با سلام
دلنوشته ها:::
۱ـ این روزها...
ای کاش می توانستم شکایت کنم از شما نامحرمان انقلاب
روزهایی که داریم به انتخابات نزدیک می شویم خیلی صحبتهای جالبی به گوش می رسد که اگر واقعا در جریان راست و دروغ نباشی فکر میکنی نامحرمان انقلاب مدافع انقلاب شده اندو اصلا در سالهای اخیر آنها نامحرم نبوده اند من و شما نامحرم بوده ایم!!!
یکدفعه صبح می بینی می گویند به وسیله سیب زمینی دارند رای می خرند یا نه می گویند دولت و در راس آن دکتر که بحق محمد و ال محمد درد وبلاش بخوره رو سره انهایی که چشم دیدنش را ندارند پول ودیعه مخابرات را به ناحق در جیب خود نگه داشته اند و از این دولت اینها بعید است!!!خلاصه هر آنچه شایسته خود و سروران نالایق و فاسدشان است را به دکتر و دولت نهم نسبت می دهند
ای کاش ای کاش توانایی یعنی شرایطش را داشتم از برخی سردمداران انها و از برخی روزنامه های پشت صحنه دار به دستگاه قضایی شکایت کنم و در آن شکایت می نوشتم
بیگانه پرستانی که در روزهایی نه چندان دور در سفارت انگلیس عزت و شرافت این سرزمین را که مدیون جانهای عاشقی است که خون سرخ خود را سرمایه آرمانی مردمان این سرزمین قرار دادند به قیمت کمتر از ... میفروختند چگونه طی مدت ۴ سال به خود اجازه میدهند تا فرزند خدمتگزار و مورد اعتماد این ملت را که در مردمی ترین انتخابات تاریخ ایران نه در مسند رییس جمهور بلکه در مسند خدمتگزاری صادق و خالص و عاشق خدمت است اینگونه آماج توهین ها و افتراهایی که تنها در شان خودشان است قرار دهند؟
افرادی که با تکیه بر رانتها و فسادهایی که سالیان متمادی بیت المال این مملکت را بیت المال انحصاری نموده اند چگونه تهمت های ناروای اقتصادی و به دور از واقعیت را به خادم ملت نسبت می دهند چگونه دیگران را به کیش ناشایست خود می پندارند؟
مسئولی که بعد از انقلاب اسلامی به گواه مردم ایران زمین دارای کمترین تیم حفاظتی بوده و حتی از مهمانهای خود در منزل خودش پذیرایی می کند و از نظر اقتصادی سالمترین مسئول بعد از انقلاب است و برای ارتباط با مردم از هر فرصتی استفاده میکند و به واقع مرحمی بر زخمهای قشری بوده که کاردستی اصلاحات"فروختن عزت"و سازندگی"تعدیل اقتصادی البته با برس سیمی"هستند چرا بایستی هدف اهانت هایی به دور از شان و مقامش واقع شود؟
و خیلی چراهای دیگر که ای کاش ای کاش اگر در موقعیت شغلی فعلی نبودم به گواه خداوند یکتا و قسم به حرمت خون شهدایی که سراسر وجودم را مدیونشان می دانم آن را به صورت شکایتنامه ای تنظیم نموده و قبل از رفتن به دادگاه برای تمام خبرگزاریها و روزنامه ها ارسال می نمودم...
۲ـانتخابات
حاج محمود عزیز روزهای آخر اسفند در ویژه نامه روزنامه وطن امروز نکته بسیار جالبی توسط سردبیرش نگاشته شده بود"این انتخابات فینال انقلاب است".
این را میدانم که تو نه از من و نه از هیچ کس دیگر توقع نداری که برای تو فعالیت تبلیغاتی انجام دهند چون کسی که نیتش خدمت خالصانه است خدا را مد نظر قرار می دهد و کسی که خدا را مد نظر داشته باشد فقط خدا و خدا و خدا را می خواند و من از این عطش تو که همواره خدا را در کارهایت مدنظر داری قبطه می خورم و یا بهتر بگویم حسادت شدیدی دارم تا ای کاش من هم می توانستم مثل تو خدا را همیشه در نظر داشته باشم همانطور که در مسجد سلمان فارسی در ۱۶ اسفند ۸۶ ساعت۱۰ شب گفتم دکتر قربانت بشوم فدایت بشوم و اطرافیان تو "دوستان محافظ"خندیدند با افتخار و سربلندی میگویم احمدی نژاد من فدایی تو هستم و به یقین تو در این فینال پیروز انتخابات هستی و این را زنده دلان بخوبی می دانند که طعم شیرین خدمات تو امید را در دلها زنده کرده است.
۳ـ آرزو
هر چند دور از ذهن است که این آرزو عملی شود ولی حاج محمود کاش می توانستم از سازمانی که فعلا در آن کار میکنم و محدودیتهایی را بدین سبب دارم در کنار شما بودم و این ۴ سال را مامور میگشتم به کنار شما و با نیت خالص در خدمت اهداف شما و آرمانهایتان در زدودن فساد از دستگاههای دولتی بودم و درقسمت بازرسی و یا نه حتی به عنوان آبدارچی و باز هم نه ... نمی دانم فقط از نزدیک در خدمت شما بودم همین ای کاش...شاید کسی باور نکند ولی در هر نماز این را از خدا میخواهم که بتوانم در کنار شما باشم میدانم کسی باور نمیکند...
۴ـبرایم خیلی دعا کنید
چون یک موضوعی در پیش است در تیر یا مرداد و به همین خاطر دلنگرانم !تو را به خدا در نمازهایتان حتما برای مشکل ما دعا کنید دعا کنید...
التماس دعا مخصوص التماس دعا...
+ نوشته شده توسط محسن رنجبران در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت
19:20 |