاق با قاطر، اسب و ماشين صورت مى‏گيرد و افراد و شبكه قاچاق به طور كامل شناسايى شده است. خودرو، لوازم يدكى، چاى و شكر از مهم ترين اقلام قاچاق است. 30 درصد قاچاق از مبادى مجاز گمرگى انجام مى‏شود و 70 درصد از مرزهاى غير بومى وارد يا خارج مى‏شود. 60% قاچاق از طريق مرزهاى دريايى و 40% از مرزهاى زمينى انجام مى‏شود.
6000 صندوق قرض الحسنه در معرض ورشكستگى و بحران قرار دارد. در يكى از صندوق ها تا 8 ميليارد ريال اختلاس گزارش شده بود.
خبرنگار صدا و سيما و دبير بخش آب و كشاورزى يك روزنامه كثيرالانتشار ۵/۱ ميليارد ريال چك پول دريافت كرده و دستگير شدند. اين ها به بانك كشاورزى قول داده بودند كه با اخبار ارسالى از واگذارى اين بانك به وزارت جهاد كشاورزى جلوگيرى كنند. ضمنا وزارت جهاد كشاورزى حاضر شده بود خانه 70 تا 80 مترى به آن ها بدهد. افراد مذكور سر قرار دستگير شده بودند.
بالغ بر 400 نفر از جوانان ايرانى طى سال هاى 66 تا 83 در المپيادها درخشيدند و 240 مدال به ارمغان آوردند. 120 نفر از اين جمع جذب كشورهاى توسعه يافته شدند كه 90 نفر آنها جذب آمريكا گرديدند. هزينه تحصيل هر دانش‏آموز در آمريكا تا مقطع ديپلم 200 هزار دلار است.
3 ميليون ايرانى در خارج كشور به سر مى‏برند كه 300 هزار نفر آنها داراى مدرك دكترا هستند. تنها 3 درصد اين افراد اپوزيسيون نظام هستند. 1/3 ميليون نفر اين ها جمعيت مقيم آمريكا هستند. در كانادا 503 هزار و در امارات 200 هزار ايرانى زندگى مى‏كنند، از 300 موسسه ايرانيان مقيم خارج تنها 2 مورد سياسى است. 1900 استاد تمام وقت ايرانى و 3000 استاد پاره وقت در آمريكا زندگى مى‏كنند. سرمايه ايرانيان مقيم خارج از نظر كارشناسان 400 ميليارد دلار اعلام شده است. همچنين ساير آمارها سرمايه ايرانيان مقيم خارج بر اساس تقريبى 600 ميليارد دلار، تخمينى 800 ميليارد دلار، افواهى (عقيده مخالفين نظام) 1300 ميليارد دلار دانسته است.
500 نفر از اساتيد هاروارد، جرجيا و استانفورد، استادان ايرانى تبار هستند.
در هفته 100 پرواز به امارات صورت مى‏گيرد كه در سال 5200 پرواز مى‏شود. ميانگين مسافر در هر پرواز 150 نفر است. اگر هر نفر حداقل 2000 دلار هزينه كند ۵/۱ ميليارد دلار مى‏شود.
ميزان اعتراضات كارگرى در سال 80 بالغ بر 1589 مورد، 81، 1450 مورد و 82، 463 مورد بوده است.
از 463 اعتراض سال 82 تفكيك آن به اين شرح است: 141 مورد عدم پرداخت حقوق، 351 مورد كمبود نقدينگى، 21 مورد اخراج، كمبود اوليه 14 مورد، تعطيلى واحد 55 مورد، طبقه بندى مشاغل 19 مورد، نحوه مديريت 58 و ساير موارد 20 .

30 هزار كيلومتر فيبر نورى به علت عدم نصب تجهيزات SDH بدون استفاده مانده است و هر دستگاهى متناسب با نياز خود و تجهزاتى كه دارد از آن استفاده مى‏كند. مناقصه‏هاى قبلى مساله داشته و ابطال شده است و مناقصه جديدى برگزار شده است.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:37 |
 

مهندس مهرداد بذزپاش به عنوان مدیر عامل پارس خودرو

منصوب شدند.

این انتخاب و ورود چهره های جوان و کارامد و پرنشاط را به عرصه مدیریتی کشور به دولت سرافراز نهم و شخص رییس جمهور و به کلیه خدمتگزاران واقعی نظام اسلامی تبریگ عرض می نمایم.

از درگاه خداوند متعال برای ایشان آرزوی موفقیت دارم.

 

 

 

محسن رنجبران

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:36 |

دکتر محمد حسن قدیری ابیانیه سفیر ج.ا.ا در مکزیک

این انتخاب شایسته مبارک باد.

محسن رنجبران

 

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:35 |

مهمترین رویدادهای سال 1385

از نگاه خبرگزاری مهر - گروه بین الملل :

مهمترین رویدادهای سال 85 از نگاه مهر ؛ از شکست خفت بار اسرائیل در جنگ لبنان تا حذف جنایتکارترین دیکتاتور قرن از عرصه گیتی

 تشکیل دولت دائمی عراق به ریاست نوری المالکی، شکست خفت بار رژیم اسرائیل در جنگ 33 روزه علیه لبنان، اعدام صدام دیکتاتور سابق عراق، اولین آزمایش هسته ای کره شمالی و تشکیل دولت وحدت ملی فلسطین از مهمترین رویدادهای سال 85 به شمار می روند.

خبرگزاری مهر در گزارش زیر به بررسی رویدادهای مهم سال گذشته خورشیدی در سطح منطقه ای و بین المللی به ترتیب ماههای سال پرداخته است که  از نظر خوانندگان گرامی می گذرد:

- مهمترین تحولات فروردین ماه: 

* کنیست جدید (پارلمان) رژیم صهیونیستی آغاز به کار کرد.

شیمون پرز نخست وزیر 82 ساله رژیم صهیونیستی اولین نماینده راست افراطی بود که در حضور موشه کاتساو رئیس رژیم صهیونیستی سوگند یاد کرد.هفدهمین کنیست اسرائیل 11حزب دارد که بارزترین آن حزب کادیماست که ریاست آن را ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی برعهده دارد.

* دولت آمریکا درادامه سنگ اندازی در مقابل منتخبان ملت فلسطین هر گونه دادو ستد و تجارت آمریکاییها با دولت جدید به رهبری حماس را ممنوع اعلام کرد.

* ایهود اولمرت کفیل نخست وزیری رژیم صهیونیستی رسما جانشین آریل شارون شد..

شارون 78 ساله از چهارم ماه ژانویه 2006 (14 دی ماه 84) پس از سکته مغزی به بیمارستان هداسا در قدس غربی بستری شد و در اولین روزهای ورودش به بیمارستان تحت چندین عمل جراحی قرار گرفت، اما هوشیاری اش بازنگشت.

* اعضای ائتلاف عراق یکپارچه، جواد المالکی معروف به نوری المالکی از اعضای حزب الدعوه را به عنوان نامزد رسمی تصدی پست نخست وزیری دولت آتی عراق اعلام کردند.

* دادگاه عالی ایتالیا اواخر فروردین پس از دو هفته کشمکش و بحث های داغ درباره احتمال تقلب در انتخابات که از سوی سیلویو برلوسکونی مطرح شد و سبب به دادگاه کشاندن این مسئله شد؛ پیروزی رومانو پرودی رئیس ائتلاف چپ ایتالیا را تایید کرد.

پس از اعلام ننتایج نهایی انتخابات ایتالیا ، ائتلاف راست ایتالیا به رهبری "سیلویو برلوسکونی" از دیوان عالی این کشور خواست که با دقت کامل به شمارش آراء بپردازند.

- مهمترین تحولات اردیبهشت ماه :

* پادشاه نپال پس از گذشت دو هفته درگیری و تنش در این کشور اعلام کرد که وی قدرت را به مردم واگذار خواهد کرد و از احزاب سیاسی برای تعیین نخست وزیر جدید دعوت به عمل آورد."گیلانندرا" پادشاه نپال در یک پیام تلویزیونی اعلام کرد: ما خواستار وحدت هفت حزب برای تعیین هرچه سریعتر نخست وزیر هستیم.

گیاندرا دولت منتخب نپال در اول فوریه سال 2005 میلادی از کار برکنار و دولتی تحت ریاست خود تشکیل داد.

* پارلمان وکمیسیون اروپا وهمچنین اتریش که ریاست دوره ای این اتحادیه را برعهده دارد؛ با بودجه 862 میلیارد یورویی (1.1 تریلیون دلاری) برای سالهای 2007 تا 2013 میلادی این اتحادیه موافقت کردند.

توافق بر سر این بودجه پس ازاینکه قانونگذاران اتحادیه اروپا در 4 آوریل سال جاری با 440 رای مثبت و 190 رای منفی  سبب مصالحه بین کمیسیون، پارلمان و دولت های عضو اتحادیه اروپا شدند ، صورت گرفت.

* وزارت دفاع آمریکا(پنتاگون) پس از سالها پنهانکاری اسامی بازداشت شدگان گوانتانامو،کشورهای موطن و همچنین سن تمام زندانیان و بازداشت شدگان فعلی و پیشین را منتشر کرد. آمریکا پس از 11 سپتامبر و در راستای مبارزه با تروریسم اقدام به حمله به افغانستان کرد و تعدادی از شهروندان کشورهای مختلف را به اتهام دست داشتن در اقدامات تروریستی به گوانتانامو منتقل و در آنجا در وضعیت غیر انسانی بازداشت کرد.

* مجلس نمایندگان آمریکا با اکثریت آراء لایحه بودجه 9/512 میلیارد دلاری دفاعی این کشور در سال 2007 را که 50 میلیارد دلار آن به عملیات نظامی در عراق و افغانستان اختصاص داشت، تصویب کرد.

* سناتور "جیورجو ناپولیتانو" (Giorgio Napolitano) نامزد ریاست جمهوری ائتلاف چپ ایتالیا به عنوان رئیس جمهوری جدید این کشور برگزیده شد.

* قرارداد سه میلیارد دلاری بین ایران و اندونزی در بخش نفت در سفر احمدی نژاد به این کشور منعقد شد.

یک مقام اجرایی اندونزی اعلام کرد که  مؤسسه نفتی دولتی "پرتامینا" و شرکت ملی نفت ایران اقدام به ساخت یک پالایشگاه نفت  3 میلیارد دلاری با ظرفیت تولید 300 هزار بشکه در روز خواهند کرد.

* سید عبد العزیز حکیم رئیس فراکسیون ائتلاف عراق یکپارچه تاکید کرد که مجموعه ائتلاف متشکل از 130 نماینده با نامزدی  نوری المالکی برای پست نخست وزیری عراق و جانشین ابراهیم الجعفری موافقت کردند.

* شبکه "ای.بی.سی" آمریکا و تلویزیون عراق اعلام کردند که سرکرده شبکه القاعده در عراق در حمله هوایی ارتش آمریکا در بغداد به هلاکت رسید.

زرقاوی درطول دوران اشغال عراق ، با وجود رویه مبارزه جویانه اش با نیروهای خارجی، جنایات بی شماری بر ضد مردم بیگناه عراق به ویژه شیعیان در جهت شعله ور کردن آتش فتنه طایفه ای مرتکب شد؛ وی در یکی از نوارهای ویدئویی خود که معمولا شبکه الجزیره پخش می کرد؛ به حزب الله لبنان نیز حمله ور شد و آن را یک پوشش نگهدارنده برای اسرائیل توصیف کرد و دبیرکل آن را با الفاظ زشت و توهین آمیز مورد خطاب قرار داد.

متذکر می شود که مدتها ارتش آمریکا برای دستگیری زرقاوی 25 میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود.

- مهمترین تحولات خرداد ماه  :

* کره شمالی ضمن ابراز نگرانی از توسعه سپر دفاع موشکی در آمریکا، به این کشور پیشنهاد کرد درباره طرح های آزمایش موشکی گفتگوهایی صورت گیرد؛ دو دیپلمات در هیئت کره شمالی در سازمان ملل متحد اعلام کردند: پیونگ یانگ آماده گفتگو با واشنگتن است، زیرا گزارش هایی در دست است که نشان می دهند سپر دفاع موشکی آمریکا فعال شده است.

* رسانه های روسی از کشته شدن رهبر شورشیان چچن در عملیات ویژه نظامیان روسیه در شمال گروزنی خبر دادند.

* پنتاگون به نقض گسترده حقوق بشر در زندان های آمریکا اعتراف کرد.

طبق یک گزارش تحقیقاتی که از سوی پنتاگون منتشر شد؛ سربازان عملیات ویژه آمریکا تکنیک بازرسی جدید و غیر مجازی را بر ضد بازداشت شدگان عراقی در یک دوره 4 ماهه در سال 2004 به کار گرفته اند.

طبق این بررسی که از سوی ژنرال ریچارد فورمیکا صورت گرفت؛ به یکی از زندانی ها در طول 17 روز فقط کمی آب و نان داده شده بود. برخی دیگر از زندانی ها نیز برای چند روز متوالی در سلول هایی نگهداری شده بودند که نه می توانستند در آن بایستند و نه بخوابند. این در حالی است که در سلول های آنها موزیک هایی با صدای بلند پخش می شد تا آنها نتوانند بخوابند.

* "ژاک شیراک" رئیس جمهوری فرانسه در دیدار با اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی؛ با طرح های یکجانبه اسرائیل مخالفت کرد.

* "ابوبکر بشیر" روحانی مسلمان اندونزیایی که در ارتباط با بمب گذاری سال 2002 میلادی در یک باشگاه شبانه در جزیره بالی اندونزی زندانی شده بود، پس از حدود 26 ماه حبس از زندان جاکارتا آزاد شد.

* وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه ای اعلام کرد: آمریکا به طور رسمی جمهوری مونته نگرو را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخت.

- مهمترین تحولات تیر ماه :

* "بارونس هیمن" به عنوان اولین رئیس زن مجلس اعیان انگلیس برگزیده شد.

* پارلمان اروپا مدت زمان تحقیق درباره عملکرد پنهانی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) در کشورهای اروپایی را تا پایان سال 2006 میلادی تمدید کرد.

"هوبرت پیرکر" نماینده اتریشی پارلمان اروپا با اعلام این مطلب افزود : احزاب مختلف پارلمان اروپا به این نتیجه رسیده اند که زمان تحقیق درباره عملکرد پنهانی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ( سیا ) باید تا پایان سال 2006 میلادی افزایش پیدا کند .

* فنلاند برای یک دوره شش ماهه، امروز ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را از اتریش تحویل گرفت.

* کره شمالی همزمان با روز استقلال آمریکا، اقدام به آزمایش چند فروند موشک کرد که با واکنش کشورهای منطقه و جهان روبرو شد .

* ترکیه در راستای جلب نظر اتحادیه اروپا و به منظور پیوستن به این اتحادیه، قوانین ضد تروریسم خود را تشدید کرد.

* " هوگو چاوز" رئیس جمهوری ونزوئلا از کشورهای آفریقایی خواست برای مبارزه با تهدید هژمونی آمریکا با آمریکای لاتین ارتباط نزدیکتری داشته باشند.

* رئیس جدید اتحادیه اروپا به منظور آزادی عمل بیشتر در اتخاذ تصمیمات لازم برای این اتحادیه خواهان کسب حق وتو شد.

* " آلبرتو گونزالس" دادستان کل آمریکا با دفاع از شکنجه زندانیان دربازداشتگاه مخوف گوانتانامو، آمریکا را ناقض کنوانسیون منع شکنجه ندانست.

* صدراعظم آلمان با انتقاد از ادامه فعالیت زندان مخوف گوانتانامو، از مقام های آمریکایی خواست اقدامی فوری برای بسته شدن این بازداشتگاه انجام دهند.

* "یان پیتر بالکینند" نخست وزیر هلند رسما استعفای دولت خود را تقدیم "بئاتریکس" ملکه این کشور کرد.

* نیروی دریایی آمریکا که اطلاعات شخصی مربوط به 28 هزار دریانورد و خانواده آنها بر روی یک وب سایت اینترنتی منتشر شده است.

* شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بررسی اوضاع لبنان در مقر آن در نیویورک تشکیل جلسه داد.

* وزارت بهداشت اندونزی اعلام کرد که در حادثه وقوع سونامی در سواحل جنوبی جزیره جاوه در غرب این کشور دست کم 304 تن کشته و 430 تن مجروح شدند.

* رژیم صهیونیستی از چهارشنبه 21 تیر جنگ تمام عیار و بی رحمانه ای را بر ضد لبنان و مناطق مسکونی وتاسیسات و زیرساخت های این کشور به بهانه اسارت دو نظامی صهیونیست به دست رزمندگان حزب الله آغاز کرد که این جنگ نابرابر در پایان با شکست صهیونیستها به پایان رسید؛ در این جنگ دست کم 1300 لبنانی شهید شدند و 158 صهیونیست هم به هلاکت رسیدند.

* اجلاس سران گروه هشت پس از سه روز بحث و گفتگو درباره مسائل مختلف سیاسی ، اقتصادی و بین المللی در سنت پترزبورگ روسیه پایان یافت.

- مهمترین تحولات مرداد ماه :

* - فیلیپ کالدرون نامزدمحافظه کاران به عنوان پیروزانتخابات ریاست جمهوری مکزیک اعلام شد .

* - فیدل کاسترو پس از 47 سال رهبری کوبا به خاطر عمل جراحی، قدرت را به برادر خود رائول واگذار کرد.

* رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر قانون تمدید تحریم علیه ایران و لیبی را تمدید کرد.

* هفت شرکت بین ‌المللی متعلق به روسیه، هند، کوبا و کره‌ شمالی به علت آنچه واشنگتن فروش مواد ممنوعه به ایران می خواند، مشمول تحریم ‌های آمریکا قرار گرفتند.

* هند و پاکستان بر ادامه روند صلح میان خود توافق کردند.

* شبکه تلویزیونی بی بی سی گزارش داد که به علت اعتراضات مردم و کابینه انگلیس از ورود دو فروند هواپیمای آمریکایی حامل بمب برای اسرائیل به فرودگاه اسکاتلند جلوگیری شد.

* شورای امنیت سازمان ملل متحد سرانجام قطعنامه پیشنهادی آمریکا و فرانسه را که با هدف نجات رژیم صهیونیستی از باتلاق لبنان ارائه شده بود؛ تصویب کرد؛ قطعنامه 1701شورای امنیت با اجماع 15عضو این شورا تصویب شد که از حزب الله لبنان خواست همه حملات خود(دفاع در برابر تجاوزات وحشیانه اسرائیل) را متوقف کند و از اسرائیل نیزخواست به تجاوزات خود علیه لبنان پایان دهد.

این قطعنامه بر استقرار نیروهای لبنان و نیروهای سازمان ملل "یونیفل" با یکدیگر در جنوب لبنان و به موازات آن عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از منطقه یاد شده، تاکید دارد.

* کابینه رژیم صهیونیستی در نشستی در اواخر مرداد ماه در شهر بیت المقدس قطعنامه 1701شورای امنیت مبنی بر توقف جنگ افروزی در لبنان را پذیرفت.

- مهمترین تحولات شهریور ماه :

* رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر وضعیت فوق العاده را که پس از حادثه 11 سپتامبر در سال 2001 اعلام کرد، در آستانه پنجمین سالگرد این حادثه تمدید کرد.

* وزارت امور خارجه چین بار دیگر از اتحادیه اروپا خواست تا تحریم تسلیحاتی این کشور را لغو کند.

* دادگاه عالی جنایی عراق انجام تحقیقات درباره جنایاتی که طی یورش ارتش رژیم سابق عراق به سرکردگی صدام به کویت طی سالهای 1990 و 1991 صورت گرفت؛ بنا به درخواست مقامهای کویتی آغاز کرد.

* یک مقام ارشد دولت آمریکا، درخواست محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری  ایران برای مناظره با جرج بوش رئیس جمهور آمریکا را رد کرد.

* دولت عراق از سازمان ملل متحد درخواست کرد تا نشست آتی کشورهای همسایه در بغداد برگزار شود.

* "احمد ابوالغیط" وزیر امور خارجه مصر با اشاره به برگزاری نشست وزیران امور خارجه کشورهای همسایه عراق در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک بر حمایت کشورش از دولت این کشور در راه برقراری آشتی ملی در عراق اشاره کرد.

*رئیس دادگاه محاکمه صدام که متهم به جانبداری از دیکتاتور سابق عراق شد؛ با موافقت دادگاه عالی جنایی عراق از کار برکنار شد.

* "جرج بوش" رئیس جمهوری آمریکا خواستار آغاز فوری گفتگوها درباره موضوع هسته ای ایران شد.

* سرانجام ارتش لبنان برای نخستین بار پس از 35 سال درروستاهای مرزی جنوب لبنان مستقر شد. واحدهای نظامی ارتش لبنان از لشگر ششم وارد شهرهای ناقوره و عیتا الشعب و قوزح و رامیا و الرمیش شدند درحالی که اولین واحد از لشگر دوازده ارتش به همراه شمارزیادی از خودروهای گشتی نیروهای یونیفل روز گذشته وارد شهر یارون در منطقه  بنت جبیل شده بودند و درامتداد خط آبی به عنوان خط مرزبین المللی مستقر شدند.

* رهبران هند و پاکستان در نشست پایانی سران کشورهای عضو جنبش غیر متعهدها در هاوانا، با از سرگیری مذاکرات کشمیر و مبارزه مشترک با تروریسم موافقت کردند.

* نشست مقدماتی وزرای کشور همسایگان عراق با حضور نمایندگانی از این کشورها در قصر کنفرانس های جده برگزار شد.

* مجلس دومای روسیه، توافقنامه مسکو با تفلیس درباره برچیدن پایگاههای نظامی روسیه در گرجستان را تصویب کرد.

* مشاور ارشد "کارل رو" استراتژیست کاخ سفید پس از افشای این مسئله که وی ضمن در اختیار قرار دادن اطلاعات برای لابی گر آمریکایی هدایایی را از وی دریافت کرده ، استعفا داد.

* سخنگوی دولت آلمان با اشاره به انتشار اخباری مبنی بر وجود زندانهای سیا در این کشور اظهار داشت: چنین پایگاههایی در آلمان وجود نداشته و ندارد.

- مهمترین تحولات مهر ماه :

* شبکه تلویزیونی "العربیه" اعلام کرد که "ابو ایوب المصری" رهبر جدید شاخه القاعده در عراق کشته شده است.

* با گذشت پنج سال از حادثه 11 سپتامبر یک نوار ویدئویی 1 ساعته از عاملان حادثه منتشر شد که در آن " محمد عطا " هدایت کننده اولین هواپیمایی را که به ساختمانهای تجارت جهانی نیویورک اصابت کرد، نشان می دهد.

* مجلس سنای آمریکا با طرح خصمانه تمدید تحریمها علیه ایران که تاریخ آن به پایان رسیده است، موافقت کرد.

* کنگره آمریکا لایحه بودجه نظامی 448 میلیارد دلاری سال مالی 2007 را برای صرف هزینه برنامه های تحقیقاتی ، تولید تسلیحات جدید و جنگ عراق و افغانستان تصویب کرد.

- مهمترین تحولات آبان ماه:

* دولت سودان در تصمیم اخیر خود نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد را از این کشور اخراج کرد که این امر واکنش های داخلی و خارجی را در پی داشت.

* جرج بوش" رئیس جمهوری آمریکا قانون بازپرسی از مظنونان به اقدام های تروریستی را امضا کرد.

* کره شمالی در اولین واکنش رسمی خود به تصویب قطعنامه علیه آزمایش هسته ای این کشور در شورای امنیت را اعلان جنگ خواند. کره شمالی هشدارداد که با هر کشوری که اعمال فشار براین کشور را تشدید کنند، مقابله خواهد کرد .

* نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی 10 فروند هواپیمای جاسوسی از آمریکا تحویل گرفت.

* آلمان پس از ایتالیا فرماندهی نیروهای نظامی سازمان ملل متحد در لبنان موسوم به یونیفل را به عهده گرفت.

* شورای امنیت سازمان ملل متحد به اتفاق آراء، قطعنامه ای را که در آن تحریمهایی علیه کره شمالی اعمال شده است،تصویب کرد.

* رئیس جمهوری آمریکا، قانونی را به منظور اعمال تحریمها درباره هر طرف خارجی که فناوری تسلیحاتی دراختیار کره شمالی قرار دهد، امضاء کرد.

* وزارت امور خارجه آفریقای جنوبی خبر داد که طی بیانیه ای که در وین منتشر شد؛ این کشور به اتفاق آراء به عنوان رئیس بعدی "گروه فراهم کنندگان هسته ای" (NSG) برای دوره 2007 تا 2008 انتخاب شد.

* مجمع عمومی سازمان ملل متحد "بان کی مون" وزیر امور خارجه کره جنوبی را به عنوان جانشین کوفی عنان معرفی کرد.

* پارلمان فرانسه لایحه مجازات انکار کشتار ارمنستانیها توسط حکومت عثمانی بین سالهای 1915تا 1917 میلادی را تصویب کرد.

* نمایندگان 13 کشور جهان از جمله هشت کشور صنعتی جهان در نشست مغرب با بیانیه رسمی، اصول مبارزه با تروریسم هسته ای موافقت کردند.

* کاخ سفید اعلام کرد که "جرج بوش" رئیس جمهوری آمریکا، تحریم ها علیه سودان را به مدت یک سال دیگر تمدید کرد.

* سوئیس در راستای تصمیم شورای امنیت، صدور تسلیحات و تجهیزات جنگی به لبنان را ممنوع کرد.

* دادگاه عالی جنایی عراق در نشست رسیدگی به احکام متهمان پرونده دجیل، صدام دیکتاتور سابق این کشور را به اعدام با
طناب دار محکوم کرد.

* انتخابات میاندوره ای آمریکا (7 نوامبر برابر با 16 آبان ماه) در حالی برگزار شد که نظرسنجیها حکایت از پیروزی دموکراتها داشت.

* در پی تشدید ناآرامی ها در قرقیزستان "قورمن بیک باقیف" رئیس جمهور قرقیزستان، وزیر کشور را برکنار کرد.

* پیر جمیل از وزیران مسیحی کابینه فواد سنیوره و فرزند امیل جمیل رئیس جمهوری اسبق لبنان ترور شد.

* کمیسیون مرکزی انتخابات تاجیکستان با اعلام نتایج اولیه انتخابات ریاست جمهوری این کشور، از پیروزی امامعلی رحمانف رئیس جمهوری کنونی خبر داد.

* کشورهای کویت و عراق توافقنامه ای را به امضا رساندند که به دولت کویت اجازه می دهد تا حصار امنیتی خود در طول مرز با عراق را تکمیل کند.

* وزیران امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، تحریم ازبکستان را تمدید کردند.

*روسیه و آمریکا توافقنامه دو جانبه پیوستن روسیه به سازمان تجارت جهانی را در حاشیه اجلاس اپک در ویتنام امضاء کردند.

* منابع امنیتی از دستگیری معاون سرکرده گروه تروریستی القاعده در عراق خبر دادند.

- مهمترین تحولات آذر ماه :

* اعتصابات گروههای ملی و اسلامی لبنان از 10 آذر با هدف تشکیل دولت وحدت ملی در بیروت آغاز شد که همچنان ادامه دارد.

* 5 وزیر شیعه وابسته به جنبشهای حزب الله و امل لبنان، مشارکت خود را در دولت فواد سنیوره از 12 دسامبر(21 آذر) به حال تعلیق درآوردند، این تصمیم در اعتراض به درخواست تشکیل دادگاه بین المللی برای محاکمه متهمان ترور حریری و دیگرترورها گرفته شد.

* پارلمان فنلاند به عنوان کشوری که درحال حاضر ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد؛ با اکثریت آراء به قانون اساسی واحد رای داد.

* "نیکولا سارکوزی" وزیر کشور فرانسه کاندیداتوری خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال 2007 میلادی اعلام کرد.

* کمیته سرویسهای مسلح سنای آمریکا به اتفاق آرا " رابرت گیتس" کاندیدای پست وزارت دفاع این کشور را تایید کرد.

* "صفر مراد نیازوف" رئیس جمهوری ترکمنستان درگذشت.

* پیروزی حزب دموکرات آمریکا در انتخابات کنگره اعلام شد. 

* " دونالد رامسفلد " وزیر دفاع آمریکا از سمت خود استعفا کرد.

- مهمترین تحولات دی ماه :

*  جرج بوش، رئیس جدید سازمان اطلاعات ملی آمریکا را انتخاب و رئیس قبلی آن را به عنوان معاون وزیر امور خارجه آمریکا منصوب کرد .  

* صدام  دیکتاتور سابق عراق به سبب محکومیت در ارتکاب جنایت دجیل ( کشتار 148 شیعه در سال 1982) اعدام شد؛ وی در طول چهار دهه حکومت دیکتاتوری خود، مرتکب جنایات بی شماری بر ضد ملتهای عراق، ایران و کویت شد.

* روسیه همزمان با آغاز سال جدید میلادی ریاست دوره ای شورای امنیت سازمان ملل متحد را بر عهده گرفت.

* آلمان همزمان با آغاز سال جدید میلادی، ریاست دوره ای اتحادیه اروپا و کشورهای گروه هشت را به عهده گرفت.

* کشورهای رومانی و بلغارستان رسما به عضویت اتحادیه اروپا درآمدند.

* جرالد فورد رئیس جمهوری اسبق آمریکا در سن 93 سالگی درگذشت.

* رئیس جمهوری آمریکا به علت دروغ هایی که در طی سال جاری میلادی در رسانه های عمومی بر زبان جاری کرد؛ عنوان دروغگوترین فرد سال 2006 را از آن خود کرد.

* بوش، قانون کنگره آمریکا را که در ماه دسامبر صادر شده و مربوط به تمدید تحریم مقامهای بلاروس بود، برای مدت 2 سال دیگر امضا کرد.

- مهمترین تحولات بهمن ماه :

* ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه اعلام کرد که تشکیل اوپک گازی با ایران و احتمالا دیگر تولیدکنندگان که معادل اوپک نفتی است ، ایده جالبی است.

* روسیه، هند را نامزد شایسته ای برای عضویت دائم شورای امنیت دانست.

* یک فروند هواپیمای مسافربری سودان ربوده و مجبور به تغییر مسیر اولیه خود به سوی پایتخت چاد شد.

* بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد دستور انجام تحقیقات کامل درباره برنامه توسعه سازمان ملل متحد در کره شمالی را صادر کرد.

* سه ایرانی به همراه یک عراقی در یک پست ایست و بازرسی در موصل واقع در استان نینوای عراق دستگیر شدند.

* ابومازن، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین به علت ترس از اعتراض دولت فلسطین(به رهبری حماس) محمد دحلان را به عنوان مسئول دستگاه امنیتی تشکیلات خودگردان برگزید.

* مجلس نمایندگان آمریکا قطعنامه غیرالزامی مخالفت با استراتژی رئیس جمهوری این کشور مبنی بر اعزام 21 هزار و 500 نیروی کمکی آمریکا به عراق را تصویب کرد.

* "آناتولی سردیوکوف" به عنوان وزیر دفاع روسیه منصوب شد.

* "قربان محمدوف" کفیل ریاست جمهوری ترکمنستان با کسب حدود 90 درصد آراء انتخابات به عنوان جانشین صفر مراد نیازوف انتخاب شد.

* "طه یاسین رمضان" معاون صدام دیکتاتور پیشین عراق به اعدام محکوم شد.

* دبیرکل سازمان ملل متحد، سفیر آمریکا در اندونزی را به عنوان رئیس جدید دفتر امور خارجه سازمان ملل متحد انتخاب کرد.

* بان کی مون در ادامه اصلاحات خود در این سازمان، دستور تاسیس دفتر ویژه حافظ صلح را صادر کرد.

- مهمترین تحولات اسفند ماه:

* نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به همراه ارتش افغانستان بزرگترین عملیات نظامی علیه شورشیان طالبان را در جنوب این کشور انجام دادند.

* رومانو پرودی نخست وزیر ایتالیا پس از 9 ماه آغاز به کار ، از مقام خود استعفا کرد.

* قانونگذاران چچنی به اتفاق آراء "رمضان قدیراف" نامزد مورد نظر مسکو را به عنوان رئیس جمهوری خود تایید کردند.

* سرگئی لاوروف وزیر امورخارجه روسیه اعلام کرد که مسکو خواستار پیوستن اسرائیل به "ان پی تی" به منظور عاری شدن خاورمیانه از سلاح های هسته ای است.

* عادل عبدالمهدی معاون رئیس جمهوری عراق به همراه وزیر مشاغل عمومی کابینه این کشور به دنبال انفجار بمبی در بغداد زخمی شدند.

* رئیس جمهوری ایتالیا با استعفای رومانو پرودی مخالفت کرد.

* توکیو چهارمین ماهواره جاسوسی خود را از جزیره ای در جنوب ژاپن به فضا پرتاب کرد.

* دولت وحدت ملی فلسطین به ریاست اسماعیل هنیه تشکیل شد.

* محبوبیت حزب کارگر حاکم انگلیس و در راس آن "گوردن براون" به کمترین میزان خود در سال های اخیر رسیده است.

* اسرائیل مدت انتصاب "میر داگان" رئیس موساد را که مسئول نظارت بر برنامه هسته ای ایران است تا سال 2008 میلادی تمدید کرد.

* به نوشته رسانه های روسی، سازمان کشورهای عمده صادر کننده گاز در جهان(اوجک) 9 آوریل در دوحه قطر ایجاد خواهد شد.

* طه یاسین رمضان اعدام شد.

* ژاک شیراک اعلام کرد که قصد نامزد شدن در انتخابات آتی ریاست جمهوری فرانسه را ندارد.

* اجلاس امنیتی بغداد با حضورنمایندگان کشورهای همسایه، اعضای دائم شورای امنیت، سازمان ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامی واتحادیه عرب  برگزار شد.

* "خالد شیخ محمد" رئیس سابق کمیته نظامی القاعده اعتراف کرد که مغز متفکر و طراح حملات 11 سپتامبر 2001 میلادی بوده است. 

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=463021منبع
+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 3:8 |

سلام

دوستم آقای قدیری ابیانیه به عنوان سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران در مکزیک منصوب شده اند برای ایشان آرزوی موفقیت دارم .

رئیس جمهور در دیدار قدیری ابیانه با وی: ایران از گسترش روابط با قاره آمریکا استقبال می کند

احمدی نژاد دیدار سفیران جدید ایران در مکزیک و کنگو :

ایران از گسترش روابط با قاره های آمریکا و آفریقا استقبال می کند

رئیس جمهور در دیدارهای جداگانه با سفیران جدید جمهوری اسلامی ایران در مکزیک و کنگو تاکید کرد : ایران از گسترش روابط با کشورهای مختلف در دو قاره آمریکا و آفریقا استقبال می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمود احمدی نژاد در این دیدارها نقش مهم سفیران را در توسعه مناسبات با دیگر کشورها خاطر نشان کرد و افزود: سفیران به عنوان نمایندگان دولت و ملت ایران می توانند با انتقال فرهنگ اسلامی ایرانی و معرفی قابلیت های متعدد و متنوع کشور، در ارتقاء سطح مناسبات با کشورهای گوناگون نقش موثری ایفا کنند.

در این دو دیدار محمد حسن قدیری ابیانه سفیر جدید ایران در مکزیک و حمید رضا قمی سفیر جدید ایران در کنگو نیز گزارشی از آخرین تحولات حوزه ماموریت و برنامه های خود برای گسترش مناسبات دو جانبه بیان کردند و رئیس جمهور نیز رهنمودهای لازم را متذکر شد.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 17:11 |

نگرو پونته: نفوذ ايران در منطقه در حال رشد است و اين خطري است كه از تهديد برنامه هسته اي ايران فراتر مي رود.

واشنگتن پست افزايش نفوذ ايران در منطقه و خشم امريكا از ان


واشنگتن پست در مقاله اي افزايش نفوذ ايران در منطقه و خشم امريكا از ان را بررسي كرد .
اين روزنامه نوشت كويت به ندرت از متحد خود يعني امريكا كه در جنگ خليج فارس به ازادي اين كشور از اشغال عراق كمك زيادي كرد ، خرده گرفته و انتقاد كرده است ولي در ماه اكتبر موردي نادر از مخالفت كويت با امريكا ديده شد و ان امتناع كويت از اعزام سه ناظر نظامي به رزمايش نيروي دريايي امريكا درخليج فارس بود
به گزارش روزنامه امريكايي واشنگتن پست دراينترنت ، برخي از مقامات امريكايي گفته اند اينكار كويتي ها قابل درك است ، انها نمي خواهند دشمني ايران را برانگيزند چهار سال از تجاوز نظامي امريكا به عراق كه از ان به عنوان بخشي از تلاش امريكا براي تغيير ساختار منطقه خاورميانه ياد مي شود مي گذرد و ايران طي اين مدت در تقويت نفوذش در منطقه سيري صعودي را پيموده است و بسياري در اين منطقه امريكاييان را سرگرم عقب نشيني از ان مي بينند كشورهاي عربي هم كه ضعفهاي انها به روشني اشكار شده است ، غرق در جريانهاي فرقه اي اسيب رسان و رو به گسترشي شده اند كه بسياري مسبب شدت يافتن انرا امريكا مي دانند. ايران روابط خود را با گروههاي اسلامگراي فلسطيني عميق تر كرده است و نقشي را كه زماني كشورهاي عرب حوزه خليج فارس در زمينه تامين مالي اين گروهها برعهده داشتند خود برعهده گرفته است اين حركات را امريكا تحركاتي تهاجمي توصيف كرده در حاليكه تهران انها را تدافعي مي داند. در لبنان و عراق ، ايران با كمك وجوه مالي ، اسلحه و ايدئولوژي خاص خود با امريكا وارد نبرد نزديكي شده است و در خلائي كه بر اثر سرنگوني دشمنان ايران توسط امريكا در افغانستان و عراق بوجود امده ، تهران قدرت و وجهه اي بدست اورده كه ياداور روزهاي انقلاب اسلامي 1979 ايران است ، روزهايي كه روحانيون ايراني در خط مقدم مبارزه براي سرنگوني دولتي مورد حمايت امريكا قرار داشتند.

 خالد الدخيل مولفي سعودي در اين باره گفته است اساسا امريكا را بايد براي افزايش نفوذ ايران در منطقه مورد سرزنش قرار داد.

 وي در ادامه گفت جنبه اي در گسترش نفوذ ايران در خاورميانه وجود دارد كه از اهميت بسزايي در اين ميان برخوردار بوده است و ان اين است كه افزايش نفوذ ايران منعكس كننده تغييري عمده در توانايي هاي اين كشور، چه مقدورات اقتصادي و چه سياسي نيست بلكه بيشتر تلاشهاي محكوم به شكست امريكا و متحدان عربش را در منطقه به رخ مي كشد.

 ايال زيسر سرپرست دپارتمان مطالعات افريقا و خاور ميانه اي دانشگاه تل اويو در اسرائيل هم در اين خصوص گفته است با وجود سرمايه گذاري وسيع براي تقويت دمكراسي در منطقه ، غرب بازنده شده است و ايران برگ برنده را در دست دارد.

 در تاييد افزايش نفوذ تهران در منطقه جان نگروپونته مدير سازمان ملي اطلاعات امريكا ماه جاري به اعضاي كنگره اذعان كرد نفوذ ايران در منطقه در حال رشد است و اين خطري است كه از تهديد برنامه هسته اي ايران فراتر مي رود.

 نجف علي ميرزايي ديپلمات سابق ايران در بيروت كه اينك سرپرستي مركزي مرتبط با مطالعات ايران و اعراب را برعهده دارد، درباره كشورش چنين گفته است حاميان ايران در نقاط مختلف پراكنده اند، در عراق ، افغانستان و يا هرجاي ديگري ، واقعيت اين است كه سربازان امريكايي در خاورميانه گروگانهاي ايرانند، بدون هيچ اغراقي بايد گفت نظاميان امريكايي در دست ايرانيانند، ايرانيان ميتوانند انها را هدف قرار دهند هر كجا كه در منطقه باشند و نه موشكها پاتريوت قادر به دفاع از انها هستند و نه هيچ سلاح ديگري. وي گفت در صورت بروز جنگ بين امريكا و ايران ايران خسارات و تلفاتي را متحمل خواهد شد ولي قطعا ضرباتي كه به امريكاييان وارد خواهد شد شديدتر و سنگين تر خواهد بود .

طلال سلمان سردبير نشريه السفير در لبنان هم در اين خصوص نظرداده است ، وي گفته است براي انكه شكست امريكا در اشغال عراق توجيه شود بايد دشمني تراشيد بنابراين با بوجود اوردن اين دشمن ما با اوردن ناوگانهاي كشورهاي بيگانه و پر كردن خاك و حريم هوايي و حريم ابي خود با نظاميان ، هواپيماها و كشتي هاي انها ميخواهيم خود را در برابر اين خصم در پناه انها قرار دهيم.

 به گزارش روزنامه واشنگتن پست ، امريكا براي مقابله با نفوذ ايران در منطقه سعي كرد محوري متشكل از كشورهاي عرب سني كه ميانه رو هستند، تشكيل دهد يعني مصر، اردن ، عربستان و كشورهايي مشابه در خليج فارس.

 مقامات اسرائيلي از احتمال اتحاد تل اويو با اين كشورها براي مقابله با نفوذ ايران و برنامه هسته اي تهران هم سخن گفته اند .

در ماه نوامبر ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل گفت وي سعي خواهد كرد مناسبات تل اويو را با اين كشورها عميقتر كند تا به گفته بعضي از تحليلگران اسرائيلي بدين صورت بلوكي ضد ايراني تشكيل شود.

 ولي زيسر از دانشگاه تل اويو نسبت به اين امر هشدار داده است همه اين كشورها در مجموع به اندازه لازم قوي نيستند و علاوه بر ان با مشكلات خاص خود دست بگريبانند. وي افزود تهديد ايران مي تواند اين كشورها را به سوي يكديگر بكشاند ولي به اعتقاد وي اتحادي كه از اين علاقه مشترك حاصل شود ماهيتي تدافعي خواهد داشت ، اين كشورها قصد ندارند بنحوي كه ظاهر خاور ميانه را دچار دگرگوني كند، با يكديگر متحد شوند

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 10:56 |

اقدام بوش به دستور ترور ایرانیان در عراق را می توان تحت پیگرد قانونی قرار داد

اقدام بوش به دستور ترور ایرانیان در عراق را می توان تحت پیگرد قانونی قرار داد. مطالب منتشره در روزنامه واشنگتن پست و نیز مطالب قبلی خانم رایس که از وجود چنین مجوزی توسط بوش حکایت می کرد می تواند در شکایت از بوش و هیات حاکمه آمریکا در عراق در دادگاه های ایران و نیز در دادگاه های بین المللی و دادگاههای سایر کشورها از جمله دادگاههای عراق استفاده کرد.

دادستانی قوه قضائیه می تواند بوش را رسما تحت پیگرد قانونی قرار دهد.

باید شکایت های خصوصی نیز به قوه قضائیه واصل شود.

دستگاه دیپلماسی کشور نیز می تواند در سطح سازمان ملل و دیگر سازمان های حقوق بشری توسل بوش به ترور را رسما مطرح سازد.

در تظاهرات 22 بهمن نیز ان شاء الله مردم ایران با شور و هیجان به اعتراض به بوش و محکومیت آمریکا هواهند پرداخت.

ضمنا همه قرائن نشان می دهد که دیپلمات های ایرانی اسیر شده به دست آمریکایی ها در اربیل تحت شکنجه های وحشیانه قرار گرفته اند تا بلکه حاضر شوند و سیاست های آمریکا و ادعاهای پوچ آنان را به عنوان افشاگری مطرح کنند.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 17:55 |

بوش دستور ترور ايراني‌ها در عراق را صادر كرد

واشنگتن‌پست: بوش دستور ترور ايراني‌ها در عراق را صادر كرد

 يك روزنامه آمريكايي در گزارشي فاش كرد رئيس جمهوري آمريكا به ارتش اين كشور مجوز داده تا اتباع ايراني در عراق را كه از آنها به عنوان عوامل ايران نام برده مي‌شود، ترور و يا دستگير كنند.

به گزارش فارس، روزنامه "واشنگتن‌پست" در شماره امروز خود به نقل از مقامات دولتي و مقامات امور ضدتروريسم آمريكا كه از اين طرح مطلع هستند، نوشت: «جرج بوش به ارتش مجوز داده تا عوامل ايراني فعال در عراق را دستگير و يا بكشند.»
به نوشته اين روزنامه، اين مقامات كه خواستند نامشان فاش نشود مي‌گويند كه اين طرح در راستاي راهبرد جديد تهاجمي آمريكا براي تضعيف تهران در سراسر خاورميانه و وادار كردن تهران به دست كشيدن از برنامه هسته‌ايش تدوين شده است.
واشنگتن پست با اشاره به اين كه اين دستور از پائيز به نيروهاي آمريكايي داده شده، نوشت: «نيروهاي آمريكايي از بيش از يك سال پيش بطور مخفيانه ده‌ها نفر از مظنونان ايراني‌ را دستگير كرده و سه تا چهار روز آنها را بازداشت كرده و اين سياست "دستگيري و رهايي" به منظور جلوگيري از افزايش تنش‌ها با ايران در دستور كار بوده است.»
در اين گزارش آمده است: «نيروهاي آمريكايي در طول اين چند روزي كه مظنونان ايراني را نگه مي‌داشتند از آنها نمونه‌هاي ژنتيكي (
DNA)، اثر انگشت و عكس مي‌گرفتند.»
از ماه گذشته در سه حمله‌اي كه در عراق عليه ايراني‌ها صورت گرفته، چندين ديپلمات ايراني دستگير شده‌اند و "زلمي خليل‌زاد" سفير آمريكا در عراق روز چهارشنبه ادعا كرد كه در روزهاي آينده جزئيات بيشتري درباره اتهامات وارده بر اين مقامات را فاش خواهد كرد.
اين روزنامه آمريكايي در ادامه نوشت: «در تابستان گذشته مقامات ارشد آمريكا تصميم گرفتند رويكردي مقابله‌جويانه و تندتري عليه ايران مورد نياز است. زيرا ميزان نفوذ ايران افزايش يافته و تلاش آمريكا براي منزوي كردن تهران به شكست انجاميده و برنامه هسته‌اي ايران رو به پيشرفت بود. علاوه بر اين،‌ همپيمانان آمريكا در برابر تحريم دولت ايران مقاومت كرده و تهران به آتش اختلافات فرقه‌اي دامن مي‌زد.»
اين گزارش به نقل از يكي از مقامات ارشد آمريكايي افزود: «ايراني‌ها هزينه‌اي نمي‌دادند. آنها به ماموريت ما در عراق آسيب مي‌رساندند و ما دستور داشتيم كه مقابله نكنيم.»
سه نفر از مقامات مذكوري كه با واشنگتن‌پست گفت‌وگو كردند، مي‌گويند شمار مقامات اطلاعاتي ايران در عراق حدود 150 نفر است بعلاوه اين كه اعتقادها بر اين است فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در داخل عراق فعال باشد.
با اين حال اين روزنامه به نقل از مقامات اطلاعاتي خاطر نشان كرد‌: «مدارك و شواهدي دال بر اين امر وجود ندارد كه ايراني‌ها بطور مستقيم به نيروهاي آمريكايي در عراق حمله كرده باشند.»
مايكل هايدن، رئيس سازمان سيا اخيراً به سنا مدعي شده است كه ميزان مواد تامين شده از ايران كه عليه نيروهاي آمريكايي به كار رفته، بسيار فزاينده است.
بنا بر اين گزارش،‌ سياست جديد آمريكا عليه عوامل اطلاعاتي ايران و اعضاي سپاه است و متوجه غيرنظاميان و ديپلمات‌ها نخواهد بود.
اين ادعا در حالي است كه در حملات اخير در بغداد و اربيل عده‌اي از ديپلمات‌هاي ايراني كه حتي برخي از آنها به دعوت "جلال طالباني" رئيس جمهوري عراق به اين كشور رفته بودند هدف آمريكايي‌ها قرار گرفتند.
اين روزنامه ادامه داد: «نيروهاي آمريكايي تاكنون از ابزاري مرگبار عليه ايراني‌ها استفاده نكرده‌اند اما دولت بوش تلاش داشته‌اند كه فرماندهان نظامي را براي استفاده از اين مجوز تحت فشار قرار دهند.»
اين طرح مورد حمايت "كاندوليزا رايس" وزير امور خارجه آمريكا است اما وي نگراني‌هايي درباره خطرات ناشي از اشتباهات احتمالي داشته است.
"گوردون جاندرو" سخنگوي شوراي امنيت ملي آمريكا نيز درباره اين مجوز گفت: «رئيس جمهور بارها بر اين امر تاكيد كرده كه ما از هر اقدام لازم براي حفاظت از نيروها در عراق و جلوگيري از اقداماتي كه به آنها

آسيب وارد مي‌كند، خودداري نخواهيم كرد.»

The Washington Post

Troops Authorized to Kill Iranian Operatives in Iraq

Administration Strategy Stirs Concern Among Some Officials

By Dafna Linzer

Washington Post Staff Writer
Friday, January 26, 2007; 3:12 PM

The Bush administration has authorized the U.S. military to kill or capture Iranian operatives inside Iraq as part of an aggressive new strategy to weaken Tehran's influence across the Middle East and compel it to give up its nuclear program, according to government and counterterrorism officials with direct knowledge of the effort.

For more than a year, U.S. forces in Iraq have secretly detained dozens of suspected Iranian agents, holding them for three to four days at a time. The "catch and release" policy was designed to avoid escalating tensions with Iran and yet intimidate its emissaries. U.S. forces collected DNA samples from some of the Iranians without their knowledge, subjected others to retina scans, and fingerprinted and photographed all of them before letting them go.

Last summer, however, senior administration officials decided that a more confrontational approach was necessary, as Iran's regional influence grew and U.S. efforts to isolate Tehran appeared to be failing. The country's nuclear work was advancing, U.S. allies were resisting robust sanctions against the Tehran government, and Iran was aggravating sectarian violence in Iraq.

"There were no costs for the Iranians," said one senior administration official. "They are hurting our mission in Iraq, and we were bending over backwards not to fight back."

Bush defended the policy today during a question-and-answer session with reporters following a White House meeting with top defense officials.

"Well, I made it very clear, as had the secretary, that our policy is going to be to protect our troops in Iraq," Bush said. "It makes sense that if somebody's trying to harm our troops, or stop us from achieving our goal, or killing innocent citizens in Iraq, that we will stop them. It's an obligation we all have . . . to protect our folks and achieve our goal."

Bush also said that "stopping outside influences from killing our soldiers or hurting Iraqi people" does not mean that "we want to expand this beyond the borders."

Three officials said that about 150 Iranian intelligence officers, plus members of Iran's Revolutionary Guard Command, are believed to be active inside Iraq at any given time. There is no evidence the Iranians have directly attacked U.S. troops in Iraq, intelligence officials said.

But, for three years, the Iranians have operated an embedding program there, offering operational training, intelligence and weaponry to several Shiite militias connected to the Iraqi government, to the insurgency and to the violence against Sunni factions. Gen. Michael V. Hayden, the director of the CIA, told the Senate recently that the amount of Iranian-supplied materiel used against U.S. troops in Iraq "has been quite striking."

"Iran seems to be conducting a foreign policy with a sense of dangerous triumphalism," Hayden said.

The new "kill or capture" program was authorized by President Bush in a meeting of his most senior advisers last fall, along with other measures meant to curtail Iranian influence from Kabul to Beirut and, ultimately, to shake Iran's commitment to its nuclear efforts. Tehran insists that its nuclear program is peaceful, but the United States and other nations say it is aimed at developing weapons.

The administration's plans contain five "theaters of interest," as one senior official put it, with military, intelligence, political and diplomatic strategies designed to target Iranian interests across the Middle East.

Troops Authorized to Kill Iranian Operatives in Iraq

The administration's plans contain five "theaters of interest," as one senior official put it, with military, intelligence, political and diplomatic strategies designed to target Iranian interests across the Middle East.

The White House has authorized a widening of what is known inside the intelligence community as the "Blue Game Matrix" -- a list of approved operations that can be carried out against the Iranian-backed Hezbollah in Lebanon. And U.S. officials are preparing international sanctions against Tehran for holding several dozen al-Qaeda fighters who fled across the Afghan border in late 2001. They plan more aggressive moves to disrupt Tehran's funding of the radical Palestinian group Hamas and to undermine Iranian interests among Shiites in western Afghanistan.

In Iraq, U.S. troops now have the authority to target any member of Iran's Revolutionary Guard, as well as officers of its intelligence services believed to be working with Iraqi militias. The policy does not extend to Iranian civilians or diplomats. Though U.S. forces are not known to have used lethal force against any Iranian to date, Bush administration officials have been urging top military commanders to exercise the authority.

The wide-ranging plan has several influential skeptics in the intelligence community, at the State Department and at the Defense Department who said that they worry it could push the growing conflict between Tehran and Washington into the center of a chaotic Iraq war.

Senior administration officials said the policy is based on the theory that Tehran will back down from its nuclear ambitions if the United States hits it hard in Iraq and elsewhere, creating a sense of vulnerability among Iranian leaders. But if Iran responds with escalation, it has the means to put U.S. citizens and national interests at greater risk in Iraq, Afghanistan and elsewhere.

Officials said Hayden counseled the president and his advisers to consider a list of potential consequences, including the possibility that the Iranians might seek to retaliate by kidnapping or killing U.S. personnel in Iraq.

Two officials said that Secretary of State Condoleezza Rice, though a supporter of the strategy, is concerned about the potential for errors, as well as the ramifications of a military confrontation between U.S. and Iranian troops on the Iraqi battlefield.

In meetings with Bush's other senior advisers, officials said, Rice insisted that the defense secretary appoint a senior official to personally oversee the program to prevent it from expanding into a full-scale conflict. Rice got the oversight guarantees she sought, though it remains unclear whether senior Pentagon officials must approve targets on a case-by-case basis or whether the oversight is more general.

The departments of Defense and State referred all requests for comment on the Iran strategy to the National Security Council, which declined to address specific elements of the plan and would not comment on some intelligence matters.

But in response to questions about the "kill or capture" authorization, Gordon Johndroe, spokesman for the NSC, said: "The president has made clear for some time that we will take the steps necessary to protect Americans on the ground in Iraq and disrupt activity that could lead to their harm. Our forces have standing authority, consistent with the mandate of the U.N. Security Council."

Officials said U.S. and British special forces in Iraq, which will work together in some operations, are developing the program's rules of engagement to define the exact circumstances for using force. In his last few weeks as the top commander in Iraq, Army Gen. George W. Casey Jr. sought to help coordinate the program on the ground. One official said Casey had planned to designate Iran's Revolutionary Guard as a "hostile entity," a distinction within the military that would permit offensive action.

Casey's designated successor, Army Lt. Gen. David H. Petraeus, told Congress in writing this week that a top priority will be "countering the threats posed by Iranian and Syrian meddling in Iraq, and the continued mission of dismantling terrorist networks and killing or capturing those who refuse to support a unified, stable Iraq."

Troops Authorized to Kill Iranian Operatives in Iraq

Advocates of the new policy -- some of whom are in the NSC, the vice president's office, the Pentagon and the State Department -- said that only direct and aggressive efforts can shatter Iran's growing influence. A less confident Iran, with fewer cards, may be more willing to cut the kind of deal the Bush administration is hoping for on its nuclear program. "The Iranians respond to the international community only when they are under pressure, not when they are feeling strong," one official said.

With aspects of the plan also targeting Iran's influence in Lebanon, Afghanistan and the Palestinian territories, the policy goes beyond the threats Bush issued earlier this month to "interrupt the flow of support from Iran and Syria" into Iraq. It also marks a departure from years past when diplomacy appeared to be the sole method of pressuring Iran to reverse course on its nuclear program.

R. Nicholas Burns, the undersecretary of state for political affairs, said in an interview in late October that the United States knows that Iran "is providing support to Hezbollah and Hamas and supporting insurgent groups in Iraq that have posed a problem for our military forces." He added: "In addition to the nuclear issue, Iran's support for terrorism is high up on our agenda."

Burns, the top Foreign Service officer in the State Department, has been leading diplomatic efforts to increase international pressure on the Iranians. Over several months, the administration made available five political appointees for interviews, to discuss limited aspects of the policy, on the condition that they not be identified.

Officials who spoke in more detail and without permission -- including senior officials, career analysts and policymakers -- said their standing with the White House would be at risk if they were quoted by name.

The decision to use lethal force against Iranians inside Iraq began taking shape last summer, when Israel was at war with Hezbollah in Lebanon. Officials said a group of senior Bush administration officials who regularly attend the highest-level counterterrorism meetings agreed that the conflict provided an opening to portray Iran as a nuclear-ambitious link between al-Qaeda, Hezbollah and the death squads in Iraq.

Among those involved in the discussions, beginning in August, were deputy national security adviser Elliott Abrams, NSC counterterrorism adviser Juan Zarate, the head of the CIA's counterterrorism center, representatives from the Pentagon and the vice president's office, and outgoing State Department counterterrorism chief Henry A. Crumpton.

At the time, Bush publicly emphasized diplomacy as his preferred path for dealing with Iran. Standing before the U.N. General Assembly in New York on Sept. 19, Bush spoke directly to the Iranian people: "We look to the day when you can live in freedom, and America and Iran can be good friends and close partners in the cause of peace."

Two weeks later, Crumpton flew from Washington to U.S. Central Command headquarters in Tampa for a meeting with Gen. John P. Abizaid, the top U.S. commander for the Middle East. A principal reason for the visit, according to two officials with direct knowledge of the discussion, was to press Abizaid to prepare for an aggressive campaign against Iranian intelligence and military operatives inside Iraq.

Information gleaned through the "catch and release" policy expanded what was once a limited intelligence community database on Iranians in Iraq. It also helped to avert a crisis between the United States and the Iraqi government over whether U.S. troops should be holding Iranians, several officials said, and dampened the possibility of Iranians directly targeting U.S. personnel in retaliation.

But senior officials saw it as too timid.

"We were making no traction" with "catch and release," a senior counterterrorism official said in a recent interview, explaining that it had failed to halt Iranian activities in Iraq or worry the Tehran leadership. "Our goal is to change the dynamic with the Iranians, to change the way the Iranians perceive us and perceive themselves. They need to understand that they cannot be a party to endangering U.S. soldiers' lives and American interests, as they have before. That is going to end."

A senior intelligence officer was more wary of the ambitions of the strategy.

"This has little to do with Iraq. It's all about pushing Iran's buttons. It is purely political," the official said. The official expressed similar views about other new efforts aimed at Iran, suggesting that the United States is escalating toward an unnecessary conflict to shift attention away from Iraq and to blame Iran for the United States' increasing inability to stanch the violence there.

But some officials within the Bush administration say that targeting Iran's Revolutionary Guard Command, and specifically a Guard unit known as the Quds Force, should be as much a priority as fighting al-Qaeda in Iraq. The Quds Force is considered by Western intelligence to be directed by Iran's supreme leader, Ayatollah Ali Khamenei, to support Iraqi militias, Hamas and Hezbollah.

In interviews, two senior administration officials separately compared the Tehran government to the Nazis and the Guard to the "SS." They also referred to Guard members as "terrorists." Such a formal designation could turn Iran's military into a target of what Bush calls a "war on terror," with its members potentially held as enemy combatants or in secret CIA detention.

Asked whether such a designation is imminent, Johndroe of the NSC said in a written response that the administration has "long been concerned about the activities of the IRGC and its components throughout the Middle East and beyond." He added: "The Iranian Revolutionary Guards Quds Force is a part of the Iranian state apparatus that supports and carries out these activities."

Staff writer Barton Gellman and staff researcher Julie Tate contributed to this report.

http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2007/01/26/AR2007012601050.html

http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2007/01/26/AR2007012601050_2.html

http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2007/01/26/AR2007012601050_3.html

 

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 7:36 |

بوش دستور ترور ايراني‌ها در عراق را صادر كرد

واشنگتن‌پست: بوش دستور ترور ايراني‌ها در عراق را صادر كرد

 يك روزنامه آمريكايي در گزارشي فاش كرد رئيس جمهوري آمريكا به ارتش اين كشور مجوز داده تا اتباع ايراني در عراق را كه از آنها به عنوان عوامل ايران نام برده مي‌شود، ترور و يا دستگير كنند.

به گزارش فارس، روزنامه "واشنگتن‌پست" در شماره امروز خود به نقل از مقامات دولتي و مقامات امور ضدتروريسم آمريكا كه از اين طرح مطلع هستند، نوشت: «جرج بوش به ارتش مجوز داده تا عوامل ايراني فعال در عراق را دستگير و يا بكشند.»
به نوشته اين روزنامه، اين مقامات كه خواستند نامشان فاش نشود مي‌گويند كه اين طرح در راستاي راهبرد جديد تهاجمي آمريكا براي تضعيف تهران در سراسر خاورميانه و وادار كردن تهران به دست كشيدن از برنامه هسته‌ايش تدوين شده است.
واشنگتن پست با اشاره به اين كه اين دستور از پائيز به نيروهاي آمريكايي داده شده، نوشت: «نيروهاي آمريكايي از بيش از يك سال پيش بطور مخفيانه ده‌ها نفر از مظنونان ايراني‌ را دستگير كرده و سه تا چهار روز آنها را بازداشت كرده و اين سياست "دستگيري و رهايي" به منظور جلوگيري از افزايش تنش‌ها با ايران در دستور كار بوده است.»
در اين گزارش آمده است: «نيروهاي آمريكايي در طول اين چند روزي كه مظنونان ايراني را نگه مي‌داشتند از آنها نمونه‌هاي ژنتيكي (
DNA)، اثر انگشت و عكس مي‌گرفتند.»
از ماه گذشته در سه حمله‌اي كه در عراق عليه ايراني‌ها صورت گرفته، چندين ديپلمات ايراني دستگير شده‌اند و "زلمي خليل‌زاد" سفير آمريكا در عراق روز چهارشنبه ادعا كرد كه در روزهاي آينده جزئيات بيشتري درباره اتهامات وارده بر اين مقامات را فاش خواهد كرد.
اين روزنامه آمريكايي در ادامه نوشت: «در تابستان گذشته مقامات ارشد آمريكا تصميم گرفتند رويكردي مقابله‌جويانه و تندتري عليه ايران مورد نياز است. زيرا ميزان نفوذ ايران افزايش يافته و تلاش آمريكا براي منزوي كردن تهران به شكست انجاميده و برنامه هسته‌اي ايران رو به پيشرفت بود. علاوه بر اين،‌ همپيمانان آمريكا در برابر تحريم دولت ايران مقاومت كرده و تهران به آتش اختلافات فرقه‌اي دامن مي‌زد.»
اين گزارش به نقل از يكي از مقامات ارشد آمريكايي افزود: «ايراني‌ها هزينه‌اي نمي‌دادند. آنها به ماموريت ما در عراق آسيب مي‌رساندند و ما دستور داشتيم كه مقابله نكنيم.»
سه نفر از مقامات مذكوري كه با واشنگتن‌پست گفت‌وگو كردند، مي‌گويند شمار مقامات اطلاعاتي ايران در عراق حدود 150 نفر است بعلاوه اين كه اعتقادها بر اين است فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در داخل عراق فعال باشد.
با اين حال اين روزنامه به نقل از مقامات اطلاعاتي خاطر نشان كرد‌: «مدارك و شواهدي دال بر اين امر وجود ندارد كه ايراني‌ها بطور مستقيم به نيروهاي آمريكايي در عراق حمله كرده باشند.»
مايكل هايدن، رئيس سازمان سيا اخيراً به سنا مدعي شده است كه ميزان مواد تامين شده از ايران كه عليه نيروهاي آمريكايي به كار رفته، بسيار فزاينده است.
بنا بر اين گزارش،‌ سياست جديد آمريكا عليه عوامل اطلاعاتي ايران و اعضاي سپاه است و متوجه غيرنظاميان و ديپلمات‌ها نخواهد بود.
اين ادعا در حالي است كه در حملات اخير در بغداد و اربيل عده‌اي از ديپلمات‌هاي ايراني كه حتي برخي از آنها به دعوت "جلال طالباني" رئيس جمهوري عراق به اين كشور رفته بودند هدف آمريكايي‌ها قرار گرفتند.
اين روزنامه ادامه داد: «نيروهاي آمريكايي تاكنون از ابزاري مرگبار عليه ايراني‌ها استفاده نكرده‌اند اما دولت بوش تلاش داشته‌اند كه فرماندهان نظامي را براي استفاده از اين مجوز تحت فشار قرار دهند.»
اين طرح مورد حمايت "كاندوليزا رايس" وزير امور خارجه آمريكا است اما وي نگراني‌هايي درباره خطرات ناشي از اشتباهات احتمالي داشته است.
"گوردون جاندرو" سخنگوي شوراي امنيت ملي آمريكا نيز درباره اين مجوز گفت: «رئيس جمهور بارها بر اين امر تاكيد كرده كه ما از هر اقدام لازم براي حفاظت از نيروها در عراق و جلوگيري از اقداماتي كه به آنها

آسيب وارد مي‌كند، خودداري نخواهيم كرد.»

The Washington Post

Troops Authorized to Kill Iranian Operatives in Iraq

Administration Strategy Stirs Concern Among Some Officials

By Dafna Linzer

Washington Post Staff Writer
Friday, January 26, 2007; 3:12 PM

The Bush administration has authorized the U.S. military to kill or capture Iranian operatives inside Iraq as part of an aggressive new strategy to weaken Tehran's influence across the Middle East and compel it to give up its nuclear program, according to government and counterterrorism officials with direct knowledge of the effort.

For more than a year, U.S. forces in Iraq have secretly detained dozens of suspected Iranian agents, holding them for three to four days at a time. The "catch and release" policy was designed to avoid escalating tensions with Iran and yet intimidate its emissaries. U.S. forces collected DNA samples from some of the Iranians without their knowledge, subjected others to retina scans, and fingerprinted and photographed all of them before letting them go.

Last summer, however, senior administration officials decided that a more confrontational approach was necessary, as Iran's regional influence grew and U.S. efforts to isolate Tehran appeared to be failing. The country's nuclear work was advancing, U.S. allies were resisting robust sanctions against the Tehran government, and Iran was aggravating sectarian violence in Iraq.

"There were no costs for the Iranians," said one senior administration official. "They are hurting our mission in Iraq, and we were bending over backwards not to fight back."

Bush defended the policy today during a question-and-answer session with reporters following a White House meeting with top defense officials.

"Well, I made it very clear, as had the secretary, that our policy is going to be to protect our troops in Iraq," Bush said. "It makes sense that if somebody's trying to harm our troops, or stop us from achieving our goal, or killing innocent citizens in Iraq, that we will stop them. It's an obligation we all have . . . to protect our folks and achieve our goal."

Bush also said that "stopping outside influences from killing our soldiers or hurting Iraqi people" does not mean that "we want to expand this beyond the borders."

Three officials said that about 150 Iranian intelligence officers, plus members of Iran's Revolutionary Guard Command, are believed to be active inside Iraq at any given time. There is no evidence the Iranians have directly attacked U.S. troops in Iraq, intelligence officials said.

But, for three years, the Iranians have operated an embedding program there, offering operational training, intelligence and weaponry to several Shiite militias connected to the Iraqi government, to the insurgency and to the violence against Sunni factions. Gen. Michael V. Hayden, the director of the CIA, told the Senate recently that the amount of Iranian-supplied materiel used against U.S. troops in Iraq "has been quite striking."

"Iran seems to be conducting a foreign policy with a sense of dangerous triumphalism," Hayden said.

The new "kill or capture" program was authorized by President Bush in a meeting of his most senior advisers last fall, along with other measures meant to curtail Iranian influence from Kabul to Beirut and, ultimately, to shake Iran's commitment to its nuclear efforts. Tehran insists that its nuclear program is peaceful, but the United States and other nations say it is aimed at developing weapons.

The administration's plans contain five "theaters of interest," as one senior official put it, with military, intelligence, political and diplomatic strategies designed to target Iranian interests across the Middle East.

Troops Authorized to Kill Iranian Operatives in Iraq

The administration's plans contain five "theaters of interest," as one senior official put it, with military, intelligence, political and diplomatic strategies designed to target Iranian interests across the Middle East.

The White House has authorized a widening of what is known inside the intelligence community as the "Blue Game Matrix" -- a list of approved operations that can be carried out against the Iranian-backed Hezbollah in Lebanon. And U.S. officials are preparing international sanctions against Tehran for holding several dozen al-Qaeda fighters who fled across the Afghan border in late 2001. They plan more aggressive moves to disrupt Tehran's funding of the radical Palestinian group Hamas and to undermine Iranian interests among Shiites in western Afghanistan.

In Iraq, U.S. troops now have the authority to target any member of Iran's Revolutionary Guard, as well as officers of its intelligence services believed to be working with Iraqi militias. The policy does not extend to Iranian civilians or diplomats. Though U.S. forces are not known to have used lethal force against any Iranian to date, Bush administration officials have been urging top military commanders to exercise the authority.

The wide-ranging plan has several influential skeptics in the intelligence community, at the State Department and at the Defense Department who said that they worry it could push the growing conflict between Tehran and Washington into the center of a chaotic Iraq war.

Senior administration officials said the policy is based on the theory that Tehran will back down from its nuclear ambitions if the United States hits it hard in Iraq and elsewhere, creating a sense of vulnerability among Iranian leaders. But if Iran responds with escalation, it has the means to put U.S. citizens and national interests at greater risk in Iraq, Afghanistan and elsewhere.

Officials said Hayden counseled the president and his advisers to consider a list of potential consequences, including the possibility that the Iranians might seek to retaliate by kidnapping or killing U.S. personnel in Iraq.

Two officials said that Secretary of State Condoleezza Rice, though a supporter of the strategy, is concerned about the potential for errors, as well as the ramifications of a military confrontation between U.S. and Iranian troops on the Iraqi battlefield.

In meetings with Bush's other senior advisers, officials said, Rice insisted that the defense secretary appoint a senior official to personally oversee the program to prevent it from expanding into a full-scale conflict. Rice got the oversight guarantees she sought, though it remains unclear whether senior Pentagon officials must approve targets on a case-by-case basis or whether the oversight is more general.

The departments of Defense and State referred all requests for comment on the Iran strategy to the National Security Council, which declined to address specific elements of the plan and would not comment on some intelligence matters.

But in response to questions about the "kill or capture" authorization, Gordon Johndroe, spokesman for the NSC, said: "The president has made clear for some time that we will take the steps necessary to protect Americans on the ground in Iraq and disrupt activity that could lead to their harm. Our forces have standing authority, consistent with the mandate of the U.N. Security Council."

Officials said U.S. and British special forces in Iraq, which will work together in some operations, are developing the program's rules of engagement to define the exact circumstances for using force. In his last few weeks as the top commander in Iraq, Army Gen. George W. Casey Jr. sought to help coordinate the program on the ground. One official said Casey had planned to designate Iran's Revolutionary Guard as a "hostile entity," a distinction within the military that would permit offensive action.

Casey's designated successor, Army Lt. Gen. David H. Petraeus, told Congress in writing this week that a top priority will be "countering the threats posed by Iranian and Syrian meddling in Iraq, and the continued mission of dismantling terrorist networks and killing or capturing those who refuse to support a unified, stable Iraq."

Troops Authorized to Kill Iranian Operatives in Iraq

Advocates of the new policy -- some of whom are in the NSC, the vice president's office, the Pentagon and the State Department -- said that only direct and aggressive efforts can shatter Iran's growing influence. A less confident Iran, with fewer cards, may be more willing to cut the kind of deal the Bush administration is hoping for on its nuclear program. "The Iranians respond to the international community only when they are under pressure, not when they are feeling strong," one official said.

With aspects of the plan also targeting Iran's influence in Lebanon, Afghanistan and the Palestinian territories, the policy goes beyond the threats Bush issued earlier this month to "interrupt the flow of support from Iran and Syria" into Iraq. It also marks a departure from years past when diplomacy appeared to be the sole method of pressuring Iran to reverse course on its nuclear program.

R. Nicholas Burns, the undersecretary of state for political affairs, said in an interview in late October that the United States knows that Iran "is providing support to Hezbollah and Hamas and supporting insurgent groups in Iraq that have posed a problem for our military forces." He added: "In addition to the nuclear issue, Iran's support for terrorism is high up on our agenda."

Burns, the top Foreign Service officer in the State Department, has been leading diplomatic efforts to increase international pressure on the Iranians. Over several months, the administration made available five political appointees for interviews, to discuss limited aspects of the policy, on the condition that they not be identified.

Officials who spoke in more detail and without permission -- including senior officials, career analysts and policymakers -- said their standing with the White House would be at risk if they were quoted by name.

The decision to use lethal force against Iranians inside Iraq began taking shape last summer, when Israel was at war with Hezbollah in Lebanon. Officials said a group of senior Bush administration officials who regularly attend the highest-level counterterrorism meetings agreed that the conflict provided an opening to portray Iran as a nuclear-ambitious link between al-Qaeda, Hezbollah and the death squads in Iraq.

Among those involved in the discussions, beginning in August, were deputy national security adviser Elliott Abrams, NSC counterterrorism adviser Juan Zarate, the head of the CIA's counterterrorism center, representatives from the Pentagon and the vice president's office, and outgoing State Department counterterrorism chief Henry A. Crumpton.

At the time, Bush publicly emphasized diplomacy as his preferred path for dealing with Iran. Standing before the U.N. General Assembly in New York on Sept. 19, Bush spoke directly to the Iranian people: "We look to the day when you can live in freedom, and America and Iran can be good friends and close partners in the cause of peace."

Two weeks later, Crumpton flew from Washington to U.S. Central Command headquarters in Tampa for a meeting with Gen. John P. Abizaid, the top U.S. commander for the Middle East. A principal reason for the visit, according to two officials with direct knowledge of the discussion, was to press Abizaid to prepare for an aggressive campaign against Iranian intelligence and military operatives inside Iraq.

Information gleaned through the "catch and release" policy expanded what was once a limited intelligence community database on Iranians in Iraq. It also helped to avert a crisis between the United States and the Iraqi government over whether U.S. troops should be holding Iranians, several officials said, and dampened the possibility of Iranians directly targeting U.S. personnel in retaliation.

But senior officials saw it as too timid.

"We were making no traction" with "catch and release," a senior counterterrorism official said in a recent interview, explaining that it had failed to halt Iranian activities in Iraq or worry the Tehran leadership. "Our goal is to change the dynamic with the Iranians, to change the way the Iranians perceive us and perceive themselves. They need to understand that they cannot be a party to endangering U.S. soldiers' lives and American interests, as they have before. That is going to end."

A senior intelligence officer was more wary of the ambitions of the strategy.

"This has little to do with Iraq. It's all about pushing Iran's buttons. It is purely political," the official said. The official expressed similar views about other new efforts aimed at Iran, suggesting that the United States is escalating toward an unnecessary conflict to shift attention away from Iraq and to blame Iran for the United States' increasing inability to stanch the violence there.

But some officials within the Bush administration say that targeting Iran's Revolutionary Guard Command, and specifically a Guard unit known as the Quds Force, should be as much a priority as fighting al-Qaeda in Iraq. The Quds Force is considered by Western intelligence to be directed by Iran's supreme leader, Ayatollah Ali Khamenei, to support Iraqi militias, Hamas and Hezbollah.

In interviews, two senior administration officials separately compared the Tehran government to the Nazis and the Guard to the "SS." They also referred to Guard members as "terrorists." Such a formal designation could turn Iran's military into a target of what Bush calls a "war on terror," with its members potentially held as enemy combatants or in secret CIA detention.

Asked whether such a designation is imminent, Johndroe of the NSC said in a written response that the administration has "long been concerned about the activities of the IRGC and its components throughout the Middle East and beyond." He added: "The Iranian Revolutionary Guards Quds Force is a part of the Iranian state apparatus that supports and carries out these activities."

Staff writer Barton Gellman and staff researcher Julie Tate contributed to this report.

http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2007/01/26/AR2007012601050.html

http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2007/01/26/AR2007012601050_2.html

http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2007/01/26/AR2007012601050_3.html

 

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 7:36 |

اشپیگل فاش کرد: رفت و آمد اعضای ارشد گروهک منافقین در کاخ سفید

خبرگزاري انتخاب : هفته‌نامه آلماني اشپيگل در گزارشي به همكاري گروهك منافقين با آمريكا پرداخت و نوشت: اين نيروها از هفته‌ها پيش در سالن‌هاي كاخ سفيد و دفتر ويژه ايران در واشنگتن در رفت و آمد هستند.

 هفته‌نامه آلماني اشپيگل در گزارشي به همكاري گروهك منافقين با آمريكا پرداخت و نوشت: اين نيروها از هفته‌ها پيش در سالن‌هاي كاخ سفيد و دفتر ويژه ايران در واشنگتن در رفت و آمد هستند.

به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، اين هفته‌نامه آلماني در شماره روز دوشنبه خود افزود كه اين گروه‌ها و نيروهاي ضد انقلاب درمورد فعاليت‌هاي ايران در عراق به آمريكا گزارش مي‌دهند.

اين مجله در ادامه گزارش خود به سابقه منافقين و حمايت آنها از صدام اشاره كرد و افزود: طبق اعلام يكي از نيروهاي اين گروه به نام جعفرزاده، مجاهدين خلق (منافقين) حتي قصددارند نيروي نظامي در اختيار آمريكا قرار دهند.

بنابراین گزارش، آمریکا قصد دارد از این گروهک علیه مردم و مسئولان ایرانی استفاده کند.

به‌نوشته اشپيگل، از طرف دیگر آنان اميدوارند كه با اينگونه اقدامات از فهرست گروههاي تروريستي خارج شوند. جرج بوش رييس جمهوري آمريكا نيز روي اپوزيسيون ايران حساب مي‌كند.

اين مجله افزود: در حاليكه همتاهاي حزبي رييس جمهوري آمريكا به ديالوگ با ايران معتقدند، بوش همچنان بر سياست منازعه خود با اين كشور پايبند است و بر تغيير حكومت ايران اصرار مي‌ورزد.

اشپيگل در ادامه به نقل از جان راكفلر نماينده سناي آمريكا نيز نوشت، وي نسبت به تكرار وضعيت عراق براي آمريكا در ايران ابراز نگراني كرده است.

اين مجله افزود: حتي نمايندگان جمهوريخواه نيز از قطعنامه‌اي حمايت كرده‌اند كه بوش را وادار مي‌كند قبل از هرگونه رويارويي احتمالي نظامي با ايران، در اين رابطه از كنگره مجوز و تاييديه دريافت كند.

اشپيگل همچنين از فردي به‌نام امير فخرآور نام برده و نوشت: وي كه دانشجوي سابق‌پزشكي است، عضو يك سازمان ضدانقلاب ايراني در واشنگتن است كه با جيمز وولسي رييس سابق سازمان اطلاعات مركزي (سيا) نيز ديدار داشته است.

اين مجله به نقل از فخرآور نوشت: من آمريكا را دوست دارم. اين كشور به حرف‌هاي من گوش مي‌دهد.

اشپيگل افزود: ريچارد پرل دوست فخرآور است و با وي همكاري دارد.

فخرآور در ماه مه سال گذشته و پس از آزادي از زنداني در دوبي با پرل ديدار داشته و وي فخر آور را به واشنگتن برده است.

اشپيگل به بودجه  ۸۵ميليون دلاري آمريكا براي نيروهاي ضد انقلاب ايران اشاره كرد و افزود: سيا سخاوتمندانه دلار براي ايران هزينه مي‌كند و كارشناسان آمريكا در دوبي، فرانكفورت و لندن با افرادي چون فخرآور همكاري مي‌كنند و بدين ترتيب يك "طرح بي" براي ايران وجود دارد.

اشپيگل افزود: از سوي ديگر اين شايعات در واشنگتن وجود دارد كه فخرآور صرفا يك جنايتكار است كه در زندان با اپوزيسيون آشنا شده است.

اين مجله به نقل از ولي نصر كه از وي به عنوان يك استاد ايراني الاصل در آمريكا نام برده، افزود: داستان فخرآور يك حيله و كلاهبرداري كامل است و وي فرد معروفي نيست.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 15:35 |

دکتر قديري ابيانه: خصوصي سازي کمک فراواني به جهش مديريتي مي کند

خصوصي سازي کمک فراواني به جهش مديريتي مي کند

 مصاحبه دکتر قدیری ابیانیه در وبلاگ محسن رنجبران 

 خصوصی سازی و اصل ۴۴

 


دکتر قديري ابيانه متولد 1332 مي باشد و در رشته هاي معماري و مديريت استراتژيک تحصيل کرده است وي در 18 سالگي جهت ادامه تحصيل راهي ايتاليا مي شود و در 20 سالگي آنجا اولين انجمن اسلامي
دانشجويي را بنيانگذاري مي کند و پس از انقلاب بعنوان رايزن مطبوعاتي در ايتاليا فعاليت خود را ادامه مي دهد و به کادر رسمي وزارت امور خانه مي پيوندد.

معاون مديرکل روابط عمومي وزارت امور خارجه، مديرکل اطلاعات و مطبوعات، مشاور وزير امور خارجه، سفير ايران در استراليا، معاون دفتر رياست جمهوري در امور ارتباطات و تبليغات دولت، از عناوين وي مي باشد.

وي در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي حدود يکسال دبير شوراي عالي اطلاع رساني بوده است.

دكتر قديري ابيانه داراي مدرك دكتراي معماري از ايتاليا و دكتراي علوم دفاع استراتژيك (مديريت استراتژيك) از ايران است و مقالات متعددي در زمينه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و بين المللي و مسائل مديريت و معماري نوشته و همچنين چند
CD از وي منتشر شده است.

دکتر قديري ابيانه چهار سالي است که مشاور رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در امور ارتباطات و اطلاع رساني نيز مشغول فعاليت است. وي سايتي با نشاني  
www.ghadiri.org  دارد که مقالات و مطالب خود را در آن منعکس مي کند. با وي در خصوص اصل 44 قانون اساسي گفتگويي داشتيم که مي خوانيد.

در حال حاضر بحث اصل 44 مسأله به روز است و با توجه به بيانيه صادر شده مي توان گفت، تقريباً اقتصاد کشور به سمتي حرکت مي کند که بخشهاي خصوصي و مردمي نقش فعال تري را ايفا خواهند کرد با توجه به اين مسأله چشم اندازي از خصوصي سازي ارائه مي دهيد؟

پس از پيروزي انقلاب بايد به فکر اموالي بوديم که توسط شاه و درباريان به غارت رفته بود. در اين راستا بحث ملي کردن پيش آمد و چاره اي در آن زمان جز اين مسأله بنظر نمي رسيد. لذا بسياري از شرکت ها ملي شدند. در اين ميان يک نگاه سوسياليستي هم وجود داشت که معتقد به دولتي شدن بسياري از امور بود. لذا صنايع مادر و اساسي دولتي شدند و اين مسأله حتي در قانون اساسي کشور هم گنجانده شد. علت هم اين بود که صاحبان ثروت نتوانند رشته امور را در کشور بدست بگيرند و به ضرر اسلام، انقلاب، مردم و کشور عمل نمايند. علي الخصوص که قريب به اتفاق صاحبان ثروت در آن زمان وابسته به دربار، ضداسلام و ضدنظام بودند و اگر ثروت در دست آنها باقي مي ماند، تلاش مي کردند از آن ثروت بر عليه انقلاب اسلامي و بازگرداندن اوضاع به روال گذشته استفاده کنند. اما خوشبختانه در قانون اساسي در اصل 44 بندي وجود داشت که ملي شدن صنايع و دولتي شدن آنها را منوط به شرطي کرده که اگر اين شرط نبود به راحتي نمي شد اين اصل را تغيير داد و بابت اين ابلاغيه نياز به تغيير قانون اساسي بود که خوشبختانه چنين نشد و آن شرط  قريب به مضمون «درصورتي که به نفع مردم باشد و به ضرر توسعه کشور نباشد» است. اگرچه بند ديگري به نام ولايت مطلقه فقيه وجود دارد که آن هم مي تواند حتي در صورت نبود اين بند، حکمي فراتر از آنچه ذکر شده بيان گردد اما اين جمله کار را تسهيل کرده است و براي انجام اصلاحات نياز به تغيير قانون اساسي نيست. بلکه تفسير آن بايد تغيير مي يافت. تفسير و تشخيص مصلحت نيز به عهده مجمع تشخيص مصلحت نظام گذاشته شده که آيا دولتي ماندن امور منافع کشور را تأمين مي کند يا خير. لذا اين موضوع که سالهاست مورد نظريه پردازيهاي مختلف قرار گرفته به مجمع واگذار شد و در مباحث مفصلي مطالعات کارشناسي صورت گرفت. در نهايت به اين نتيجه رسيدند که در شرايط فعلي ديگر آن ضرورت ها وجود ندارد و دولتي بودن مي تواند مانعي جهت توسعه کشور محسوب شود بر اين اساس اصل 44 تفسير شد و اجازه واگذاري بخشهاي بزرگي از امور انحصاري در دست دولت به بخش خصوصي فراهم گرديد. در حقيقت يک انقلاب بزرگ اقتصادي در کشور محسوب مي شود. ما هميشه اقتصاد دولتي داشتيم اما اين اقتصاد دولتي فراگير نبوده و هرگز مانند کشورهاي کمونيستي عمل نکرده است. ما در زمينه هاي مختلف بخش خصوصي و شرکتهاي خصوصي در ايران داشتيم بجز در صنايع مادر و اساسي مانند بانکداري. يک جمله معروف مي گويد: دولت تاجر موفقي نيست اما يک پرسش در اين زمينه مطرح بود و آن اينكه اگر حکومت اسلامي بود آيا باز هم دولت تاجر موفقي نيست؟
تجربه 27 ساله نشان داده که حتي در حکومت اسلامي هم دولت تاجر موفقي نبوده و بهتر است به امور کلي و حکومتي بپردازد. با ذکر يک مثال ابعاد قضيه روشن مي شود. ميان فروشگاه هاي خصوصي و دولتي مقايسه اي انجام دهيد. معمولاً فروشگاه هاي دولتي رأس ساعت خاصي تعطيل مي شوند در حاليکه بخش خصوصي تا جايي که بتواند فروشگاه را باز نگه مي دارد و سعي مي کند با جلب نظر خريداران، سود بيشتري کسب کند. اين مثال مي تواند نمونه اي از تفاوت مديريت دولتي و خصوصي را نشان دهد.

من معتقدم خصوصي سازي کمک فراواني به جهش مديريتي مي کند. يکي از عوارض دولتي بودن اين است که مدير دولتي ترجيح مي دهد تعداد پرسنل تحت مديريتش زياد باشند در حاليکه بخش خصوصي ترجيح مي دهد با کمترين پرسنل امور را به نتيجه برساند. همين امر باعث شده کارخانجات و واحدهاي دولتي بسيار متضرر و زيان ده شوند و بجاي اينکه ياور دولت و تأمين کننده بودجه عمومي باشند به مصرف کننده تبديل شده اند. لذا خصوصي سازي را در حال حاضر امر بسيار مفيد و ضروري مي دانم اما خصوصي سازي در ايران را فقط در دولتي بودن بخشهايي از اقتصاد نمي دانم و معتقدم اقتصاد کشور از عوارضي رنج مي برد که دولت و بخش خصوصي هم گرفتار آن هستند. يکي از اين موارد را به نام «توهم نفت» مي شناسم، زيرا کشوري نفت خيز هستيم و از اين بابت در آمدهايي هم داريم که طي سالهاي گذشته افزايش هم يافته است. تمام همت بخشهاي دولتي و خصوصي اين است که چنگي به اين درآمد بزنند، بخشهايي از آن را به خودشان اختصاص دهند و از اين طريق مشکلات خود را مرتفع کنند در حاليکه در کشورهايي که به نفت دسترسي ندارند رقابتي واقعي براي عرضه و توليد بيشتر با کيفيت مطلوب و قيمت مناسبتر وجود دارد. البته کشورهايي هستند که نفت خيز مي باشند اما مسير نادرست ما را پيش نمي گيرند.

وابستگي ذهني و عملي به نفت يکي از عارضه هاي بزرگ کشور ماست که چه براي دستگاه هاي دولت و چه براي بخش خصوصي يک مشکل محسوب مي شود حتي اگر خودشان هم مشکلي احساس نکنند از نظر اقتصادي با مشکلات عديده اي روبرو هستند.
از ديگر معضلات ما، عدم شفافيت اقتصادي کشور ناشي از يارانه هاي سنگين که به کالاهاي مختلف از جمله سوخت داده مي شود، مي باشد. بسياري از کارخانجات و شرکتها به اين دليل سود ده جلوه مي کنند که گازوئيل بشکه 3 دلار مصرف مي کنند، در حالي که نفت خام بشكه اي حدود 55 دلار مي باشد و گازوئيل 90 دلار ارزش دارد. اما چون ما آن را 3 دلار عرضه مي کنيم آن کارخانه سودآور جلوه مي کند. اما در حقيقت بابت هر بشکه گازوئيل که مصرف مي شود نزديک به 80 دلار به اقتصاد ملي زيان وارد مي گردد. معتقدم اگر قيمتهاي سوخت واقعي شود آنگاه مشخص مي شود که کدام کارخانجات سود ده و کداميک زيان ده هستند. اين مسأله که اشاره کردم موجب گمراهي در تشخيص مزيتها و سرمايه گذاري مي شود. لذا بسياري از سرمايه گذاريهاي ما بر مبناي سوخت بشکه اي 3 دلار پاگرفته است که اگر بدين صورت نبود امکان تشخيص صحيح مزيتها بوجود مي آمد، اما اينك اشتباه در محاسبات را باعث مي شود.

اگر زماني به
WTO بپيونديم که در آن جا اعطاي يارانه ممنوع است، بسياري از سرمايه گذاريها از دست مي رود. به نظرم خصوصي سازي امري مطلوب و مبارک است و بايد تلاش کرد به بهترين نحو انجام شود. البته چون ثروت کلاني قرار است توزيع گردد امکان سوء استفاده هم وجود دارد. بايد راه هايي را پيدا کرد تا از اين اصل سوءاستفاده نشود و خيانتي صورت نگيرد.

در بين صحبت هايمان اشاره کرديد که بخش خصوصي ضعفهايي هم دارد که ناشي از اقتصاد دولتي نيست، ممکن است آنها را نام ببريد؟

براي مثال بخش کشاورزي در انحصار دولت نيست اما شاهد فعاليت چشمگير توسط بخش خصوصي در آن هم نيستيم. هرچند انحصاري در آن وجود ندارد. يک دليل اين است که سرمايه ها به سمتي حرکت مي کنند که سود بيشتري در پي داشته باشد، متأسفانه سود بيشتر در تجارت، دلالي و قاچاق است و گرنه در حال حاضر نمي توانيم ادعا کنيم در کشاورزي پيشرفت ممكن را داشته ايم گرچه در مقاطعي با پيشرفت هاي چشمگيري مواجه بوديم اما کافي نيست. سرمايه گذاري در اين بخش هم که در انحصار دولت نيست به اندازه کافي وجود ندارد و هرساله شاهد به هدر رفتن محصولات به دلايل گوناگون هستيم. براي مثال فرهنگ عمومي کار، فرهنگ بهره وري و بحران کاري فاکتورهايي است که چه در خصوصي و چه در بخش دولتي تأثيرات متعددي دارد. متأسفانه در اين بخش شاهد کمبودها و معضلاتي در کشور هستيم. مثلاً در بحث صادرات، صداقت و سلامت امر مهمي مي باشد.
آيا هميشه نمونه کالايي که عرضه مي شود با اصل آن يکسان است؟ آيا صادرکنندگان به سود به صورت دراز مدت نگاه مي کنند يا به دنبال يک سود فوري هستند هرچند به اعتبار محصولات کشور لطمه بزنند؟ در محصولات کشاورزي کمتر جعبه اي را ملاحظه مي کنيد که از مشاهده آن بتوانيد به کيفيت محصول پي ببريد. معمولاًٌ در بخش زيرين جعبه ميوه نامرغوب قرار مي گيرد و در حقيقت در فروش محصولات به نوعي پنهان کاري و فريب کاري صورت مي گيرد که اين امر به عنوان يک امر کاملاً طبيعي و رايج شناخته مي شود. به نظرم دچار يک معضل فرهنگي هستيم.

به بحث جالبي اشاره کرديد، بسترهايي که ايجاد شده براي اينکه فضاي خصوصي شکل نگيرد مثلاً در کشاورزي که مثال زديد ممکن است ناشي از جو حاکمي باشد که دولت آنرا مهيا کرده است. سود در کشاورزي کم است و رغبت براي سرمايه گذار هم طبعاً اندک مي باشد. در حالي که ساير بخشها مثل دلالي و برخي تجارتهاي ناسالم سود سرشاري دارند. بخشي از اين امر معلول عملکرد دولت است. چنين طرز تفکري که مي گويد پول، پول مي آورد در فضاي اقتصادي غيرشفاف صورت مي گيرد. بسترهاي موجود را اقتصاد ما پديد آورده و اقتصاد ما هم تابعي از حرکتهاي دولت است، در اين مورد چه ديدگاهي داريد؟

يکي از معضلات فرهنگي ما اين است که همه چيز را در مديريت مي بينيم، آن هم ناشي از درآمدهاي نفتي است. تصور ما از منابع نفتي بسيار بيشتر از واقعيت مي باشد . فکر مي کنيم دولت که درآمد نفت را در اختيار دارد بايد و مي تواند تمام معضلات را حل کند. مردم معمولاً براي خودشان کمتر نقش متصور هستند در حالي که من بيشتر نقش را براي مردم قائل هستم تا دولت. دولت بي تأثير نيست اما تمام نقشها را برعهده ندارد.

نکته جالب اينجاست حتي در بهترين مديريتهاي عالم اگر مردم به وظيفه خودعمل نکنند به نتيجه مطلوبي نخواهند رسيد. بهترين نمونه در اين زمينه حکومت امام علي (ع) است که مردم همراهي نکردند و ايشان از مردم بسيار گلايه مند بودند. در نهايت هم حکومت ايشان 5 سال بيشتر دوام نياورد و مردم گرفتار معاويه شدند و سپس ماجرايي مانند عاشورا پديد مي آيد. پس مديريت به تنهايي در بحث اقتصاد کفايت نمي کند. اگر بهترين مهندس کشاورزي را در کوير مشغول کشاورزي کنيد و محصولات وي با يک کشاورز بي سواد در شمال مقايسه کنيد قطعاً محصول در شمال بسيار با کيفيت تر است. اين ضعف بدليل عملکرد نامطلوب مهندس کشاورزي نيست بلکه به دليل بدي آب و هوا در کوير است. اين مثال را به فرهنگ کار و موارد فرهنگي که در توليد و توسعه مؤثر هستند تعميم دهيد. بخاطر همين به فرموده مقام معظم رهبري به فرهنگ کار، فرهنگ و وجدان کاري بسيار تأکيد دارم و معتقدم يک بحث کليدي است.

متأسفانه اتکاي ذهني به درآمدهاي نفتي باعث شده افرادي معمولاً کم کار، کم تلاش، پر توقع و پرمصرف باشيم. عليرغم هزاران امتياز که در اختيار داريم ضعفهايي هم وجود دارد يکي اين مسأله است که در ايران هيچ کس جرأت ندارد يک روز از تعطيلات رسمي را کاهش دهد در حاليکه تعطيلات رسمي در کشور 24 روز است اما کشور ثروتمندي مانند انگليس، ساليانه 8 روز تعطيلات دارد، در آلمان و فرانسه هم رقم ساليانه تعطيلات رسمي به 10 روز مي رسد. اما ايران که نيازمند توسعه و پيشرفت مي باشد 24 روز در سال تعطيلي دارد. ساعات مفيد کاري در ايران بسيار پائين تر زا ساعات کاري در اروپا، کره جنوبي، مالزي و بسياري از کشورهاست. تعطيلات زياد، ساعات مفيد کاري اندک و در برخي موارد مسرف ترين کشور در جهان هستيم نمي توان اين عوامل را ناديده گرفت و با مديريت منسجم در يک فرصت کوتاه به اصلاح پرداخت. لذا اين مشکل را در ديدگاه هايمان و وابستگي ذهني شديد به مديريت مي دانم . ما تمام نقصها را در مديريت مي بينيم و نقص خود را مشاهده نمي کنيم در نتيجه اقدام به اصلاح خود هم نمي کنيم. اين امر در بحث کارآفريني بسيار مهم است. در فرهنگ ما همه بدنبال گرفتن هستند. کتاب اول ابتدايي مدارس ژاپن با دويدن آغاز مي شود و کتاب اول ابتدايي در ايران با گرفتن و جمله «بابا نان داد». فعل دادن است اما بچه در موضع گرفتن است. اين امر در تمام امور مصداق دارد. همه دنبال گرفتن چيزي هستند اما زماني که مسأله دادن و پرداخت پيش مي آيد وضعيت تغيير مي کند.

تصور ما از نفت و ذخاير نفتي واقعي نيست و بسيار بالاتر از حقيقت است. اخيراً
CD اي منتشر کرده ام تحت عنوان «درآمدهاي نفتي از توهم تا واقعيت» در اين CD آمده است درآمد نفتي تا سال گذشته 40 ميليارد دلار بود که 3-2 برابر درآمد بسياري از سالهاي انقلاب است. اگردرآمدي که امروز براي انجام بسياري از امور صرف مي شود، خرج نشود و تمام آن بصورت مساوي ميان مردم تقسيم گردد. سهم هر ايراني از اين درآمد 40 ميليارد دلاري در سال به حدود 500 دلار در سال مي شود که اين درآمد بصورت ماهانه حدود 42 هزار تومان خواهد شد كه با كسر هزينه توليد به 40 هزار تومان در هر ماه مي رسد. حال فرض کنيد تا پايان برنامه چشم انداز 20 ساله کشور که قرار است در آن سال ايران به قدرت اول منطقه تبديل شود اگر جمعيت کشور از 70 ميليون نفر به 100-90ميليون نفر افزايش نيابد و اين درآمد 40 ميليارد دلاري نيز پايدار بماند، سهم هر نفر ايراني در طول 20 سال جمعاکمتر از 10 ميليون تومان خواهد شد که امروز براي اجاره به صورت رهن يک منزل 50 متري در تهران هم کفايت نمي کند. چطور با اتکا به اين درآمد تصور مي کنيم مي توانم همه امور را با آن حل و فصل نماييم و تمام خواسته ها و آرزوها را به دولتي که اين بودجه را در اختيار دارد وابسته مي سازيم؟ يکي از معضلاتي که در کشور داريم اين وابستگي ذهني است که اجازه نمي دهد افراد، کارآفرين تربيت شوند. حتي تلاشها به جاي اينکه در جهت کارآفريني بيش رود در جهت کاريابي حرکت مي کنند. همين وابستگي باعث مي شود ذهن به کار نيفتد. قدرت اينترنت تنها به سوپرکامپيوترها نيست به اين است که هر کاربر بتواند يک پايگاه اطلاعاتي باشد. اگر افراد جامعه کارآفرين باشد مانند پايگاه اينترنتي عمل خواهند کرد و دولت هم سوپرکامپيوتر آن خواهد بود.
تصور نادرست از درآمدهاي نفتي، مديريت، نقش دولت و ناديده گرفتن نقش خود، معضلات بزرگي را براي کشور ايجاد کرده اند. اگر بخواهيم پيشرفت کنيم بايد تلاش شود موارد را تا جايي که مي توانيم اصلاح کنيم.

از يک موضع جديد بحث را ادامه داديد. اينکه چرا بايد هميشه فکر کنيم مديريت مي تواند مشکلات را مرتفع نمايد. بحث را از ابلاغيه ادامه مي دهيم. مقام معظم رهبري فرمودند که دولت بايد وظيفه جديد خود را در حوزه هاي سياستگداري و نظارت بپذيرد و کار اجرايي را واگذار کند در اين ميان انتظار نداريم که مديريت، مشکلات را رفع کند زيرا اصلاً در توانش نيست. بنظرم دولت اصلاً وظيفه اي براي اشتغالزايي ندارد، بلکه بايد امنيت، بهداشت، سطح سواد جامعه و ... را افزايش دهد. اما چه مي شود که اظهار مي کنيم دولت بايد تمام امور را انجام دهد؟ فکر مي کنم دولت هم تا حدودي مسير خود را به اشتباه رفته يعني بيش از آنکه سياستگزار و ناظر باشد به اجرا پرداخته است، بخشي از دلايل اين امر را در ابتداي گفت و گو مورد اشاره قرار داديد. زماني دانش آموزان سه ماه تابستان را نزد پدر، به حرفه آموزي مي پرداختند اما امروز مدتهاست که کلاسهاي تابستاني مانند زبان انگليسي کامپيوتر و ... متداول شده است، علت چيست؟ دولت مي تواند در نقش سياستگزار اين بستر را فراهم کند؟ البته انتظار نداريم تمام امور را انجام دهد اما مي تواند به بستر سازي، فرهنگ سازي، سياستگزاري و نظارت بخصوص نظارت بپردازند، ديدگاه شما در اين مورد چيست؟

معتقدم حکومت نقش مهمي در تمام امور از جمله در فرهنگ سازي مي تواند و بايد ايفا نمايد اما آنرا منحصر به دولت نمي دانم. براي مثال شما بعنوان نشريه يکي از بسترهاي فرهنگ سازي محسوب مي شويد. کساني که در نگارش داستان، فيلم نامه و ... دستي دارند در فرهنگ سازي گاهي نقش بمراتب پررنگتر و مؤثرتر از رئيس جمهور ايفا مي کنند.

اما فضا را که بايد دولت مهيا سازد؟

خير فضا را خود شما هم مي توانيد آماده کنيد. اين امر مانند امر به معروف و نهي از منکر است. اگر ستاد اين امر تشکيل مي شود چيزي است که علاوه بر وظايف فردي نه جايگزين آن. اشتباه همينجاست، اگر ستاد امر به معروف و نهي از منکر تشکيل شد سايرين به خود مي گويند ديگر برعهده ما وظيفه اي نيست. در حاليکه هرکس يک حيطه نفوذي دارد که مي تواند آن را با کار و تلاش افزايش دهد.

معتقد نيستم فقط وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، رئيس سازمان صدا و سيما و... بايد فرهنگ سازي کنند. اين امر را مردم هم مي توانند بوجود آورند. چنين مسأله اي در تمام امور مصداق دارد. مثلاً در اخبار صدا و سيما تعطيلي مدارس به دليل بارش برف بعنوان يک رويداد خوش اعلام مي شود. به نظرم اين يک اشکال فرهنگي است. اگر يک روز به تعطيلات اضافه شود باعث خوشحالي مردم مي گردد که يک معضل فرهنگي مي باشد. ما نيازمند کاهش تعداد تعطيلات در کشور هستيم تا بتوانيم به توسعه دست يابيم.

اينکه همه بدنبال برقراري يک رابطه يا به اصطلاح پارتي براي انجام کارهايشان باشند يا منتظر بمانند دولت تمام امور را انجام دهد، معضل فرهنگي است که در تمام مسائل از جمله توسعه کشور تأثيرات بسيار منفي دارد. مردم تصور مي کنند کشور مانند يک قطار است كه دولت لکوموتيو آن و خودشان مسافران آن هستند در حاليکه به نظرم کشور مانند يک کشتي عظيم پارويي است و همه مردم بايد پاروزنان آن باشند .البته بايد نقش مديريت جهت حركت، هماهنگي حرکات، سرعت و امنيت براي رسيدن به مقصد مورد نظر را هم در نظر گرفت.
بسياري از برنامه هاي تلويزيون، سينما و... به نظر مي رسد ضد فرهنگ ساخته شده اند.
حسنين هيکل در کتاب «مطبوعات و سياست» به نشريه اي اشاره مي کند که مدير مسؤول آن با جمال عبدالناصر روابط دوستانه اي داشت اما بعدها معلوم مي شود که وي جاسوس آمريکا و
CIA بوده است. در مقابل کمکهايي که از CIA به اين جاسوس صورت مي گرفت از وي انتظار داشتند به مخاطبان نشريه القا کند که موفقيت و پيشرفت بر اساس اتفاق و شانس بدست مي آيد، آمريکا که در کشورها خود به فرهنگ کار و تلاش بسيار تأکيد دارد در کشورهاي اسلامي اعلام مي کند که موفقيت ناشي از تصادف و شانس است! براي اينکه ما پيشرفت نکنيم، موفقيتهايمان را بر اساس تصادف و اتفاق جلوه مي دهند. سالها گرفتار اين گونه تبليغات بوده ايم و هنوز هم در فيلمهاي ما شانس و تصادف نقش اساسي دارد.

و شکل اجرايي آن هم گلدکوئيست است؟

بله گلدکوئيست مظهري از فساد فرهنگي مي باشد. بايد نگاه ها را تغيير داد. افراد بايد خود را باور کنند و به خود اتکا کنند. هميشه به جوانان و
دانشجويان مي گويم به خود به عنوان بخشي از راه حل نگاه کنيد نه بخشي از مسأله.

اين مسائل که اشاره کرديد مصداق دارد. اما به اصل 44 باز گرديم. بخش خصوصي مي خواهد پيشرفت کند اما دولت مانع آن شده است؟ قوانين دست و پاگير و مشکل ساز متعددي وجود دارند که نيازمند اصلاح و تغيير هستند. به گفته مقام معظم رهبري يکسري از قوانين بايد اصلاح شوند يا بطور کل تغيير کنند. اين امر نشان مي دهد سدهايي پيش روي بخش خصوصي بوده که دولت آنها را بوجود آورده است. بسياري از قوانين و مقررات وضع مي شوند اما هماهنگي ميان دستگاه ها وجود ندارد. چه مرجعي مي تواند هماهنگي ميان دستگاه ها را بوجود آورد؟ آيا مجمع تشخيص مصلحت نظام مي تواند قوانين و مقررات را اصلاح نمايد و براي بخش خصوصي تسهيلات بوجود آورد؟

مجمع به عنوان مشاور رهبر در سياستهاي کلان و از جمله در مورد اصل 44 نقش دارد. اگر مطالبي ميان مجلس و شوراي نگهبان مورد اختلاف قرار بگيرد و اين اختلاف به مجمع ارجاع داده شود، مجمع به آن رسيدگي و نظر نهايي را صادر مي کند. مبحث ديگري که برعهده مجمع گذاشته شده نظارت بر حسن اجراي سياستهاي کلان است. اما اينکه ميان دستگاه هاي اجرايي هماهنگي باشد جز وظايف قوه مجريه و رئيس جمهور است نه مجمع. به عقيده من در اين زمينه هم دچار معضل فرهنگي هستيم. يکي از معيارهاي ارزشي در نظر مديران ما، مستقل بودن از ديگري است در حالي که در بسياري از کشورها هماهنگي با ديگران نوعي ارزش تلقي مي شود. مثلاً دستگاه هاي مختلف خارج از کشور، دفتر يا نمايندگي دارند يکي از ارزشها اين است که مستقل از سفارت باشند در حاليکه خارجيها حتي بخش خصوصي آن هم با سفارت متبوع کشورشان هماهنگ هستند.

علت عمده اين امر که ادارات کشور جزاير مستقلي از يکديگر هستند معضل فرهنگي است که ما براي همکاري ارزشي قائل نيستيم. در فرهنگ اداري کشور نيز اين امر وجود دارد در ساير کشورها اطاعت اداري يک ارزش است اما در ايران ايستادگي در مقابل دستور مافوق يک ارزش و نشان قدرت باشد. ممکن است مشکل در اصل قوانين نباشد بلکه در اجراي آن باشد که آن هم به دليل برخي از معضلات فرهنگي و مديريتي در کشور است.

يکي از مشکلات مديريتي در کشور اين است که مديران صرفاً به درون تشکيلات نگاه مي کنند مثلاً در يک موسسه زماني که مي خواهند مسائل ارباب رجوع رادر نظر بگيريد، ارباب رجوع از زماني که وارد اتاقش مي شود براي وي اهميت پيدا مي کند نه بيشتر.

يکي ديگر از معضلات مديريتي ما اين است که زماني که با مشکلي مواجه مي شويم فوراً صورت مسأله را پاک مي کنيم يا سدي را مقابل آن قرار مي دهيم. اين سد فقط مانع فساد نيست بلکه از انجام بسياري از امور نيز ممانعت به عمل مي آورد. متأسفانه بسياري از تدابيري که براي مبارزه با فساد در ايران انديشيده مي شود، حکايت فوتباليسيتي است که پايش را بسته اند تا خطايي انجام ندهد. در حاليکه بايد قوانين نظارتي و مجازاتها را تشديد کرد تا خطايي نشود و داور مي تواند از کارت زرد يا قرمز استفاده کند يا بازيکن خاطي را از زمين اخراج کند. معضلات فرهنگي و مديريتي در کشور متأسفانه به وفور مشاهده مي کنيم.

چگونه مي توان آنها را حل کرد؟

يکي از راه حل ها، اجراي صحيح اصل 44 است.

يکسال که از ابلاغ بندهاي الف، ب و د اين اصل سپري مي شود اما هنوز اجرايي نشده است؟

مراحل بايد به سرعت انجام شود اما نبايد عجله اي داشته باشيم. بحث اموال کلان کشور در ميان است. در حقيقت آنچه به نام دولت است متعلق به تمام مردم مي باشد. قرار است واگذاري هايي صورت گيرد البته مقاومت هايي صورت مي گيرد. مدير دولتي نمي خواهد از حيطه مديريتي خود خارج شود. در آينده هم شاهد مقاومتهايي از سوي کارمندان بخش دولتي خواهيم بود. چرا که وقتي بسياري از شرکتها، بانکها، و کارخانجات را دولتي کرديم کارکنان آن به کارمندان دولت تبديل شدند. اما در حال حاضر که مي خواهيم به خصوصي سازي بپردازيم کارمندان دولت بايد به کارمندان بخش خصوصي تبديل شوند. آنها هم حاضر نيستند کار كم و داشتن درآمد مطمئن را از دست بدهند. لذا در برابر آن مقاومتهايي مي کنند. بايد اصلاحات به نفع کشور، توليد و توسعه صورت بگيرد. متأسفانه کارمند دولت چندان احساس وظيفه نمي کند که ساعات مفيد کاري خود را افزايش دهند. وي در بخش خصوصي ناچار خواهد شد بيشتر کار کند زيرا بخش خصوصي حاضر نيست به کسي بي جهت و بابت کار انجام نشده دستمزد دهد. بخش خصوصي افراد را بدليل داشتن روابط نزديک، پارتي و ... تأمين مالي نمي کند. يکي از معضلات موجود در ادارات اين است افرادي که از طريق رابطه (نه ضابطه)، جذب دستگاه ها شده اند اگر توانمند نباشند پس از واگذاري نهاد به بخش خصوصي دچار مشکل مي شوند لذا براي اينکه در بخش خصوصي باقي بمانند بايد تلاش کنند و به توانمنديهاي خود بيفزايند اين امر يکي از آثار مثبت خصوصي سازي است.

در بحث خصوصي سازي قرار است برخي از بنگاه هاي بزرگ بجز آنهايي که مربوط به حاکميت است، به بخش خصوصي واگذار شوند، اين واگذاري به صورت 80 به 20 است يعني 80 درصد در اختيار بخش خصوصي و مابقي در نزد دولت باقي مي ماند. مکانيزم واگذاري به صورت سهام عدالت يا ارائه سهام خرد است. اما اگر بخواهيم به صورت سهام خرد يا سهام عدالت واگذار کنيم باز هم بخشي اعظم در اختيار دولت است و سهامدار بزرگ واحد دولت خواهد بود در خصوص اين واگذاريها چه ديدگاهي داريد؟ چه اقداماتي بايد انجام داد تا واگذاريها به صورت بهينه انجام شود؟

بايد مراقب باشيم که در اين تحولات، مديريتها از هم پاشيده نشود. بايد تجربه، کارآيي و تبحر مديران دولتي را جهت بهبود اين امر بکار گرفت. بايد مراقب بود سهامي که به عنوان سهام عدالت واگذار مي شود از سوي عده اي مورد سوء استفاده قرار نگيرد. عده اي ممکن است سهام را خريداري کنند و مجدداً ثروت را در اختيار عده اي جمع شود. لذا اعلام شده که سهامدار حق ندارد تا چند سال سهام خود را واگذار نمايد.

در اين واگذاريها مديريتها هم بايد متوجه شوند ديگر مدير دولتي نيستند و بايد پاسخگوي سهامداران باشند. اين ماجرا اثر مستقيمي بر روي مديريتها خواهد گذاشت. ضمن اينکه متأسفانه در ايران مردم خود را مالک اموال دولت نمي دانند و تصور مي کنند اموال دولتي متعلق به دولت است درحاليکه دولت هم متعلق به آنان است. اما زماني که سهامدار شدند اين احساس را پيدا مي کنند که اموال براي آنان است. لذا نظارت و پيگيري خود را پيرامون اين مسأله که سرمايه شان در چه مسيري حرکت خواهد کرد، افزايش مي دهند. به خصوص که سهامدار حق رأي دارد و مي تواند با رأي خود در مديريت اثرگذار باشد. اين نکته مثبتي است اما بدليل اينکه قرار است ثروت کلاني واگذار شود کساني که هميشه به اموال عمومي چشم طمع مي دوزند در اين جا نيز چشم طمع خواهند دوخت. لذا بايد مراقب باشيم که اين ثروت به ثمن بخس داده نشود.

اصلي به نام «سهام ويژه» مطرح است که براي فقرا و تعاوني هاي شهرستانها در نظر گرفته شده است تا به نصف قيمت داده شود. اولاً براي اينکه جلوي فساد گرفته شود چند اصل را مقام معظم رهبري مورد تأکيد قرار دادند. نرخ سهام در بورس عرضه شود که اين خودش جنبه ضد فساد دارد دوم اينکه اطلاع رساني شفاف و صحيح و تعامل بايد صورت گيرد. در جايي که به عدالت بيشتر تأکيد مي کنيم اگر در اجراي آن دقت صورت نگيرد، مي تواند به ضد عدالت تبديل شود.

و مطالب تکميلي؟

معتقدم همه بايد خود را براي اين تحول آماده کنند. راهش هم اين است که اتکاي خود را از دولت کاهش دهند و توانايي هاي خود را باور کنند، ظرفيت خود را افزايش دهند، با تلاش و پيگيري امور را دنبال کنند و خود را به عنوان بخشي از راه حل براي تمام مسائل کشور در نظر بگيرند. چشم انداز چيزي نيست که صرفاً مسؤول تحقق آن دستگاه هاي دولتي و مديريتها باشند. اين پرسش بايد در ذهن هر فردي شکل بگيرد که براي تحقق چشم انداز چه وظايفي دارم؟ چه مي توانم انجام دهم؟ براي افزايش توان کشور چه کرده ام؟ چه مي کنم؟ چه مي توانم انجام دهم؟ چه بايد کنم؟ اين پرسش بايد مقدمه اي باشد براي پيدا کردن مسير، برنامه و حرکت.

http://www.asl44.ir/newsfullstory.aspx?nid=37

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در شنبه نوزدهم اسفند 1385 و ساعت 9:28 |

پايگاه‌هاي انترنتي مانند پايگاه گوگل، گلوبال جي‌تي‌اي، هاآرتص و جروزالم پست به پخش تيزرهاي تبلايغاتي سفارسي صهيونيستها عليه ايران در فضا

دو گروه بزرگ صهيونيست‌هاي آمريكا نتوانستند تبليغات خود بر ضد رئيس جمهور ايران را در شبكه خبري سي‌ان‌ان به نمايش بگذارند.

به
گزارش فارس۱۷ بهمن ۱۳۸۵ به نقل از روزنامه صهيونيستي جروزالم پست، شبكه خبري سي‌ان‌ان آمريكا حاضر نشد فضاي سايت اينترنتي خود را براي تبليغات آژانس يهود آمريكا بر ضد محمود احمدي‌نژاد،‌ در اختيار آنها قرار دهد.
به گفته ورداي واتيكاي،‌ سخنگوي آژانس يهود، اين آژانس به همراه سازمان جهاني صهيونيسم اخير از طريق شركت نتوورك سلوشنز براي تبليغات اينترنتي با بيش از 40 رسانه خبري برتر آمريكا تماس گرفته است اما هيچكدام با پخش اين تبليغات موافقت نكردند.
واتيكاي گفت: «آنها مي‌گويند اين تبليغات نيست و يك بيانيه سياسي است.»

وي افزود: «باور كردني نيست كه تبليغات برضد تنفر و يهودي ستيزي،‌ سياسي در نظر گرفته شود.»
شلومو مولا، رئيس بخش موسسات صهيونيستي در سازمان جهاني صهيونيسم نيز گفت: «من از رسانه‌هاي آمريكايي واقعا نااميد شدم كه حاضر نشدند فضاي تبليغاتي خود را در اختيار آژانس يهود قرار دهند.»
با اين وجود پايگاه‌هاي انترنتي مانند پايگاه گوگل، گلوبال جي‌تي‌اي، هاآرتص و جروزالم پست حاضر به پخش اين تبليغات در فضاي اينترنتي خود شدند.
شبكه خبري سي‌ان‌ان با تاييد رد اين تبليغات در بيانيه‌اي رسمي اعلام كرد: «اين شبكه سال‌ها مقررات سخت‌گيرانه‌اي درباره پذيرش آگهي‌ها و تبليغات سياسي داشته است.»
با اين وجود شبكه‌هايي مانند اي‌بي‌سي نيوز، بوستون هرالد و كلير كانال در آمريكا از وجود درخواست براي چنين تبليغاتي اظهار بي‌اطلاعي كردند.

 

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 9:38 |

شيخ فضل الله از مراجع شيعه لبنان: واكنش به ماجراجویی آمریکا علیه ایران در چارچوب مشخص و معيني محدود نخواهد ماند

هشدار شيح محمد حسين فضل الله به امريكا

 



شيخ محمد حسين فضل الله از مراجع شيعه لبنان امروز سه شنبه به جرج بوش رييس جمهور امريكا درباره هر گونه ماجراجويي بر ضد ايران در اينده هشدار داد و از كشورهاي حوزه خليج فارس خواست از اقدامات امريكا حمايت نكنند
به گزارش خبرگزاري فرانسه از بيروت ، شيخ محمد حسين فضل الله در سخنراني روز عاشورا گفت ماجراجويي جرج بوش هرگز محدود به زمان و مكان خاصي نخواهد بود و واكنش به اين ماجراجويها نيز در چارچوب مشخص و معيني محدود نخواهد ماند
شيخ محمد حسين فضل الله تاكيد كرد كشورهاي حوزه خليج فارس بايد درباره وقوع هر گونه جنگ و درگيري در منطقه هشيار باشند و نبايد اشتباه ديگري مرتكب شوند و از اقدامات ماجرا جويانه امريكا حمايت و بوش را همراهي و شرايط را براي اجراي نقشه هاي ماجراجويانه اش فراهم كنند
كشورهاي حوزه خليج فارس از متحدان اصلي امريكا در منطقه هستند اين مرجع شيعه لبنان از مردم امريكا خواست درباره روند اقدامات جنون اميز و تلاشهاي توسعه طلبانه بي حدو مرز دولت بوش به ويژه به راه انداختن حمام خون در منطقه خوب فكر كنند
جرج بوش رييس جمهور امريكا ديروز شنبه اعلام كرد مردم ايران به دليل بلند پروازيهاي هسته اي رهبران ان با تحريمهاي سنگين روبرو خواهند شد و به تهران درباره دامن زدن به خشونتها و درگيريها عراق هشدار داد بوش همچنين ايران ، سوريه و حزب الله لبنان را به تلاش براي ايجاد بي ثباتي در لبنان متهم كرد
بوش ياداور شد در حالي كه دوستان لبنان تلاش ميكنند به دولت اين كشور براي برقراري حكومتي ازادو شكوفا كمك كنند سوريه و ايران و حزب الله براي ايجاد بي ثباتي در اين كشور فعاليت ميكنند و بر اين اساس عاملان هرج و مرج و بي ثباتي در لبنان بايد مجازات شوند

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 16:40 |

دکتر قدیری ابیانه: پرداخت یارانه بنزین، بدترین حالت است

یک کارشناس اقتصادی

پرداخت یارانه بنزین، بدترین حالت است

هم اکنون کشور با اختصاص یارانه های سنگین به بنزین بدترین حالت است و سهمیه بندی بنزین از وضعیت موجود بهتر است

 

یک کارشناس اقتصادی در گفت و گو با خبر نگار ایران پترو نت با تاکید بر اینکه روشهای متفاوتی برای سهمیه بندی بنزین وجود دارد گفت: روش اول این است که میزان مصرف بنزین به سهمیه اختصاص داده شده به هر خودرو محدود شود ضمن اینکه امکان عرضه بنزین به میزان مصرف مازاد نیز وجود داشته باشد.
محمد حسن قدیری ابیانه فروش بنزین مازاد بر سهمیه به قیمت واقعی به متقاضیان را از گزینه های دیگر دانست و اظهار کرد: این امکان وجود دارد که بنزین به قیمت واقعی عرضه شود و بودجه حاصل از ما به التفاوت در جهت منافع عمومی و عدالت اجتماعی هزینه شود.
وی با تاکید بر اینکه راهکار بهتری نیز برای کنترل مصرف بنزین وجود دارد که در اکثر کشورها اجرا می شود گفت: در اکثر کشورها علاوه بر اینکه بنزین به قیمت واقعی عرضه می شود از مصرف کنند گان آن نیز مالیات گرفته می شود در این صورت دولت از عرضه سوخت درآمد بشتری کسب می کند که این درآمد اضافی را می توان برای دستیابی سریع تر به اهداف از جمله توسعه بیشتر حمل و نقل عمومی و توسعه جاده ها بکار برد.
قدیری اظهار کرد: اعمال این شیوه موجب می شود صاحبان خودرو متناسب با مصرفشان مالیات بپردازند و دولت به جای پرداخت یارانه بنزین با دریافت مالیات از آن کسب درآمد کند.
وی تاکید کرد : این روش موجب می شود مصرف بنزین نیز بهینه شود .
کارشناس اقتصادی تصریح کرد: یارانه اختصاص یافته به شهر تهران در سال جاری بیش از دو هزار و هفتصد میلیارد تومان بوده که معادل قیمت 34 هزار اتوبوس و 5 برابر مبلغ کل اتوبوس های عمومی است که در صورت حذف یارانه ها ، دولت می تواند آن را در جهت گسترش حمل و نقل عمومی بکار گیرد.
وی تاکید کرد: کاهش یارانه های بنزین و گسترش حمل و نقل عمومی باید در راستای یکدیگر انجام شود.
به اعتقاد وی قبل از حذف یارانه ی بنزین می توان در صدی از درآمد های نفتی را برای توسعه و تقویت حمل و نقل عمومی بکار گرفت.
وی تاکید کرد: بیان این نکته که قبل از حذف یارانه های بنزین باید حمل ونقل عمومی را به طور کامل گسترش داد به این معناست که حذف یارانه ها را مشروط به گسترش حمل و نقل عمومی کرده ایم.
وی در خصوص راهکارهای گسترش حمل و نقل عمومی به خبرنگار ایران پترونت گفت: ورود بخش خصوصی به عرصه حمل و نقل از راهکارهایی است که دستیابی به هدف را سرعت می بخشد.
وی ادامه داد: افزایش قیمت بنزین موجب استفاده بیشتر مردم از وسائل نقلیه عمومی می شود در این صورت ورود بخش خصوصی به این حوزه مقرون به صرفه خواهد بود.
همچنین حسین آفریده عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار ایران پترونت در پاسخ به این سوال که آیا سهمیه بندی بنزین بهترین راهکار است گفت: تولید داخلی بنزین جوابگوی مصرف کشور نیست بنابراین باید بنزین تولید داخلی کشور را به صورت سهمیه در اختیار مردم قرار گرفته ضمن اینکه بنزین وارداتی را با قیمت تمام شده به خریداران عرضه کنیم در این صورت کشور د ر عرضه بنزین دچار مشکل نمی شود.
به گزارش ایران پترونت وی تصریح کرد: مصرف بنزین برخی از مردم به دلایل مختلف بیشتر است بنابراین دولت علاوه بر ارائه بنزین به صورت سهمیه بندی می بایست امکان خرید بنزین به قیمت تمام شده را برای این افراد فراهم کند تا مازاد نیاز خود را به این طریق تامین کنند.

 

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 11:38 |
 و 19 بهمن؛ رزمايش موشكي نيروي هوايي و دريايي سپاه پاسداران

18 و 19 بهمن؛ رزمايش موشكي نيروي هوايي و دريايي سپاه پاسداران

خبرگزاري فارس 17/11/85: رزمايش تخصصي يگان‌هاي موشكي نيروي هوايي و دريايي سپاه پاسداران به مدت دو روز در منطقه جنوبي و مركزي آب‌هاي نيلگون خليج فارس و درياي عمان برگزار مي‌شود.

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي كل سپاه، يگان‌هاي موشكي نيروي هوايي سپاه در راستاي تقويت بنيه دفاعي و عملياتي خود رزمايش "صاعقه" و يگان‌هاي موشكي نيروي دريايي در جهت افزايش توانمندي‌هاي دفاعي و حفظ آمادگي همه جانبه نيروهاي عملياتي رزمايش "رعد" را با استفاده از دست‌آوردهاي موفقيت‌آميز رزمايش پيامبر اعظم (ص)1 و 2 برگزار مي‌كنند.
بر اساس اين گزارش رزمايش تخصصي يگان‌هاي موشكي نيروي هوايي سپاه صاعقه، و رزمايش تخصصي يگان‌هاي موشكي نيروي دريايي سپاه رعد روز چهارشنبه 18 بهمن ماه آغاز و تا روز پنج‌شنبه 19 بهمن ماه با انجام تمرينات رهگيري و پرتاب موشك برابر سريال‌هاي رزمايش ادامه مي‌يابد.

 

ملاحظات: برگزاري اين مانور در شرايط تهديد آمريكا و تقويت نيروهايش بسيار ارزشمند است ئو نشانه اين امر است كه ايران در مقابله با هر تهاجم اهتمالي قاطعانه عمل خواهد كرد

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 17:11 |

چهارشنبه، 22 آذر 1385


مشروح کنفرانس مطبوعاتی بذرپاش در «فارس»


مشروح کنفرانس مطبوعاتی بذرپاش در «فارس»


رئیس ائتلاف انتخاباتی رایحه خوش خدمت گفت: می‌خواهیم گفتمان و رویه انتخاباتی احمدی‌نژاد را در انتخابات آتی از جمله شورای شهر تثبیت كنیم. 
به گزارش خبرگزاری فارس مهرداد بذرپاش رئیس ائتلاف انتخاباتی رایحه خوش خدمت كه قرار بود روز سه شنبه در میزگردی با حضور احمد مسجد جامعی از ائتلاف اصلاح طلبان به تشریح برنامه‌ها‌ی این دو طیف برای شورای شهر سوم بپردازند به علت عدم حضور مسجد جامعی به تنهایی اقدام به گفتگو با خبرنگاران داخلی و خارجی كرد.
احمد مسجد جامعی روز دوشنبه موافقت خود را برای حضور در این میزگرد اعلام كرده بود، اما صبح سه شنبه فردی كه خود را نماینده وی معرفی می‌كرد در این جلسه حضور یافت و خواستار مناظره با بذرپاش شد، كه با توجه به قول مسجد جامعی برای حضور در این میزگرد، و عدم معرفی این فرد از سوی وی این درخواست پذیرفته نشد.
بذرپاش در ابتدا با اشاره به این كه ستاد رایحه خوش خدمت همان ستاد حامیان مردمی دولت اسلامی است كه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری شكل گرفته و اكنون نیز به همان نام ستاد حامیان در میان مردم مشهور است، گفت: پول، تحزب و رسانه سه ركن اساسی و موثر هر انتخاب است كه از گذشته این موضوع مورد توجه بوده است.
رئیس ائتلاف انتخاباتی رایحه خوش خدمت با اشاره به نوع استفاده گروه‌های مختلف از این سه عامل مهم در انتخابات كشور خاطرنشان كرد: برخی سعی می‌كنند با استفاده از رسانه به عنوان ابزاری خود را جور دیگری معرفی كنند، در حالی كه كاركرد اصلی رسانه این نیست.
بذرپاش تاكید كرد: ادعا داریم در دور اخیر انتخابات ریاست جمهوری، ادب انتخاباتی خاصی حاكم شد كه همه به آن اذعان دارند و از این مسئله كه كاندیدای انتخاب شده كمترین بهره‌مندی از عوامل فوق را داشت، تفاسیر مختلفی، از معجزه تا عوامفریبی، می‌كنند.
رئیس ائتلاف رایحه خوش خدمت با اشاره به این كه ستادهای مردمی در قالب حزب و دسته‌ها مرسوم نبوده اما از ظرفیت بسیار بالای نیروی كیفی انسانی برخوردار است، گفت: اصراری بر تشكیل حزب‌های دولت ساخته در دولت نهم وجود نداشت،اما ستادهای حامی دولت اسلامی ادامه فعالیت داده كه ائتلاف سراسری رایحه خوش خدمت به عنوان نام انتخاباتی برای شورای شهر سوم انتخاب شد.
وی اولین هدف این ستاد را تثبیت ادب و رویه انتخاباتی دوره اخیر ریاست جمهوری در انتخاب‌های بعدی از جمله شورای شهر سوم دانست و تاكید كرد:اگر احمدی نژاد رئیس جمهور نمی‌شد هم، باز این ادب انتخاباتی برای جامعه مفید بود، كه این موضوع مورد تائید رهبر انقلاب هم قرار گرفت.
بذرپاش دومین هدف را سرایت نوع مدیریت فعلی دولت بر مدیریت شهری دانست و افزود: مدیریت شهری علیرغم همه مشكلات، بسیار موثر بر بسط این نوع تفكر است و بر رضایت و رضایتمندی مردم تاثیر مستقیم دارد.
وی اضافه كرد: هر كس به دنبال انتخاب عناصر صالح است و ما نیز در درجه اول برای انتخاب كاندیداهای خود، تخصص در مدیریت شهری آن هم در شاخه‌های مختلف را لحاظ كردیم كه موجب ارائه تخصصی‌ترین لیست در میان دیگر طیف‌ها شده است.
بذرپاش هماهنگی و یكدلی نیروها را دومین ویژگی‌ انتخاب افراد این لیست عنوان كرد و گفت: اگر شوراها هماهنگ نباشند، هیچ اقدام موثری انجام نمی‌دهند و تقابل نظرات زیاد موجب فراهم آمدن نتیجه‌ای مانند شورای اول خواهد بود.
به اعتقاد بذرپاش اگر شورا براساس تفكر حاكم دولت به روی كار بیاید،بیشتر به نفع مردم خواهد بود، چون مشكلات بزرگ تهران همچون ترافیك، كمبود سرانه فضای ورزشی، شهرسازی و دیگر اقدامات، نیازمند عزم جدی و كمك حاكمیت به مدیریت شهری است،كه موجب تسریع ارائه خدمات شهری به شهروندان می‌شود.
سلامت اقتصادی دیگر معیار انتخاب كاندیداهای ائتلاف رایحه خوش خدمت است كه بذرپاش در این خصوص گفت: فساد در شهرداری نكته با اهمیتی است و اگر عناصری شائبه‌ این موضوع را داشته باشند،استعداد ورود به فساد در این بخش بسیار بالاست.
رئیس ائتلاف رایحه خوش خدمت رقابت‌ اصلی را بین لیست رایحه و لیست اصلاح طلبان دانست و تصریح كرد: چون رقابت بین این دو نوع تفكر است و این كه عده‌ای رقابت را به داخل اصولگرایان بكشانند شائبه برخی ملاحظات را به ذهن متبادر می‌كند.
بذرپاش در ادامه یادآور شد: هر جا كه بحث سرمایه و انباشت پول را می‌بینیم،سر و كله كارگزاران را مشاهده می‌كنیم، همچنان كه در عرصه‌های سیاسی نیز حضور مشاركت مشخص است و به نوعی این فعالیت‌ها تقسیم شده است،كارگزاران اصرار دارند در مدیریت شهری حضور یابند در حالی كه در مورد حضور در انتخابات مجلس علاقه چندانی ندارند.
وی با انتقاد از جریانی كه هر اقدام مصلحانه را به عنوان شرارت یاد می‌كند، از جمله این موارد را ساماندهی وضعیت دانشگاه آزاد اعلام كرد كه با اعتراض این قشر مواجه شده و گفت: این عده‌ تلاش دولت برای مبارزه با فساد را مبارزه با سرمایه داری می‌نامد.
كاندیدای ائتلاف رایحه خوش خدمت در پایان این بخش از سخنان خود، یادآور شد: اینكه برخی با غرور با مردم رفتار كرده و از پاسخگویی به مردم یا حضور در مناظرات خودداری می‌كنند، موضوعی است كه مردم دقیقا معنای این غرور را می‌فهمند.

 
بذرپاش گفت: ما به مردم می‌گوییم كه بهتر است به یك لیست رأی دهند؛ چرا كه فقط یك شورای منسجم می‌تواند كار كند؛ و الا شورای شهر اگر تركیبی از گروه‌های مختلف باشد، شركت سهامی می‌شود. 
  
بذرپاش در پاسخ به اولین سوال درباره احتمال ایجاد فساد در صورت هماهنگی و یكدستی دولت و شوراها گفت: این حرف‌ها را قبلاً هم گفته‌اند كه اگر دولت و شوراها با هم یكدست شوند، فساد ایجاد می‌شود و انگیزه‌ای برای مبارزه با فساد وجود نخواهد داشت.
وی افزود: ممكن است با یكدست شدن شورا و دولت مواردی هم رخ دهد كه ما سعی می‌كنیم اینها را به حداقل برسانیم، اما با توجه به اینكه نهادهای دولتی و اجرایی به هر حال مستعد بروز فساد هستند و اگر هماهنگ و یكدست هم نباشند، فساد در آنها وجود خواهد داشت، لذا ما فكر می‌كنیم ثمرات و بركات هماهنگی دولت و شوراها برای مردم و شهر تهران آن‌قدر زیاد خواهد بود كه در یك معادله هزینه فایده كفه ترازوی ثمرات آن سنگین باشد.
رئیس مستعفی گروه مشاوران جوان رئیس جمهور در پاسخ به سوالی دیگر مبنی بر اینكه چطور می‌توان قبول كرد كه بذرپاش و پروین احمدی‌نژاد در لیست رایحه خوش خدمت باشند، اما شما ادعا كنید كه این لیست دولتی نیست؟ اظهار داشت: خانم احمدی‌نژاد قبل از این سه دوره در انتخابات‌های مختلف شركت كرده است و شركت او در این انتخابات ربطی به آقای احمدی‌نژاد ندارد. ضمناً قرار نیست حق حیات سیاسی و اجتماعی ایشان را به دلیل اینكه خواهر رئیس جمهور هستند، سلب كنیم.
بذرپاش ادامه داد: بنده نیز به اقتضای سنم در دوره‌های قبلی انتخابات نمی‌توانستم شركت كنم و نباید حضور من در این انتخابات را به معنای استفاده از رانت دولت دانست. مضاف بر همه اینها معتقدم طرفداران رئیس جمهور مستحق‌ترین افراد برای حضور در عرصه‌های سیاسی هستند تا تفكری را كه مردم در سوم تیر به آن رای دادند، توسعه دهند. ما مدعی این هستیم كه طرفداران بیشتری نسبت به سایر گروه‌ها داریم و تفكر ما راهگشای مشكلات كشور است.
وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینكه شما خیلی بر لزوم هماهنگی دولت و شوراها تاكید می‌كنید اما اگر دولت به وظایف قانونی خود در قبال شوراها و شهرداری‌ها عمل كند، خیلی فرقی نخواهد كرد كه شوراها هماهنگ دولت باشند یا نه؟ بیان داشت: دولت وظیفه خودش را انجام می‌دهد و قانون را هم رعایت می‌كند، اما قطعاً اگر تفكرات و برنامه‌های دولت با شوراها هماهنگ باشد، توافقات سریع‌تر انجام شده و كارها خیلی زودتر انجام می‌شود.
خبرنگار دیگری از بذرپاش سوال كرد كه شما در سخنان‌تان بر ادبیات انتخاباتی متفاوت احمدی‌نژاد و طرفداران وی كه برخلاف رویه‌های دیگر متكی بر پول نیست، تاكید كردید ولی شاهدیم كه طرفداران رئیس جمهور، تبلیغات وسیعی در شهر كرده‌اید و آیا می‌توانید بگویید كه هزینه‌های انتخاباتی شما چقدر است و از كجا تامین می‌شود؟ بیان داشت: شما برای بررسی حجم تبلیغات جریان‌های مختلف می‌توانید یك دور كوچك در شهر بزنید و نتیجه‌گیری كنید.
وی اضافه كرد: ما قطعاً كمترین حجم تبلیغات را در مقایسه با دیگر جریان‌ها داریم و هزینه‌های ما نیز بسیار كمتر از دیگر جریان‌های سیاسی است. میزان این هزینه‌ها را نیز بعد از انتخابات بیان خواهیم كرد.
رییس ستاد ائتلاف سراسری رایحه خوش خدمت در پاسخ به این سوال كه شما گفتید رقابت اصلی بین شما و جریان اصلاح‌طلبان با محوریت حزب كارگزاران است، آیا این به معنی این است كه شما دیگر اصولگرایان را قبول ندارید و فقط خودتان را در مصاف با اصلاح‌طلبان می‌بینید یا اینكه منظورتان مصاف اصولگرایان با اصلاح‌طلبان است؟ خاطرنشان ساخت: منظور ما مصاف همه اصولگرایان با اصلاح‌طلبان است و حجت ما برای حضور در عرصه انتخابات قرار گرفتن در مقابل جریان مافیای ثروت و قدرت است و اگر نه اصلاً در انتخابات شركت نمی‌كردیم.
بذرپاش همچنین در واكنش به قرار نگرفتن اسامی چهره‌های معروف اصولگرایان در انتخابات شوراها در لیست ائتلاف رایحه خوش خدمت گفت: بسیاری از چهره‌های اصولگرا كه در انتخابات شوراها شركت دارند، قبل از ثبت‌نام با ما مذاكره كرده بودند اما در نهایت شرایط ما را برای قرار گرفتن در لیست ائتلاف رایحه خوش خدمت قبول نكردند؛ چرا كه ما معتقدیم لسیت ما لیست متفاوتی است. همچنین ما خیلی به قرار گرفتن چهره‌ها در لیست‌مان فكر نمی‌كردیم و معتقدیم این تركیب لیست است كه مورد توجه مردم قرار می‌گیرد و رای می‌آورد.
وی در واكنش به سوالی درخصوص ادعاهای برخی از نزدیكان ائتلاف رایحه خوش خدمت مبنی بر اینكه طرفداران رئیس جمهور قطعا برنده انتخابات هستند و 30 میلیون رای دارند، اظهار داشت: فردی كه این حرف را زده اگر چه آدم محترمی است اما مصاحبه وی موضع رسمی تشكل ما نیست كه رسانه‌ها با آن این‌چنین برخورد كردند و مثلا یكی از رسانه‌های اصولگرا مرتب آن را منتشر می‌كرد و تحلیل می‌كرد كه این نشانه مغرور شدن طرفداران رئیس جمهور است كه این موضع درستی نیست. یك مصاحبه نباید مستمسك تحلیل موضع همه ائتلاف رایحه خوش خدمت شود.
كاندیدای اصلی ائتلاف رایحه خوش خدمت در انتخابات شورای شهر تهران در پاسخ به این سوال كه پیش‌بینی شما از نتیجه انتخابات چیست؟ تصریح كرد: پیش‌بینی ما نظر مردم است كه بر هر چه قرار گیرد ما می‌پذیریم. ما خودمان هم نظرسنجی نداشته‌ایم كه بدانیم وضعیت چگونه است اما معتقدم كه اصلاح‌طلبان كه با محوریت كارگزاران در انتخابات شركت كرده‌اند حرف جدیدی برای زدن ندارند و به نظرم بهتر بود اینها بیشتر كار می‌كردند تا احتمال توفیق آنها بیشتر می‌شد و خاطره عملكرد شورای اول شهر تهران نیز در نظر مردم كمرنگ‌تر می‌شد. حضور امروز اصلاح‌طلبان در عرصه انتخابات نیز به مدد توان رسانه‌ای این دوستان است و فكر می‌كنم تفكری كه در سوم تیر اقبال مردم را به دنبال داشت امروز نیز هنوز بین مردم طرفداران بیشتری دارد؛ چرا كه ادبیات این جریان با فطرت مردم سازگار است و اگر چه در عرصه عمل هم انتقاداتی به عملیاتی نشدن همه وعده‌های آن مطرح است اما ادبیات آن همواره در نظر مردم مقبول است.
بذرپاش در پاسخ به این سوال كه آیا ادب انتخاباتی جریان سوم تیر كه شما گفتید امروز از طرف صدا و سیما هم رعایت می‌شود و مثلا ممنوع التصویر شدن شهردار تهران تا انتخابات آیا در این مجموعه می‌گنجد؟ بیان داشت: درباره عملكرد صدا و سیما باید از مدیران این رسانه سوال كنید، اما بعید می‌دانم با توجه به شناختی كه من از مجموعه صدا و سیما دارم چنین كاری شده باشد.
وی اضافه كرد: ما هم از صدا و سیما گلایه‌های زیادی داریم و توقع نداریم از رسانه ملی استفاده سیاسی و جناحی شود اما اینكه شما می‌گویید تلویزیون و رادیو اخبار رئیس جمهور را هم پخش نكنند، این دیگر شدنی نیست؛ چرا كه نمی‌شود اخبار رئیس جمهور را پخش نكرد.
رئیس مستعفی گروه مشاوران جوان رئیس جمهور همچنین در پاسخ به این سوال كه جبهه پیروان خط امام و رهبری اعلام كرده است به دلیل همكاری نكردن ائتلاف رایحه خوش خدمت و عمل نكردن آنها به وعده‌هایشان لیست انتخاباتی ارائه داده است؟ خاطرنشان ساخت: ما جلسات زیادی با همه گروه‌های اصولگرا داشتیم، اما اینكه شما گفتید فقط در عرصه رسانه‌ها مطرح است كه برخی از این دوستان چنین ادعاهایی دارند كه ما فلان توافق را كردیم یا فلان قرار را گذاشتیم اما ائتلاف رایحه خوش خدمت به آن عمل نكرد. البته شاید تقصیر ما باشد كه واقعیت این وقایع را به رسانه‌ها نكشاندیم كه حداقل از حق خودمان دفاع كرده باشیم.
بذرپاش در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاری فارس مبنی بر اینكه از ابتدای جدی شدن حضور آقای احمدی‌نژاد در انتخابات شاهد مخالفت‌های بسیار شدید و عجیبی با حضور ایشان در عرصه بودیم، به نظر شما دلیل این مخالفت‌ها كه بیشتر از جانب مافیای قدرت و ثروت مطرح می‌شود، چیست و آیا این جریان حضور در شوراها را هم برای قرار دادن این نهاد در مقابل دولت می‌خواهند؟ گفت: علت دقیق چنین مخالفت‌هایی با احمدی‌نژاد را ما خودمان هم نمی‌دانیم اما اینكه احمدی‌نژاد در ابتدای كار اعلام كرد من وارد منطقه ممنوعه شده‌ام را نباید دست‌كم گرفت.
وی افزود: كسانی كه به واسطه حضور احمدی‌نژاد در دولت دستشان از منابع ثروت و قدرت كوتاه شده است، قطعا كنار نرفته و در هر جایی و به هر وسیله‌ای به دنبال ضربه زدن به دولت هستند. برخی از كاندیداهای انتخاباتی كه رقیب آقای احمدی‌نژاد هم بودند، اصرار دارند كه آقای احمدی‌نژاد غاصب جایگاه ریاست جمهوری است و رای مردم را هنوز باور نكرده و قبول ندارند.این عده توفیق دولت را نشان‌دهنده ناكارآمدی خودشان می‌دانند و لذا می‌خواهند به هر روش ممكن دولت را به زمین بزنند.
كاندیدای اصلی ائتلاف رایحه خوش خدمت در انتخابات شورای شهر تهران ادامه داد: ما توقع دیگری از مخالفان دولت و كسانی كه از حضور این تفكر در دولت آسیب دیده‌اند، نداریم اما متاسفانه شاهدیم كه از برخی خودی‌ها می‌خوریم و معدودی از رسانه‌های اصولگرا نیز می‌آیند و به تهمت دروغ می‌بندند و علیه ما كار می‌كنند. آیا چنان كه دیروز رئیس جمهور در دانشگاه امیركبیر گفت، ادبیات دولت نهم متفاوت از خواسته‌های اصولگرایان است كه بسیاری از آنها حاضر نیستند آن را بپذیرند؛ آیا ادبیات و شعارهایی كه بارها مورد تایید صریح رهبری قرار گرفته است، چیزی جز اصولگرایی است.
بذرپاش اظهار داشت: این دوستان رئیس جمهور را می‌زنند و به او توهین هم می‌كنند اما در انتخابات عكس وی را كنار لیست خود قرار می‌دهند تا رای بیاورند؛ چرا كه می‌دانند مردم، اصولگرایان را با احمدی‌نژاد می‌شناسند.
وی در پاسخ به این سوال كه به نظر شما مردم بهتر است چه جریانی را برای شوراها انتخاب كنند؟ تصریح كرد: مردم بارها نشان داده‌اند كه در هر موقعیتی تشخیص درستی می‌دهند و هر چه در تبلیغات انتخاباتی هم علیه گروهی هجمه شود، نتیجه عكس داده است. ما به مردم می‌گوییم كه بهتر است به یك لیست رای دهند؛ چرا كه فقط یك شورای منسجم می‌تواند كار كند؛ و الا شورای شهر اگر تركیبی از گروه‌های مختلف باشد، شركت سهامی می‌شود كه هر كس در آن سهم خود را طلب می‌كند.

 
رئیس ائتلاف «رایحه خوش خدمت» تصریح كرد: ما اعتقادی نداریم كه شهردار را قبل از انتخابات معرفی كنیم؛چراكه وقتی اعضای شورا انتخاب شوند، شهردار می‌گوید شما براساس مقبولیت من رای آوردید و در این صورت شهردار دیگر پاسخگوی شورا نخواهد بود. 
   
وی در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه صاحب قلم مبنی بر این كه در صورت پیروزی ائتلاف رایحه خوش خدمت، آیا برنامه‌ای برای پیگیری هزینه 350 میلیاردی فاقد سند در شهرداری تهران دارید و آیا اصلاً این موضوع را بررسی می‌كنید؟ مطرح كردن بحث هزینه 350 میلیاردی فاقد سند در شهرداری تهران را كاملاً سیاسی خواند و گفت: مطرح كنندگان این بحث الان خودشان از این اقدام پشیمان هستند و همان فردی كه این بحث را مطرح كرده، قصد دارد تا در انتخابات 24 آذر ماه با اسم احمدی‌نژاد رئیس جمهور، رای بیاورد و از صحبت قبلی خود برگشته و می‌گوید منظورم این نبود.
وی با بیان این كه این فرد متاسفانه اظهارات خود را رسماً تكذیب نكرد، اظهار داشت: این مبلغ همان اضافه درآمدی بود كه در همه پروژه‌ها و...هزینه شده و همه اسناد آن موجود است و كاملاً به تائید شورای شهر تهران رسیده است.
عضو ائتلاف رایحه خوش خدمت با تشریح روند گردش مالی درآمدها و هزینه‌ها‌ در شهرداری تهران، ضمن تاكید بر وجود اسناد و مدارك مستدل برای تمامی هزینه‌كردهای دوران شهرداری احمدی نژاد افزود: در شهرداری به برخی اسناد، اسناد «فاقد» می‌گویند، به این معنی كه در بودجه، برخی هزینه پیش‌بینی نشده، اما از منبع اضافه درآمدها، هزینه می‌شود كه طبق قانون این هزینه‌ها باید به تائید سه نفر برسد كه حداقل 2 نفر از اعضای شورای شهر و شهردار تهران یا معاونت تخصصی مربوطه، باید آن را امضا كنند.
بذرپاش تاكید كرد: این مبلغ 350 میلیارد تومان اضافه درآمد در شهرداری بوده كه در همه پروژه‌ها هزینه شده است؛ چرا كه در شهرداری می‌توان برای اضافه درآمدها، پروژه اضافی تعریف كرد و در آخر سال از شورای شهر مجوز گرفت و این هزینه‌ها تائید شورای شهر تهران را داشته است.
وی با بیان این كه عده‌ای گفتند كه این «اسناد فاقد» معلوم نیست در كجا هزینه شده، خاطرنشان كرد: این حركت كاملاً سیاسی بوده و الان نه می‌توانند از این اظهارات خود دفاع كنند و نه سندی برای اظهارات خود دارند.
عضو ائتلاف رایحه خوش خدمت با بیان اینكه آنها هیچ سندی برای اظهارات خود ندارند،افزود: اگر آنها سندی برای ادعای خود داشتند تاكنون آن را در اختیار صدها روزنامه می‌گذاشتند.
بذرپاش در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه قدس درخصوص عدم دعوت شهردار تهران در جلسات هیات دولت گفت: شهردار تهران تاكنون سه بار به جلسات هیات دولت كه درخصوص بررسی و مشكلات تهران بوده، دعوت شده كه 2 بار حضور نیافت و یك بار هم اعلام كرد كه نماینده خود را می‌فرستد. البته هیات دولت درخصوص بررسی مسائل و مشكلات تهران پنج جلسه داشت؛ چون شهردار تهران در سه جلسه قبل حضور نیافت در دو جلسه دیگر دعوت نشد.
مشاور وقت احمدی‌نژاد در شهرداری تهران در پاسخ به سوال دیگر این خبرنگار مبنی بر اینكه نظرش راجع به پلمپ شدن در سازمان مالیاتی كشور به علت بدهكار بودن به شهرداری در زمان شهردار بودن آقای احمدی‌نژاد و پلمپ نشدن آن در دوره آقای قالیباف با توجه ادامه آن روند، با بیان این كه شهردار منطقه سرخود این كار را كرده بود، گفت: البته وظیفه قانونی وی بوده ولی با شهرداری تهران هماهنگ هم نكرده بود. همچنین باید توجه داشت كه دو روز بعد به دستور شهردار این قضیه منتفی شد.
رئیس ائتلاف رایحه خوش خدمت در پاسخ به سؤال خبرنگاری فرانسوی مبنی بر اینكه با توجه به حضور حامیان آقای احمدی نژاد در انتخابات، آیا این انتخابات آزمایشی برای سنجش شهرت احمدی‌نژاد است، با نامناسب خواندن این گونه تعابیر گفت: مردم به احمدی‌نژاد رای دادند و معلوم نیست كه به دیگران رأی می‌دهند. نمی‌توان گفت كه چون فلان لیست رای نیاورد، فلان كسی از محبوبیت افتاده است و این یك تغییر غلط می‌باشد.
خبرنگار خبرگزاری مهر از بذرپاش پرسید كه منظور شما از اینكه شورای شهر دوم از ریل حركت خود خارج شده چیست، با بیان اینكه همه اذعان دارند كه شورای شهر دوم بعد از مدتی از ریل خود خارج شده است، تصریح كرد:در 2 سال اول فعالیت شورای شهر به دلیل حضور احمدی‌نژاد به‌عنوان شهردار شاهد یك كارآمدی بودیم و كارها به‌سرعت پیش می‌رفت اما شوای شهر تهران بعد از احمدی‌نژاد، از كارآمدی خود خارج شد و به سمت فازی رفت كه رنگ سیاسی آن برجسته شد و كارآمدی آن كاهش یافت و نقش شورا به‌عنوان ریشه و شهردار به‌عنوان سرباز جابجا و یا مساوی شد.
وی تاكید كرد: عملكرد شورا در انتخاب شهردار برای مردم تعجب برانگیز بود و مردم آن‌گونه كه عمل شد، توقع نداشتند.
وی تاكید كرد: شورا و شهردار هر دو باید مردمی باشند و نباید سیاسی شوند.
رئیس ائتلاف رایحه خوش خدمت با بیان اینكه ما اعتقادی نداریم كه شهردار را قبل از انتخابات معرفی كنیم، افزود: در این صورت، وقتی اعضای شورا انتخاب شوند، شهردار می‌گوید شما براساس مقبولیت من رای آوردید و در این صورت شهردار دیگر پاسخگوی شورا نخواهد بود.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 20:46 |

مصاحبه: واقعی شدن قیمت بنزین، بهترین راه حل مصرف بهینه است

کارشناس مدیریت استراتژیک در گفت و گو با آریا: واقعی شدن قیمت بنزین، بهترین راه حل مصرف بهینه است

خبرگزاری آریا ۲۲/۶/۱۳۸۵ - صرفه جویی، کاهش مصرف و جلوگیری از قاچاق سوخت در گرو منطقی شدن قیمت بنزین است.

محمد حسن قدیری (ابیانه)، اقتصاددان و کارشناس مدیریت استراتژیک در گفت و گو با خبرنگار سرویس اقتصادی آریا، افزود: اگر دولت و مجلس اقدامات خود را در مسیر بهبود و ساماندهی وضعیت سوخت (به صورت ، سهمیه بندی، دو نرخی، استفاده از کارت هوشمند)، به جد از سر نگیرند و در یايان راه به توفیقات مطلوب و موثری که رضایت جامعه و پویایی اقتصاد کشور را در بردارد دست نیابند، مطمئناً چاره ای جز تامین نیاز از طريق واردات را نخواهند داشت.

وی خاطرنشان کرد: واکنش مجلس نسبت به این که دولت نتوانست در خصوص کاهش مصرف و بهینه کردن سوخت به تکالیف خود عمل کند و در ایجاد زیرساختهای لازم به نتایج مطلوبی نرسیده، با عدم مجوز از سوی مجلس جهت واردات این محصول جامعه بحرانی می شود که در چنین شرایطی با انتخاب بدترین راه حل مجلس نیز ناچار به خواسته های دولت و شرایط جامعه عمل کرده و پیشنهادات دولت را تصویب خواهد کرد.

وی بدترین راه حل تامین مصرف نیاز داخلی سوخت کشور را اختصاصی بودجه وارداتی برای خرید بنزین دانست و گفت: ورود بنزین و عرضه ارزان قیمت به نرخ یارانه ای کماکان مصرف این کالا را افزایش و حقوق اقشار کم درآمد را تضییع و زمینه های قاچاق سوخت را فراهم می نماید.

قدیری یکی از راه حلهای بهینه کردن مصرف سوخت را راه حل میانی یعنی سهمیه بندی مصرف ذکر کرد و اظهار داشت: گر چه انتخاب چنین راه حلی نیز از عیوب مستثنی نیست اما نسبت به وضعیت موجودی این عمل در سطح بهتری قرار دارد، البته شایسته است جهت دستیابی به اهداف علاوه بر سهمیه بندی، امکان عرضه سوخت به قیمت واقعی یعنی غیر یارانه ای نیز فراهم شود.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 15:7 |

 پذيرش تعليق موقت دست آمريكا را براي تحريم ايران باز مي‌كند

 

پذيرش تعليق موقت دست آمريكا را براي تحريم ايران باز مي‌كند

 پذيرش تعليق حتي به صورت موقت از سوي ايران باعث مي‌شود زماني كه خواستيم دوباره غني‌سازي را آغاز كنيم، آمريكا بتواند راي ديگر كشورها را براي تحريم عليه ايران بدست آورد.

 آمريكا در حال حاضر براي تصويب تحريم اقتصادي عليه ايران در شوراي امنيت سازمان ملل دچار مشكل است و چنين مصوبه‌اي علاوه‌بر مخالفت‌هاي چين و روسيه، با مخالفت كشورهاي اروپايي ديگري چون آلمان و فرانسه نيز همراه است. 
به‌واسطه اين واقعيت آمريكا ضمن اين‌كه امكان تحريم ايران را خارج از ساختار سازمان ملل مطرح كرده، از طرف ديگر از زبان رايس وزير امور خارجه خود، احتمال تلاش براي تعليق تحريم در شوراي امنيت در ازاي تعليق موقت غني‌سازي را نيز مطرح كرده است. 
مسئولين مذاكره‌كننده بايد هوشيار باشند و بدانند اين پيشنهاد نه يك قدم در راه مذاكره بلكه توطئه‌اي عليه ايران و در جهت زمينه‌سازي براي جلب حمايت كشورها در شوراي امنيت براي تحريم ايران با پايان مجدد تعليق غني‌سازي مي‌باشد. 
به عبارت ديگر آمريكا مي‌خواهد ايران يك تعليق موقت داشته باشد تا پيشنهادي را به شوراي امنيت ببرد كه در صورت از سرگيري غني‌سازي، مكانيسم تحريم اعمال شود. 
رايس گفته است آمريكا تلاش خواهد كرد تا سازمان ملل تحريم‌هاي متناسب با رفتار ايرانيان را اعمال كند. اين جمله بدين معني است كه اگر ايران تعليق را هر چند به صورت موقت بپذيرد، آن‌ها به دنبال تصويب قطعنامه تحريم ايران در صورت آغاز مجدد غني‌سازي خواهند رفت. 
با توجه به اين مسئله بايد مراقب اين توطئه بود و روي خندان غرب را يك عقب‌نشيني تلقي نكرد. 
قرائن نشان مي‌دهد كه آمريكا در تحريم ايران در شوراي امنيت فاقد شرايط لازم براي تحريم است و در صورت ادامه تلاش‌هاي امريكا براي تحريم، عدم تصويب آن در شوراي امنيت براي آمريكا يك شكست بزرگ محسوب خواهد گرديد.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 14:50 |

سلام

اعتراض یهودیان به مصاحبه شبکه تلویزیونی CBS آمریکا با احمدی‌نژاد

آفتاب دوشنبه 23 مرداد 1385: مصاحبه مایک والاس خبرنگار آمریکایی با محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران روز گذشته در حالی از شبکه تلویزیونی CBS آمریکا پخش شد که عده‌ای از یهودیان در جلوی ساختمان این شبکه تلویزیونی در لس‌آنجلس تجمع کرده و این شبکه و مایک والاس را به علت مصاحبه با احمدی‌نژاد مورد انتقاد قرار داده‌اند.

به گزارش پایگاه اینترنتی CBS2، آری روبین رئیس این گروه از یهودیان گفته است که مایک والاس کار اشتباهی کرده است که با رئیس جمهوری که گفته است اسرائیل باید نابود شود و از حزب‌الله حمایت می‌کند مصاحبه کرده است

به گزارش این پایگاه اینترنتی یکی از دلایل عصبانیت معترضین این بوده است که «اظهارات مایک والاس در مورد احمدی‌نژاد چاپلوسانه بوده است». یکی از معترضین در این مورد گفته است، ما شنیده‌ایم که والاس گفته است احمدی‌نژاد ضد یهودی نیست بلکه او ضد صهیونیست است. وی افزوده است: اگر شما یهودی باشید شما صهیونیست هستید. به خاطر اینکه صهیونیسم نهضت آزادی ملی برای مردم یهود است

مایک والاس در جریان این مصاحبه، احمدی‌نژاد را آدمی بسیار حرفه‌ای نامیده و گفته است که با او لحظات خوبی داشته است. یکی دیگر از معترضین، مصاحبه والاس با احمدی‌نژاد را تبلیغی برای رئیس جمهور ایران دانسته و گفته است، بیشتر از این ناراحت هستم که والاس خودش یک یهودی است

این معترض یهودی در ادامه اظهارات خود گفته است: خدا را برای آزادی بیان شکر می‌کنیم اما هنگامی که شما مصاحبه‌ای را نشان می‌دهید تا مردم باور کنند چیز دیگری گفته شده‌ است. این کار اشتباه است. ما از اینکه شبکه CBS، چک سفیدی به والاس برای رفتن به ایران و مصاحبه با احمدی‌نژاد داده راضی نیستیم.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت 16:34 |

سلام

کارشناس روس: ايران يك ابرقدرت منطقه اي داراي حكومت دموكراتيك اسلامي است.

ادعاي يك كارشناس روسي مبني بر سهم خواهي بيشتر ايران در خاورميانه

  

يك كارشناس روس مناقشه لبنان را كه بر اثر تهاجم ارتش صهيونيستي به اين كشور آغاز شده و يك ماه ادامه يافت ، "جنگ نخست امپراطوري نوخاسته ايران " خواند.
"
يوگني ساتانوفسكي " رييس انستيتو خاورميانه در مصاحبه اي با روزنامه "ايزوستيا" كه در شماره روز دوشنبه اين نشريه چاپ شده است ، ايران را يك ابرقدرت منطقه اي داراي حكومت دموكراتيك اسلامي توصيف كرد كه براي داشتن سهم بيشتري در حيات سياسي منطقه خاورميانه تلاش مي كند.
ساتانوفسكي اين مساله را كه "آمريكا با تحريك اسراييل و براي به دام انداختن ايران ، جنگ در لبنان را آغاز كرده "، مهم نمي داند و تاكيد دارد كه پاسخ ايران به چالش هاي جهاني چنين خواهد بود.
اين كارشناس روس طرفدار اسراييل معتقد است كه حزب الله لبنان ، اقدامات جنگي عليه اسراييل را با هماهنگي با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران انجام مي دهد و در اين اقدامات به نفع مردم لبنان ، فلسطين يا سوريه عمل نمي كند.
وي افزود كه وضعيت كنوني درباره عملكرد بين المللي ايران با وضعيت اتحاد شوروي در سال هاي دهه 20 و 30 كه به صدور انقلاب به كشورهاي اروپايي و آسيايي پرداخته و امپراتوري هاي استعماري غربي را در كشورهاي آفريقايي يكي پس از ديگري نابود كرد، شباهت دارد.
ايزوستيا به نقل از اين كارشناس نوشت : "هلال شيعه " از لبنان و سوريه تا جنوب عراق و مناطق شرقي عربستان سعودي و شيخ نشين هاي خليج فارس محدوده منافع ايران بشمار مي رود
.
ساتانوفسكي گفت : ايران با مبارزه بي امان با اسراييل به دست ديگران در واقع تندرويان جهان اسلام را زير پرچم خود گرد مي آورد و برنامه هاي هسته اي اين كشور و در آينده سلاح هسته اي ، ضامن مصونيت اين كشور خواهد بود. وي همچنين به طرفداران بي شمار ايران در روسيه اشاره مي كند كه به دلايل مختلف ازجمله "فروش منطقه آلاسكا به آمريكا" حاضرند از ايران در رويارويي با غرب پشتيباني كنند.
اين كارشناس روس هشدار داد كه باتوجه به مرزهاي شفاف روسيه با كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز و با درنظر گرفتن مشكلات زياد اين كشور در سده هاي اخير از جمله در زمان "گريبايدوف "، اين كشور بايد سياست محتاطانه تري را نسبت به ايران در پيش بگيرد.
وي اين مساله را بويژه با توجه به رشد منفي جمعيت روسيه كه به گفته وي باعث خواهد شد جمعيت اين كشور در سال 2050 به حدود يكصد ميليون نفر و نيز جمعيت ايران 120 ميليون نفر برسد، خطرناك و قابل تامل مي داند.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت 16:32 |

هاآرتص: هر اتفاقي بيفتد، ايران پيروز است

خبرگزاري انتخاب : «بردلي بر ستون» در مقاله اي كه روزنامه صهيونيستي «هاآرتص» آن را منتشر كرده، ايران را پيروز واقعي رخدادهايي دانسته است كه در منطقه خاورميانه رقم مي خورد.

خبرگزاري انتخاب : ۱۶ مرداد ماه ۱۳۸۵    «بردلي بر ستون» در مقاله اي كه روزنامه صهيونيستي «هاآرتص» آن را منتشر كرده، ايران را پيروز واقعي رخدادهايي دانسته است كه در منطقه خاورميانه رقم مي خورد.

در مقاله اين رسانه اسرائيلي كه دشنام گويي و زير پا نهادن اخلاق رسانه اي به خاطر توهين به رئيس جمهور ايران در سراسر آن ديده مي شود، در عين حال نكات قابل توجهي ديده مي شود كه علت عصبانيت صهيونيستها از موقعيت ايران را آشكارتر مي سازد. «هاآرتص» كه احمدي نژاد رئيس جمهور ايران را نابغه خوانده، مي افزايد: هنوز چيزي از يك سال نگذشته كه احمدي نژاد با عنوان رئيس جمهور ايران، موقعيتي براي اين كشور كسب كرده است كه در خاورميانه و حتي در جهان، بي همتاست؛ به گونه اي كه هر اتفاقي بيافتد، ايران پبروز است. عراق را در نظر بگيريد. هرچه آمريكا ناكامتر مي شود، لبخند بزرگتري بر لبهاي احمدي نژاد مي نشيند. بوش با حمله به صدام دشمن منفور ايران در منطقه، براي ايران كاري را انجام داد كه ايران در دوران جنگ ده ساله اش با عراق، موفق به انجام دادنش نشده بود.

مسأله ديگري كه به نفع احمدي نژاد است، اين است كه هرچه موقعيت در لبنان و عراق بحراني تر مي شود، قيمت نفت بالا تر مي رود و هر سنتي كه در پمپ بنزينها خرج مي شود، ميلياردها دلار براي ذخيره ارزي ايران به ارمغان مي آورد.اين روزنامه صهيونيست با اظهار عصبانيت از موقعيت ايران در عرصه تحولات بين المللي، مي نويسد: مصاديق متفاوتي از اين نكته كه «ايران در هر صورت پيروز است» وجود دارد. اما بهترين تعبير متعلق به فيليپ دوست بلازي، وزير خارجه فرانسه است كه در جريان بازديد از مناطق جنگزده بيروت، ابراز كرد.

به نوشته هاآرتص، دوست بلازي در كنفرانس مطبوعاتي اش در بيروت، اعلام كرد: مسلماً كشوري مثل ايران وجود دارد كه كشوري بزرگ است و مردم و تمدن بزرگي دارد كه بسيار قابل احترام است و نقش ثبات دهنده در منطقه را ايفا مي كند.

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 16:40 |

سلام

فناوری هسته ای و تصاویری از آن در جمهوری اسلامی ایران

زنده باد بسیجی و همت بسیجی

و درود بر مدیریت حکیمانه فرماندهی معظم کل قوا

نطنز

 

 

بوشهر

 

 

 

 

 

 

 

 

اراک

+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در دوشنبه دوازدهم تی